نجاسات

[۹۹] [۱۰۰] [۱۰۱] [۱۰۲] [۱۰۳] [۱۰۴] [۱۰۵] [۱۰۶] [۱۰۷] [۱۰۸] [۱۰۹] [۱۱۰] [۱۱۱] [۱۱۲] [۱۱۳] [۱۱۴] [۱۱۵] [۱۱۶] [۱۱۷] [۱۱۸] [۱۱۹] [۱۲۰] [۱۲۱] [۱۲۲] [۱۲۳] [۱۲۴] [۱۲۵] [۱۲۶] [۱۲۷] [۱۲۸] [۱۲۹] [۱۳۰] [۱۳۱] [۱۳۲] [۱۳۳] [۱۳۴] [۱۳۵] [۱۳۶]

انواع نجاسات

ج۱، مسئله ۹۹ . نجاسات یازده چیز است:

اوّل: ادرار؛ دوّم: مدفوع؛ سوّم: منی؛ چهارم: مردار؛ پنجم: خون؛ ششم و هفتم: سگ و خوک؛ هشتم: کافر بنابر احتیاط واجب؛ نهم: خمر (شراب انگور)؛ دهم: فقّاع (آب جو) بنابر احتیاط واجب؛ یازدهم: عرق حیوان نجاست‌خوار.

۱ و ۲. ادرار و مدفوع

ج۱، مسئله ۱۰۰ . ادرار و مدفوع انسان و هر حیوان حرام گوشتی که خون جهنده دارد، یعنی اگر رگ آن را ببُرند خون با جهش از آن بیرون می‌آید، نجس است؛

بنابراین، فضلۀ موش و خرگوش و گربه و حیوانات درنده و مانند آنها نجس است.

امّا مدفوع حیوان حرام گوشتی که خون جهنده ندارد، مانند ماهی حرام گوشت، همچنین فضلۀ حیوانات کوچک مثل پشه و مگس که گوشت ندارند، پاک است؛ ولی بنابر احتیاط واجب از ادرار حیوان حرام گوشتی که خون جهنده ندارد، لازم است اجتناب شود.

ج۱، مسئله ۱۰۱ . ادرار و فضلۀ پرندگان حرام گوشت مثل کلاغ و عقاب و خفّاش و مانند آن، پاک است، هرچند بهتر است از آنها پرهیز گردد.

ج۱، مسئله ۱۰۲ . ادرار و مدفوع حیوان نجاست‌خوار که عادت به خوردن مدفوع انسان کرده، نجس است. همچنین، ادرار و مدفوع بچّه بزی که شیر خوک خورده و نیز حیوانی که انسان با آن نزدیکی نموده است، نجس می‌‌باشد[۱] .

۳. منی

ج۱، مسئله ۱۰۳ . منی مرد و هر حیوان نر حرام گوشتی که خون جهنده دارد، نجس است و رطوبتی که از زن با شهوت خارج می‌‌شود و موجب جنابت او است، به تفصیلی که در مسأ‌لۀ «۴۳۲» ذکر خواهد شد، در حکم منی است؛

همین طور بنابر احتیاط واجب، از منی حیوان نر حلال گوشتی که خون جهنده دارد اجتناب شود.

۴. مردار

ج۱، مسئله ۱۰۴ . مردار انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد، نجس است، چه خودش مرده باشد و چه اینکه به غیر دستوری که در شرع معیّن شده، آن را کشته باشند و ماهی، چون خون جهنده ندارد، هرچند در ‌آب بمیرد پاک است.

ج۱، مسئله ۱۰۵ . چیزهایی از مردار مثل پشم و مو و کرک و استخوان و دندان که روح ندارد،[۲] پاک است؛ مگر سگ و خوک و کافر غیر کتابی که تمام اجزای بدنشان نجس می‌باشد.

ج۱، مسئله ۱۰۶ . اگر از بدن انسان یا حیوانی که خون جهنده دارد، در حالی که زنده است گوشت یا چیز دیگری که روح دارد جدا شود، نجس می‌‌باشد.

ج۱، مسئله ۱۰۷ . اگر پوست‌‌های مختصر لب و جاهای دیگر بدن را بکَنند، چنانچه روح نداشته باشد و به آسانی کنده شود یا مشکوک باشد که روح دارد یا نه، پاک است.

ج۱، مسئله ۱۰۸ . تخم مرغی که از شکم مرغ مرده بیرون می‌‌آید، پاک است، هرچند پوست روی آن سفت نشده باشد؛ ولی چنانچه ظاهر ‌آن با رطوبت سرایت کننده با بدن حیوان مرده برخورد کرده، نجس است و با آب کشیدن پاک می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۰۹ . اگر برّه و بزغاله، پیش از آنکه علف‌خوار شوند بمیرند، پنیر مایه‌‌ای که در شیردان آنها می‌‌باشد، پاک است؛ ولی چنانچه ثابت نشود که مایع است، باید ظاهر آن را که با بدن حیوان مرده برخورد کرده است، بشویند.

ج۱، مسئله ۱۱۰ . «مُضْغه»[۳] و «مَشیمه»[۴] و «جُفت»[۵] پاک هستند؛ مگر آنکه آلوده به نجاستی مانند خون بدن انسان باشند؛

امّا جنین سقط شده‌ که روح در او دمیده نشده، بنابر احتیاط واجب نجس است و جنین سقط شده که روح در او دمیده شده، میته محسوب شده و نجس است؛ ولی چنانچه جنین مذکور مربوط به مسلمان باشد، پس از انجام غسل میّت پاک می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۱۱ . انواع مختلف دارو، عطر، روغن نباتی، واکس، صابون، پارچه و مانند اینها که از کشورهای غیر اسلامی می‌‌‌آورند، چنانچه انسان یقین به نجاست آنها نداشته باشد، پاک است.

ج۱، مسئله ۱۱۲ . گوشت و پیه و چرم اگر از حیوانی که دارای خون جهنده بوده و به دستور شرع کشته نشده، به دست آمده است، نجس و مردار می‌باشد و نماز با لباسی که از چنین چرمی تهیّه شده، باطل است.[۶]

امّا اگر احتمال معقول داده می‌شود که گوشت و پیه و چرم از حیوانی باشد که به دستور شرع کشته شده، پاک می‌‌باشد و نماز در آن چرم، صحیح است[۷] و در این مورد فرق ندارد گوشت، پیه و چرم نشانه‌‌های تذکیه و ذبح اسلامی را دارا باشد یا دارا نباشد.

شایان ذکر است، حکم خوردن آن گوشت و پیه و نیز «نشانه‌‌های تذکیه» در جلد دوّم، فصل «تذکیۀ حیوانات» مسائل «۱۲۴۲ تا ۱۲۵۰» خواهد آمد.

۵. خون

ج۱، مسئله ۱۱۳ . خونی که از انسان و هر حیوانی که خون جهنده دارد (یعنی حیوانی که اگر رگ آن را ببُرند، خون با جهش از آن بیرون می‌آید) خارج شود، نجس است. بنابراین، خون حیواناتی مانند ماهی و پشه که خون جهنده ندارند، پاک می‌‌باشد.[۸]

ج۱، مسئله ۱۱۴ . اگر حیوان حلال گوشت را به دستوری که در شرع معیّن شده، بکشند و خون به مقدار معمول بیرون آید، خونی که در بدنش باقی می‌‌ماند، پاک است، هرچند خوردن آن حرام می‌‌باشد؛[۹]

ولی اگر به علّت نفس کشیدن، خون به بدن حیوان برگردد یا به دلیل اینکه سر حیوان در جای بلند بوده، خون به مقدار معمول بیرون نیاید، آن خون نجس است؛

البتّه بنابر احتیاط مستحب، از خونی که در اجزاء حرام از حیوان حلال گوشت مانده، پرهیز شود.

امّا حیوان حلال گوشت وحشی که با وسایل صید به‌طور شرعی کشته شده باشد، خونی که در بدنش پس از خروج خون به مقدار معمول باقی می‌‌ماند، پاک است.

ج۱، مسئله ۱۱۵ . خون باقیمانده در حیوان ذبح شده، چنانچه شک شود از نوع خون پاک می‌باشد یا از خون نجس، حکم به پاکی آن می‌شود، مگر آنکه حیوان در حکم حیوانی باشد که ذبح شرعی نشده، هرچند از این جهت که خون به مقدار معمول از بدن حیوان خارج نشده باشد.

ج۱، مسئله ۱۱۶ . خون داخل تخم مرغ نجس نیست، ولی خوردن آن خون حرام است. بنابراین، اگر ذرّۀ خون را بردارند، خوردن بقیّۀ تخم مرغ مانعی ندارد، هرچند احتیاط مستحب آن است که از خوردن زردۀ تخم مرغی که ذرّۀ‌‌ خون در آن می‌‌باشد، پرهیز شود.

ج۱، مسئله ۱۱۷ . خونی که گاهی موقع دوشیدن شیر دیده می‌‌شود، نجس است و شیر را نجس می‌‌کند، هرچند مقدار شیر دوشیده شده به اندازۀ یک کر و مانند آن باشد.

ج۱، مسئله ۱۱۸ . اگر خونی که از لای دندان‌‌ها می‌‌آید، به علّت مخلوط شدن با آب دهان از بین برود، پرهیز از آب دهان لازم نیست.

ج۱، مسئله ۱۱۹ . خونی که به سبب کوبیده شدن، زیر ناخن یا زیر پوست می‌‌میرد، اگر طوری شود که دیگر به آن خون نگویند، پاک است؛

امّا اگر به آن خون بگویند و ظاهر گردد، نجس است؛ پس چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود طوری که خون، جزء ظاهر بدن حساب شود، چنانچه بیرون آوردن خون و تطهیر محل، برای وضو یا غسل، ضرر قابل توجّه یا زحمت فوق‌العاده‌‌ای ندارد، باید آن را بیرون آورند و اگر ضرر قابل توجّه یا سختی فوق‌العاده که معمولاً قابل تحمّل نیست دارد، چنانچه در قسمت‌های مربوط به تیمّم نمی‌باشد، تیمّم کافی است و اگر در قسمت‌های مربوط به تیمّم است و مانع شمرده می‌شود، باید هم تیمّم نماید و هم وضوی جبیره بگیرد.

توضیح این مطلب در مبحث «وضوی جبیره» خواهد آمد.

ج۱، مسئله ۱۲۰ . اگر انسان نداند که خون زیر پوست مرده یا گوشت به سبب‌‌ کوبیده شدن به آن حالت در آمده، پاک است.

ج۱، مسئله ۱۲۱ . اگر هنگام جوشیدن غذا، ذرّه‌‌ای خون در آن بیفتد، تمام غذا و ظرف آن نجس می‌‌شود و جوشیدن و حرارت و آتش، بنابر احتیاط لازم پاک کننده نیست.

ج۱، مسئله ۱۲۲ . زردابه‌‌ای که درحال بهبودی زخم در اطراف آن پیدا می‌‌شود، چنانچه معلوم نباشد که با خون مخلوط است یا نه، پاک می‌‌باشد.

ج۱، مسئله ۱۲۳ . پوست سرخ رنگی که بعد از شستن زخم یا هنگام بهبودی روی زخم پیدا می‌شود، چنانچه معلوم نباشد که خون در آن است یا نه، پاک می‌‌باشد.

۶ و ۷. سگ و خوک

ج۱، مسئله ۱۲۴ . سگ و خوکی که در خشکی زندگی می‌‌کنند، نجس‌‌اند و حتّی مو و استخوان و پنجه و ناخن و آب دهان و سایر رطوبت‌‌های آنها نجس می‌باشد و به هر جا سرایت کند، آن را نجس می‌کند؛

شایان ذکر است، در این حکم فرقی بین اقسام سگ و خوک نیست. بنابراین، سگ زینتی و غیر زینتی، سگ کوچک یا بزرگ، سگ تربیت شده و غیر آن، همه نجس هستند.[۱۰]

۸. کافر غیر کتابی بنابر احتیاط واجب

ج۱، مسئله ۱۲۵ . کافر کسی است که الف. به خداوند متعال یا به یگانگی او معترف نباشد؛ ب. یا معترف به نبوّت خاتم الأنبیاء(صلی الله علیه وآله وسلم) نباشد؛ ج. یا یکی از ضروریات دین را منکر شود و این انکار، طوری باشد که به تکذیب خاتم الأنبیاء پیامبر اکرمˆ برگردد، هرچند به‌طور اجمالی باشد و در این مورد فرقی نمی‌‌کند که آن ضروری، از واجبات مانند نماز، روزه، زکات و حجاب باشد یا از کارهای حرام مانند شراب خوردن، ربا و غنا باشد یا از مسائل اعتقادی مثل معاد یا مودّت اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) باشد.

بنابراین، فردی که دینی را انتخاب نکرده باشد یا دارای دینی غیر از دین اسلام باشد یا دین اسلام را انتخاب نموده، امّا بعضی از دستوراتی را که از جانب خداوند متعال به پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) ابلاغ شده – در حالی که می‌‌داند گفتۀ پیامبر خداست – انکار نماید، کافر می‌‌باشد.

امّا فردی که اسلام را به عنوان دین خویش انتخاب نموده، ولی به دلایلی مانند دوری از محیط مسلمانان یا القاء شبهات مخالف دین، بعضی از احکام فرعی دین مثل خمس و حجاب را بدون آنکه قصد تکذیب پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) و گفتۀ ایشان را داشته باشد منکر گردد، کافر نمی‌‌باشد، هرچند منحرف است.

کافر به‌طور کلّی، به دو دستۀ کافر کتابی یعنی یهودی، مسیحی و زرتشتی و کافر غیر کتابی، یعنی کافری که یهودی یا مسیحی یا زرتشتی نمی‌‌باشد، طبقه‌بندی می‌‌گردد که حکم پاک یا نجس بودن آنان در مسألۀ «۱۲۷» ذکر خواهدشد.

ج۱، مسئله ۱۲۶ . غُلات، یعنی آنهایی که یکی از ائمّه(علیهم السلام) را خدا خوانده یا معتقدند خدا در او حلول کرده است و نواصب، یعنی آنهایی که نسبت به ائمّه(علیهم السلام) اظهار دشمنی و عداوت می‌‌نمایند، کافر محسوب می‌شوند. همچنین، شخصی که به یکی از چهارده معصوم(علیهم السلام) از روی دشمنی و بغض، ناسزا و دشنام دهد، همین حکم را دارد.

امّا خوارج دو نوع هستند، گروهی از آنان که نسبت به اهل بیت(علیهم السلام) اظهار دشمنی و عداوت می‌‌نمایند، جزء ناصبی‌ها به حساب می‌آیند و کافرند و گروه دیگر که دشمنی با اهل بیت(علیهم السلام) ندارند – هرچند به جهت پیروی از احکام فقهی خوارج، از آنان شمرده می‌‌شوند – کافر نبوده و پاک می‌‌باشند.

ج۱، مسئله ۱۲۷ . تمام اقسام کافر – غیر از کفّار اهل کتاب – بنابر احتیاط واجب نجس‌اند و تمام بدن آنان – حتّی مو و ناخن و اجزای بدون روح و رطوبت‌‌های آنها – همین حکم را دارد؛ امّا اهل کتاب (یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان) پاک می‌باشند.[۱۱]

شایان ذکر است، حکم پاک یا نجس بودن مرتدّ، یعنی کسی که از اسلام خارج شده، حکم همان گروهی است که مرتدّ به آن وارد شده است. پس اگر فرد مرتدّ، کافر کتابی گردد، پاک است و چنانچه کافر غیر کتابی شود، بنابر احتیاط واجب نجس می‌‌گردد.

ج۱، مسئله ۱۲۸ . اگر پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ بچّۀ نابالغ، کافر غیر اهل کتاب باشند، آن بچّه هم در حکم کافر است و بنابر احتیاط واجب نجس می‌باشد؛

مگر در صورتی که آن بچّۀ نابالغ ممیّز باشد[۱۲] و اظهار اسلام کند که در این صورت، پاک است؛

امّا اگر آن بچّۀ نابالغ ممیّز از پدر و مادر خود رو گرداند و به مسلمان‌‌ها تمایل داشته باشد و یا در حال تحقیق و بررسی باشد، حکم به نجاست وی محلّ اشکال است. بنابراین، احتیاط واجب آن است که در چنین موردی مقتضای احتیاط رعایت شود.

ولی اگر یکی از پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ، مسلمان باشد – به تفصیلی که در مسألۀ «۲۲۹» خواهد آمد – بچّه پاک است.

ج۱، مسئله ۱۲۹ . کسی که معلوم نیست مسلمان است یا نه و نشانه‌‌ای هم بر اسلامش وجود ندارد، پاک است، ولی سایر احکام مسلمان را ندارد؛ مثلاً زن مسلمان نمی‌‌تواند با او ازدواج کند و نباید در قبرستان مسلمانان دفن شود؛

البتّه اگر چنین فردی در سرزمین و بلاد اسلام فوت شود، در ظاهر تمام احکام فرد مسلمان بر وی جاری می‌‌شود.

امّا کسانی که در جامعه‌های غیر اسلامی زندگی می‌کنند و اعتقادات آنها و دین و آیینشان معلوم نیست، ولی احتمال معقول داده می‌شود که مسلمان یا کافر اهل کتاب باشند، پاک هستند، ولی احکام مسلمانان را ندارند.

۹. خمر (شراب انگور)

ج۱، مسئله ۱۳۰ . «خَمر» نجس است و منظور از آن، شرابی است که از آب انگور تهیّه می‌شود و چیزهای دیگر – غیر از خمر – که انسان را مست می‌‌کند، نجس نیست؛ ولی خوردن آنها به هر حال حرام است.[۱۳]

ج۱، مسئله ۱۳۱ . الکل، چه صنعتی و چه طبّی، تمام اقسامش پاک است؛ مگر آن که معلوم و محرز باشد آن الکل از تبخیر و تقطیر خمر (شراب انگور) حاصل گردیده، که در این صورت نجس می‌باشد.

ج۱، مسئله ۱۳۲ . اگر آب انگور به خودی خود یا با پختن جوش بیاید، پاک است، ولی خوردن آن آب انگور حرام می‌باشد؛ مگر آنکه شراب شود که در این صورت، علاوه‌‌ بر حرام بودن، نجس نیز هست.

همین طور، خوردن انگور جوشیده، بنابر احتیاط واجب حرام است، ولی نجس نمی‌باشد.

ج۱، مسئله ۱۳۳ مسأله ۱۳۳. خرما و مویز و کشمش و آب آنها هرچند جوش بیایند، پاک و خوردن آنها حلال است؛ ولی اگر آب خرما، مویز و کشمش، به جوش آید و معلوم شود که مست کننده است، خوردن آنها حرام می‌باشد، امّا نجس نیست.

۱۰. فقّاع (آب جو) بنابر احتیاط واجب

ج۱، مسئله ۱۳۴ . «فقّاع» که غالباً از جو گرفته می‌‌شود و موجب درجۀ خفیفی از مستی است، حرام و بنابر احتیاط واجب نجس نیز می‌باشد؛

امّا آب جو که برای خواصّ طبّی از جو می‌‌گیرند و به آن «ماءالشعیر» می‌‌گویند و موجب هیچ ‌‌گونه مستی نیست، پاک و حلال می‌‌باشد.

۱۱. عرق حیوان نجاست‌خوار

ج۱، مسئله ۱۳۵ . عرق شتری که به خوردن مدفوع انسان عادت کرده، به گونه‌ای که تنها غذای او به حساب می‌آید، نجس است؛ این حکم بنابر احتیاط واجب در مورد عرق حیوانات دیگری که این چنین باشند نیز جاری است.

ج۱، مسئله ۱۳۶ . عرق جنب از حرام (مانند جنابت حاصل از زنا یا خود ارضائی) پاک است و نماز با ‌آن صحیح می‌باشد، هرچند احتیاط مستحب آن است که فرد با بدن یا لباسی که به آن آلوده شده تا خشک نشده و عین آن باقی است، نماز نخواند.

[۱] تفصیل احکام مذکور در جلد دوّم مسائل «۱۳۷۷ و بعد از آن»، مبحث «مواردی که حیوان حلال گوشت به سبب آنها حرام گوشت می‌گردد»، ذکر می‌شود.
[۲] استخوان‌ یا قسمت داخلی دندان (ریشۀ دندان) یا قسمت داخلی شاخ حیوانات دارای بافت عصبی است که در صورت آسیب، شکستگی و مانند آن موجب احساس درد می‌شود، ولی اشیای مذکور عرفاً بدون روح محسوب می‌شوند و نصّ بر طهارت و پاکی آنها رسیده است.
[۳] «مُضْغه» پاره گوشت مربوط به مرحلۀ سوّم دوران جنینی است که در آن خون بسته، تبدیل به گوشت می‌شود، همچون گوشت جویده شده.
[۴] «مَشیمه» غشاء و پرده‌ای کیسه مانند در رحم است که جنین در آن قرار دارد و با نوزاد از شکم خارج می‌شود؛ آن را «کیسۀ آب» یا «کیسۀ آمنیوتیک» (Amniotic sac) نیز می‌نامند.
[۵] «جفت» (Placenta) اندامی است که‌ در جریان آبستنی در رحم شکل می‌گیرد و غذا و اکسیژن را از مادر به جنین منتقل می‌کند. همچنین، مواد زاید جنین از طریق آن دفع می‌شود و هنگام زایمان با نوزاد از رحم خارج می‌شود.
[۶] توضیح بیشتر در مبحث «شرایط لباس نمازگزار» ذکر می‌شود.
[۷] مگر آنکه معلوم باشد چرم مذکور مربوط به اجزای روح‌دار حیوان حرام گوشت دارای خون جهنده است، که در این صورت حکم نماز خواندن با آن در مسألۀ «۱۰۷۶» ذکر می‌شود.
[۸] همین‌طور، «عَلَقه» که خون بسته شده مربوط به مرحلۀ دوّم دوران جنینی است و از استحالۀ نطفه ایجاد می‌شود، بنابر احتیاط واجب نجس می‌باشد.
[۹] شایان ذکر است اگر حیوان حرام گوشت باشد، خون باقیمانده در بدن حیوان بعد از تذکیۀ شرعی، بنابر احتیاط واجب نجس است.
[۱۰] نگه داشتـن سگ در منزل مـسکونی کراهـت دارد، بلکه نگهداری آن در منزل معمولاً موجب محذور شرعی در رعایت طهارت و نجاست شده و گاهی نیز به باطل شدن نماز می‌انجامد.
[۱۱] البتّه اگر اعضایی از بدن کفّار اهل کتاب، آلوده به عین نجس مانند شراب، خوک، مردار باشد – هرچند آنها را در آیین خویش پاک بدانند – یا متنجّس به‌ آنها باشد، اعضای مذکور نجس است.
[۱۲] . معنای ممیّز در مسألۀ «۴» ذکر شد.
[۱۳] حکم فقّاع (آب جو) در مورد دهم از نجاسات بیان می‌‌شود.
به بالای صفحه بردن