نفاس

[۶۱۳] [۶۱۴] [۶۱۵] [۶۱۶] [۶۱۷] [۶۱۸] [۶۱۹] [۶۲۰] [۶۲۱] [۶۲۲] [۶۲۳] [۶۲۴] [۶۲۵] [۶۲۶] [۶۲۷] [۶۲۸] [۶۲۹] [۶۳۰] [۶۳۱] [۶۳۲] [۶۳۳] [۶۳۴]

ج۱، مسئله ۶۱۳ . خونی که مادر از وقتی اوّلین جزء بچّه از شکم او بیرون می‌آید تا فاصلۀ ده روز می‌بیند، «خون نفاس» است؛ به شرط آنکه خون زایمان بر آن صدق کند و زن را در حال نفاس «نَفْساء» می‌گویند.

بنابراین، زنی که از زایمان خون نمی‌بیند نفاس ندارد و نیز زنی که بعد از فاصله شدن مدّت طولانی از زایمان خون می‌بیند به گونه‌ای که عرفاً نمی‌گویند آن خون، خون زایمان است – مثل اینکه خون را پس از سپری شدن ده روز از زایمان ببیند – نفاس ندارد.

ج۱، مسئله ۶۱۴ . در محاسبۀ ده روز نفاس، توجّه به سه نکته لازم است:

۱. ابتدای محاسبۀ ده روز، خون خارج شده بعد از زایمان است، هرچند خون خارج شده در هنگام زایمان بعد از ظاهر شدن اوّلین جزء بدن نوزاد هم نفاس است، ولی در شمارش روزها، داخل در ده روز نفاس نیست.

۲. معیار در محاسبۀ ده روز، خروج خون است نه فقط زایمان. بنابراین، اگر خون با تأخیر از زایمان خارج گردد، زمان خارج شدن خون ابتدای محاسبۀ ده روز است.

۳. ابتدای محاسبۀ ده روز نفاس، روز است. بنابراین، اگر زایمان و دیدن خون در شب واقع شده، هرچند خون نفاس است، ولی جزء ده روز نفاس محسوب نمی‌گردد و روش محاسبۀ ده روز در نفاس، همانند ده روز حیض است که در مسائل «۴۹۸ و ۴۹۹» ذکر شد.

ج۱، مسئله ۶۱۵ . خونی که زن قبل از بیرون آمدن اوّلین جزء بچّه می‌بیند، نفاس نیست.

ج۱، مسئله ۶۱۶ . خون نفاس حدّاقل معیّنی ندارد و ممکن است یک لحظه باشد، ولی بیشتر از ده روز نفاس به حساب نمی‌آید.

ج۱، مسئله ۶۱۷ . اگر زن سزارین کند و نوزاد را از شکم یا پهلوی او خارج سازند، خونی که از مجرای طبیعی بعد از سزارین بیرون می‌آید، نفاس است.[۱]

ج۱، مسئله ۶۱۸ . لازم نیست خلقت بچّه تمام باشد، بلکه اگر خلقت ناتمام نیز باشد، در صورتی که عرفاً ولادت صدق نماید، خون خارج شده حکم نفاس را دارد. بنابراین، اگر آنچه سقط شده به صورت «نطفه» یا «عَلَقه» که خون بسته است یا «مضْغه» که قطعه گوشت است بوده، خونی که می‌بیند، خون نفاس محسوب نمی‌شود.

ج۱، مسئله ۶۱۹ . هر گاه شک کند که چیزی سقط شده یا نه، یا چیزی که سقط شده بچّه است یا نه، لازم نیست بررسی کند و خونی که از او خارج می‌شود، شرعاً خون نفاس محسوب نمی‌شود.

ج۱، مسئله ۶۲۰ . اگر زن نفساء خون واحدی ببیند و این خون از ده روز بیشتر نشود، همۀ آن نفاس است، پس چنانچه قبل از ده روز پاک شود، باید غسل کند و عبادت‌های خود را به‌جا آورد.

ج۱، مسئله ۶۲۱ . اگر زن نفساء خون مستمرّی ببیند و این خون از ده روز بگذرد، چنانچه در حیض عادت عددیّه دارد، به اندازۀ روزهای عادت او، نفاس و بقیّه، استحاضه است.

امّا اگر عادت عددیّۀ خود را فراموش کرده، باید عادت را بالاترین عددی فرض کند که احتمال می‌دهد و احتیاط مستحب است کسی که عادت دارد، از روز بعد از عادت و کسی که عادت ندارد، بعد از روز دهم تا روز هجدهم زایمان، کارهای استحاضه را به‌جا آورد و کارهایی را که بر نفساء حرام است، ترک کند؛

امّا اگر عادت عددیّه ندارد، مانند زنی که مبتدئه یا مضطربه است، تا ده روز، نفاس و بقیّه، استحاضه می‌باشد و در این حال، به عادت خویشاوندان خویش در حیض یا نفاس یا عادت قبلی خویش در نفاس، یا به تشخیص خون نفاس از استحاضه از روی نشانه‌‌های آن دو رجوع نمی‌کند.

ج۱، مسئله ۶۲۲ . اگر زن نفساء خون مستمرّی ببیند و این خون از ده روز بگذرد، چنانچه عادت عددیّۀ وی در حیض مثلاً هفت روز باشد و ابتدای خون نفاس از اذان صبح یا قبل از آن (شب هنگام) باشد، تا پایان روز هفتم را نفاس قرار داده و بعد از آن، خونی که می‌بیند استحاضه محسوب می‌شود.

امّا اگر ابتدای خون نفاس بعد از اذان صبح – مثلاً ساعت ۱۰ صبح – باشد، تا همین ساعت از روز هشتم را نفاس قرار داده و بعد از آن، خونی که می‌بیند استحاضه محسوب می‌شود.

ج۱، مسئله ۶۲۳ . اگر زن نفساء در دهۀ زایمان، بیشتر از یک بار خون ببیند، مثل اینکه دو خون یا سه خون یا چهار خون یا بیشتر، خون ببیند و پاکی بین آنها هم فرق ندارد که زمانش کوتاه یا طولانی باشد، چنانچه روزهایی را که خون دیده با روزهایی که در وسط پاک بوده، روی هم ده روز یا کمتر از ده روز باشد، تمام خون‌هایی که دیده نفاس است و بنابر احتیاط واجب در روزهایی که پاک بوده که آن را «پاکی بین دو خون» می‌نامند، کارهایی که بر زن نفساء حرام است را ترک نماید و کارهایی که بر زن پاک (غیر نفساء) واجب است را احتیاطاً انجام دهد.

ج۱، مسئله ۶۲۴ . اگر زن نفساء بیش از یک بار خون ببیند، مثل اینکه دو خون یا سه خون یا چهار خون یا بیشتر ببیند و آخرین خون از ده روز بیشتر شود، دو صورت دارد:

۱. زن دارای عادت عددیّه در حیض نباشد، این صورت حکم مسألۀ قبل را دارد، یعنی مقداری از خون‌ها که از ده روز بیشتر نمی‌شود، نفاس است و در روزهای پاک وسط آن خون‌ها، بنابر احتیاط واجب کارهایی که بر زن نفساء حرام است را ترک کرده و کارهایی که بر زن پاک (غیر نفساء) واجب است را احتیاطاً انجام دهد و مقداری از خون آخر که از ده روز بیشتر می‌شود، استحاضه محسوب می‌شود.

۲. زن دارای عادت عددیّه در حیض باشد، در این صورت خونی که به عدد ایّام عادت دیده، نفاس است و در مورد خونی که بعد از تعداد روزهای عادتش تا اتمام ده روز دیده، بنابر احتیاط واجب کارهایی که بر زن نفساء حرام است را ترک کرده و کارهایی را که بر زن مستحاضه واجب است، احتیاطاً انجام دهد[۲] و خونی که پس از روز دهم مشاهده می‌کند، نفاس نیست و استحاضه محسوب می‌شود.

ج۱، مسئله ۶۲۵ . اگر زن نفساء قبل از ده روز از خون نفاس در ظاهر پاک شود و احتمال دهد که در باطن خون باشد، یا باید احتیاطاً غسل کند و عبادت‌ها را انجام دهد یا باید «استبراء» کند و استبراء از خون نفاس، همانند استبراء از خون حیض است و کیفیّت استبراء در مسألۀ «۶۰۰» ذکر شد و جایز نیست زن عبادت‌ها را بدون انجام استبراء ترک کند.

ج۱، مسئله ۶۲۶ . اگر زن نفساء بیشتر از عدد عادتش در حیض – که آن عادت کمتر از ده روز است – خون ببیند و نداند خون، قبل از ده روز قطع می‌گردد یا از ده روز می‌گذرد، حکم «استظهار و ترک عبادت» برای او، همانند احکام استظهار زن حائض است که در مسائل «۶۰۵ و ۶۰۶» گذشت.

ج۱، مسئله ۶۲۷ . همان طور که در مسألۀ «۵۰۴» بیان شد، یکی از شرایط خون حیض آن است که از حیض قبلی، حدّاقل ده روز (حدّاقل پاکی) گذشته باشد و در مورد حیضی که بعد از نفاس می‌باشد نیز، لازم است حدّاقل ده روز پس از نفاس باشد.

بنابراین، اگر زن بعد از تمام شدن نفاس تا فاصلۀ ده روز خونی ببیند، آن خون استحاضه می‌باشد، ‌خواه خون به صفت حیض باشد یا نه و چه اینکه در روزهای عادت باشد یا نه و از این ده روز، به «دهۀ استحاضه» تعبیر می‌شود.

ج۱، مسئله ۶۲۸ . خونی که زن حامله قبل از زایمان می‌بیند نفاس نیست وخونی که زن حامله در حال درد زایمان و قبل از ولادت نوزاد[۳] می‌بیند، اگر بداند بر اثر زایمان است، حکم خون زخم و جراحت را دارد، هرچند احتیاط مستحب است که حکم خون استحاضه را بر آن جاری نماید و اگر نداند که خون مذکور مستند به زایمان است یا خون مربوط به قبل از زایمانش باشد، چنانچه شرایط حیض را ندارد استحاضه است و اگر شرایط حیض را دارا باشد حیض محسوب می‌شود، هرچند بین حیض مذکور و نفاس واقع بعد از آن فاصله نباشد. بنابراین، فاصله شدن ده روز بین نفاس و حیض، اختصاص به نفاس و حیض بعد از آن دارد و شامل حیض قبل از آن نمی‌شود.

ج۱، مسئله ۶۲۹ . زنی که در حیض، عادت عددیّه دارد – چه اینکه وقتیّه هم باشد یا وقتیّه نباشد – اگر بعد از زایمان تا یک ماه یا بیشتر از یک ماه، پی در پی خون ببیند، به اندازۀ روزهای عادت او نفاس است و خونی که بعد از نفاس تا ده روز می‌بیند، هرچند عادت وقتیّه هم داشته باشد و خون در روزهای عادت ماهانه‌اش باشد، استحاضه است.

مثلاً زنی که عادت حیض او از بیستم هر ماه تا بیست و هفتم آن ماه است، اگر روز دهم ماه زایمان نموده و تا یک ماه یا بیشتر، پی در پی خون ببیند، تا روز هفدهم، نفاس و از روز هفدهم تا ده روز – حتّی خونی که در روزهای عادت خود که از بیستم تا بیست و هفتم است می‌بیند – استحاضه می‌باشد و بعد از گذشتن ده روز، اگر عادت وقتیّه داشته باشد[۴] و خونی را که می‌بیند در روزهای عادتش نباشد، باید منتظر روزهای عادتش شود، هرچند که انتظارش یک ماه یا بیشتر طول بکشد و هرچند خون در این مدّت دارای نشانه‌های حیض باشد.

امّا اگر زن مذکور عادت وقتیّه ندارد، ولی صاحب عادت عددیّۀ تنها است، باید مطابق دستوری که در مسألۀ «۵۷۷» بیان شد، ایّام حیض خود را مشخّص نماید و اگر اصلاً صاحب عادت نیست، باید حیض خود را چنانچه ممکن است با نشانه‌های آن تعیین کند که روش آن در مبحث «حیض» ذکر شد.[۵] بنابراین، گاهی حکم به حیض بودن خونی که بعد از ده روز استحاضه می‌بیند می‌شود و گاهی نیز حکم به حیض بودن خون در آن ماه نمی‌شود.

در صورتی که تعیین ایّام حیض با رجوع به نشانه‌ها ممکن نباشد، مثل اینکه همۀ خونی را که ده روز بعد از نفاس می‌بیند، از لحاظ رنگ یکسان باشد و یک ماه یا چند ماه به همین صفت ادامه پیدا کند، باید در هر ماه، حیض بعضی از خویشاوندان خود را با توضیحی که در مبحث «حیض» ذکر شد، برای خویش حیض قرار دهد و اگر این امر هم ممکن نیست، عددی را که مناسب با خود می‌داند انتخاب نماید و توضیح آن نیز در مبحث «حیض» بیان شد.

ج۱، مسئله ۶۳۰ . زنی که در حیض، عادت عددیّه ندارد، اگر بعد از زایمان تا یک ماه یا بیشتر از یک ماه خون ببیند، ده روز اوّل آن نفاس و ده روز دوّم آن استحاضه است و امّا خونی که بعد از آن می‌بیند ممکن است حیض باشد و ممکن اســت استحاضـه باشد و برای تعیین حیض، باید به توضیحی که در مسألۀ قبل ذکر شد عمل نماید.

احکام نَفْساء

ج۱، مسئله ۶۳۱ . آنچه بر حائض واجب است مانند قضای روزه‌های ماه مبارک رمضان، بر نَفْساء هم واجب می‌باشد.

ج۱، مسئله ۶۳۲ . «رساندن جایی از بدن به خطّ قرآن»، بر نفساء حرام است و موارد زیر نیز بنابر احتیاط واجب، بر نفساء حرام می‌باشد:

۱. مسّ نام خداوند متعال و صفات مخصوص او؛[۶]

۲. خواندن آیاتی که سجدۀ واجب دارند؛

۳. توقّف در مساجد؛

۴. داخل شدن در مسجد بدون آنکه عبور نماید، ولی اگر از مسجد (غیر مسجد الحرام و مسجد پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) عبور کند، مثل اینکه از یک درِ مسجد داخل و از درِ دیگر خارج شود، مانعی ندارد؛

۵. وارد شدن به مسجد الحرام و مسجد پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)، هرچند از یک در داخل و از در دیگر خارج شود؛

۶. داخل شدن در مسجد برای برداشتن شیئی؛

۷. گذاشتن چیزی در مسجد، هرچند در حال عبور از مسجد باشد یا خودش وارد مسجد نشده و از بیرون شیئی را در مسجد بگذارد؛

ج۱، مسئله ۶۳۳ . نزدیکی کردن با زن در حال نفاس حرام می‌باشد، ولی کفّاره ندارد.

ج۱، مسئله ۶۳۴ . طلاق دادن زنی که در حال نفاس است، باطل می‌باشد. همین طور، اگر زن در پاکی بین دو خون، که معنای آن در مسألۀ «۵۰۲» ذکر شد، طلاق داده شود، صحیح بودن این طلاق محلّ اشکال است. بنابراین، مراعات مقتضای احتیاط ترک نشود به این صورت که دوباره صیغۀ طلاق اجرا شود؛

مثلاً زنی که سه روز خون نفاس دیده و روز چهارم و پنجم پاک بوده و در آن حال طلاق داده شده است، سپس در روز ششم و هفتم خون نفاس مشاهده می‌کند یا آنکه در روز ششم تنها لکّه‌ای خون مشاهده می‌کند که حکم به نفاس بودن آن می‌شود، صحیح بودن طلاق او محلّ اشکال است؛

امّا بعد از آنکه زن از خون نفاس کلّاً پاک شد، هرچند غسل نکرده باشد، طلاق او صحیح است.

[۱] امّا خون خارج شده از موضع جراحی (شکم یا پهلو)، ارتباطی به خون نفاس ندارد.
[۲] در روزهای پاک وسط آن خون‌ها، قبل از اتمام ده روز، بنابر احتیاط واجب، کارهایی که بر زن نفساء حرام است را ترک کرده و کارهایی را که بر زن پاک (غیر نفساء) واجب است، احتیاطاً انجام دهد
[۳] قبل از ظاهر شدن اوّلین جزء بدن نوزاد.
[۴] چه اینکه عادت او فقط وقتیّه باشد یا اینکه وقتیّۀ عددیّه باشد.
[۵] شایان ذکر است نسبت به تشخیص خون حیض از استحاضه، بعد از سپری شدن ایّام نفاس از روی نشانه‌های خونی که مشاهده می‌شود، ملاک آن فقط تفاوت در رنگ خون می‌باشد و نشانه‌های دیگر مانند سوزش و فشار، معیار در تشخیص نیست
[۶] منظور از صفات مخصوص، مواردی است که در مسألۀ «۴۱۶» توضیح داده شد.

اسکرول به بالا