مبطلات نماز

[۱۴۸۶] [۱۴۸۷] [۱۴۸۸] [۱۴۸۹] [۱۴۹۰] [۱۴۹۱] [۱۴۹۲] [۱۴۹۳] [۱۴۹۴] [۱۴۹۵] [۱۴۹۶] [۱۴۹۷] [۱۴۹۸] [۱۴۹۹] [۱۵۰۰] [۱۵۰۱] [۱۵۰۲] [۱۵۰۳] [۱۵۰۴] [۱۵۰۵] [۱۵۰۶] [۱۵۰۷] [۱۵۰۸] [۱۵۰۹] [۱۵۱۰] [۱۵۱۱] [۱۵۱۲] [۱۵۱۳] [۱۵۱۴] [۱۵۱۵] [۱۵۱۶] [۱۵۱۷] [۱۵۱۸] [۱۵۱۹] [۱۵۲۰] [۱۵۲۱] [۱۵۲۲] [۱۵۲۳] [۱۵۲۴] [۱۵۲۵] [۱۵۲۶] [۱۵۲۷] [۱۵۲۸] [۱۵۲۹] [۱۵۳۰] [۱۵۳۱] [۱۵۳۲] [۱۵۳۳] [۱۵۳۴] [۱۵۳۵] [۱۵۳۶] [۱۵۳۷] [۱۵۳۸] [۱۵۳۹] [۱۵۴۰] [۱۵۴۱] [۱۵۴۲] [۱۵۴۳]

ج۱، مسئله ۱۴۸۶ . دوازده چیز نماز را باطل می‌کند و آنها را «مبطِلات» می‌گویند؛ مبطلات نماز به‌طور خلاصه عبارتند از:

  • ۱. از بین رفتن یکی از شرایط نماز.
  • ۲. باطل شدن وضو یا غسل.
  • ۳. گذاردن عمدی دست‌ها روی هم به قصد خصوع و ادب.
  • ۴. گفتن عمدی آمین بعد از حمد.
  • ۵. برگشتن و انحراف بدون عذر از قبله.
  • ۶. تکلّم و سخن گفتن عمدی.
  • ۷. خندیدن عمدی (قَهْقَهه).
  • ۸. گریۀ عمدی برای کار دنیا.
  • ۹. انجام فعل کثیر و کاری که صورت نماز را به هم می‌زند.
  • ۱۰. خوردن و آشامیدن.
  • ۱۱. پدید آمدن شک‌های باطل در رکعت‌های نماز.
  • ۱۲. زیاد یا کم کردن عمدی یا سهوی رکن نماز.

مبطل اوّل: از بین رفتن یکی از شرط‌های نماز

ج۱، مسئله ۱۴۸۷ . اگر در بین نماز یکی‌ از شرط‌‌های آن از بین برود،[۱] نماز باطل می‌شود که مسائل آن به‌طور مفصّل در قسمت مقدّمات نماز ذکر شد.

در این قسمت، برای نمونه به ذکر چند مثال اکتفا می‌شود:

مثال ۱. اگر در بین نماز (در وسعت وقت) لباس نمازگزار نجس شود و امکان تطهیر یا بیرون آوردن لباس – بدون به هم خوردن موالات یا به هم خوردن صورت نماز – وجود نداشته باشد، نماز باطل می‌شود.

مثال۲. اگر در بین نماز (در وسعت وقت) بفهمد مکانش غصبی است و امکان خارج شدن از آن محل در بین نماز – بدون به هم خوردن موالات یا به هم خوردن صورت نماز – وجود نداشته باشد، نماز بنابر احتیاط لازم، باطل می‌شود.

در این موارد از آنجا که نمی‌تواند بقیّۀ واجبات و اجزای نماز را با شرایط لازم نماز، که در قسمت مقدّمات نماز ذکر شد، به‌جا آورد، نماز باطل است.

مبطل دوّم: باطل شدن وضو یا غسل

ج۱، مسئله ۱۴۸۸ . اگر در بین نماز عمداً یا سهواً، یا از روی ناچاری، عملی که وضو یا غسل را باطل می‌کند پیش آید، مثلاً ادرار از او بیرون آید یا باد از او خارج شود یا بخوابد، نمازش باطل می‌شود، هرچند بتواند در بین نماز بدون از بین رفتن موالات یا به هم خوردن صورت نماز، مثلاً وضو بگیرد و همۀ واجبات نماز را با طهارت به‌جا آورد.

البتّه، این حکم در یک صورت بنابر احتیاط واجب است و آن صورتی است که باطل شدن وضو یا غسل، پس از تمام شدن سجدۀ آخر نماز از روی سهو یا ناچاری باشد.

شایان ذکر است، کسی که نمی‌‌تواند از بیرون آمدن ادرار و مدفوع خودداری کند، اگر در بین نماز ادرار یا مدفوع از او خارج شود، چنانچه به کیفیّتی که در احکام وضو ذکر شد رفتار نماید، نمازش باطل نمی‌شود و نیز اگر در بین نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتی که به دستور استحاضه رفتار کرده باشد، نمازش صحیح است.

ج۱، مسئله ۱۴۸۹ . کسی که بی‌‌اختیار خوابش برده، اگر نداند که در بین نماز خوابش برده یا بعد از آن، لازم نیست نمازش را دوباره بخواند، به شرط آنکه بداند آنچه از نماز به‌جا آورده به اندازه‌ای که عرفاً آن را نماز بگویند بوده است؛ مثل اینکه شخص به یاد می‌آورد که نیت، تکبیرة الاحرام، قیام، رکوع و یک سجده را در نماز در حال بیداری انجام داده است.

ج۱، مسئله ۱۴۹۰ . اگر انسان بداند به اختیار خودش خوابیده و شک کند که بعد از نماز بوده یا در بین نماز یادش رفته که مشغول نماز است و خوابیده، نمازش با شرطی که در مسألۀ پیش ذکر شد، صحیح است.

ج۱، مسئله ۱۴۹۱ . اگر فرد در حال سجده از خواب بیدار شود و شک کند که در سجدۀ آخر نماز است یا در سجدۀ شکر، چه بداند با اختیار خوابیده یا بی‌اختیار خوابش برده است، نمازش صحیح به حساب می‌آید و لازم نیست آن را دوباره بخواند.

مبطل سوّم: گذاردن عمدی دست‌ها روی هم به قصد خضوع و ادب

ج۱، مسئله ۱۴۹۲ . اگر نمازگزار دست‌‌ها را به قصد خضوع و ادب در بین نماز روی هم بگذارد، چه این کار را به قصد آنکه جزء نماز باشد انجام دهد و چه بدون این قصد، بنابر احتیاط واجب نمازش باطل می‌شود؛[۲]

البتّه، اگر کسی این کار را به قصد آنکه چنین عملی را جزء دین است (تشریع)، انجام دهد، مرتکب حرام شده است، بلکه انجام این عمل بدون چنین قصدی هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

ج۱، مسئله ۱۴۹۳ . هر گاه انسان از روی فراموشی یا ناچاری یا تقیّه یا برای کار دیگری غیر از رعایت خضوع و ادب، مثل خاراندن دست و مانند آن، دست‌‌ها را روی هم بگذارد، اشکال ندارد.

مبطل چهارم: گفتن عمدی آمین بعد از حمد

ج۱، مسئله ۱۴۹۴ . اگر مأموم در نماز جماعت عمداً در غیر حال تقیّه، بعد از خواندن حمد، «آمین» بگوید نمازش باطل می‌شود و باطل شدن نماز با گفتن «آمین» در مورد غیر مأموم بنابر احتیاط واجب استض هرچند در حرام بودنش چنانچه به قصد وارد کردن این عمل در دین انجام شود (تشریع)، شکی نیست و اگر آمین را سهواً یا از روی تقیّه بگوید، نمازش اشکال ندارد.

مبطل پنجم: برگشتن و انحراف بدون عذر از قبله

ج۱، مسئله ۱۴۹۵ . اگر نمازگزار بدنش را بدون عذر از قبله برگرداند، طوری که وظیفه‌اش را در رو به قبله ایستادن رعایت نکند – مثل اینکه طوری بایستد که عرفاً نگویند رو به قبله است – نمازش باطل می‌شود و فرق ندارد این انحراف عمدی از قبله، در حال خواندن قرائت یا ذکر باشد یا نباشد. همچنین، فرق ندارد مقدار انحراف به حدّ راست یا چپ قبله – مثلاً (۹۰) درجه – برسد یا نرسد؛

بنابراین، اگر مثلاً پس از خواندن حمد و قبل از خواندن سوره، به صورتی که ذکر شد، عمداً از قبله منحرف شود، امّا فوراً برگردد و رو به قبله ایستاده و بخواهد سوره و بقیّۀ نماز را رو به قبله ادامه دهد، باز هم نماز باطل است.[۳]

ج۱، مسئله ۱۴۹۶ . اگر بدن نمازگزار از قبله برگردد، ولی این انحراف از قبله با عذر باشد، مثل آنکه به علّت فراموشی، یا به سبب چیزی که او را بی‌اختیار از قبله منحرف کند، مانند باد شدید از قبله برگردد، دو صورت دارد:

الف. انحراف نمازگزار از قبله به طرف راست یا چپ نرسد؛ در این صورت، نماز صحیح می‌باشد؛ ولی لازم است در صورتی که عذرش در بین نماز برطرف شده، فوراً به طرف قبله برگردد.

ب. انحراف نمازگزار از قبله به طرف راست یا چپ برسد یا نمازگزار پشت به قبله شود؛ در این صورت، چنانچه عذر وی در وقت نماز برطرف شود به گونه‌ای که بتواند نمازش – هرچند یک رکعت از آن – را در وقت دوباره بخواند، باید این کار را انجام دهد؛ مثل وقتی که در تشخیص قبله اشتباه کرده و با انحراف (۹۰)، یا بیش از (۹۰) درجه نماز خوانده و دقایقی قبل از پایان وقت که می‌تواند حدّاقل یک رکعت را در وقت بخواند، متوجّه اشتباه خودش شده است؛

امّا اگر به این مقدار وقت ندارد یا بعد از وقت عذرش برطرف گردد، نمازی که با آن حال خوانده صحیح است.

ج۱، مسئله ۱۴۹۷ . اگر نمازگزار فقط صورت خود را از قبله برگرداند، ولی بدنش به طرف قبله باشد، چنانچه به حدّی گردن را به سمت چپ یا راست کج کند که بتواند مقداری از پشت سرش را ببیند، حکم او همان حکم برگشتن بدن از قبله است که قبلاً ذکر شد؛

امّا چنانچه انحراف او به این حدّ نباشد، ولی عرفاً زیاد باشد، بنابر احتیاط واجب، باید نمازش را دوباره بخواند؛ البتّه اگر مقدار کمی گردنش را کج کند، نمازش باطل نمی‌شود، هرچند این کار مکروه است.

مبطل ششم: تکلّم و سخن گفتن عمدی

ج۱، مسئله ۱۴۹۸ . اگر نمازگزار عمداً در نماز سخنی گفته و حرفی بزند، آن حرف دو صورت دارد:

صورت اوّل: دو حرف یا بیشتر داشته باشد؛ در این صورت – هرچند بنابر احتیاط واجب، حرفی که می‌زند معنا نداشته باشد – نمازباطل می‌شود.

صورت دوّم: یک حرفی باشد؛ در این صورت باز هم در دو مورد نماز باطل است:

الف. آن حرف در لغت یا امثال آن معنا داشته باشد؛ مثل «قِ» که در زبان عربی به معنای «نگهداری کن» است.

ب. آن حرف بی‌معنا باشد، امّا برای معنایی به کار رود، مثلاً کسی در بین نماز خواندن نمازگزار از وی حرف دوّم الفبا را سؤال کند و او در جواب تنها بگوید «ب».

ولی اگر یک حرفی که گفته، هیچ معنایی را نرساند، نماز باطل نمی‌شود.[۴]

ج۱، مسئله ۱۴۹۹ . اگر نمازگزار سهواً کلمه‌ای بگوید که یک حرف یا بیشتر دارد، هرچند آن کلمه معنا داشته باشد، نمازش باطل نمی‌شود؛ ولی بنابر احتیاط، لازم است بعد از نماز سجدۀ سهو به‌جا آورد، که توضیح آن بعداً‌ ذکر می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۵۰۰ . سرفه کردن، تَنَحْنُح و آروغ زدن در نماز اشکال ندارد و احتیاط لازم آن است که فرد در نماز به اختیار خود، «آه» نکشد و ناله نکند و امّا گفتن کلمه «آخ» و «آه» و مانند اینها، اگر عمدی باشد، نماز را باطل می‌کند؛

البتّه، اگر نمازگزار در مقام شکوه به پیشگاه خداوند متعال یا مناجات بگوید: «آهْ مِنْ ذُنُوبی» یا «آهْ مِنْ نارِ جَهَنَّم»[۵] یا تنها «آه» بگوید یا «آه» بکشد یا ناله نماید، اشکال ندارد.

ج۱، مسئله ۱۵۰۱ . اگر انسان کلمه‌ای مثل «اَللّهُ‌ أَکْبَر» یا «سُبْحانَ اللّه» را به قصد ذکر و به نیّت قربت بگوید و در موقع گفتن آن، صدا را بلند کند، به قصد اینکه چیزی را به دیگری بفهماند، اشکال ندارد.[۶]

همین طور، اگر کلمه‌ای را به قصد ذکر و به نیّت قربت به‌طور معمول بگوید، هرچند بداند که این کار سبب می‌شود که کسی متوجّه مطلبی شود، مانعی ندارد.

ج۱، مسئله ۱۵۰۲ . اگر فرد کلمه‌ای مثل «اللّهُ‌ أَکْبَر» یا «سُبْحانَ اللّه» را بدین جهت که چیزی به کسی بفهماند به قصد ذکر بگوید و انگیزه‌اش در گفتن اصلِ ذکر، متوجّه کردن دیگری باشد، باز هم نمازش صحیح است.

شایان ذکر است، این مطلب در مورد ذکر مطلق می‌باشد، ولی در اذکار واجب یا مستحب نماز، اگر انگیزه‌اش اعلام به دیگران باشد لازم است در این اعلام، قصد قربت داشته باشد و بدون قصد قربت ذکر واجب یا مستحب محقّق نمی‌شود.

ج۱، مسئله ۱۵۰۳ . اگر نمازگزار در گفتن عبارت «اللّهُ‌ أَکْبَر»، «یا ‌اللّه» و مانند آن برای فهماندن مطلبی به دیگران، اصلاً قصد ذکر نکند به گونه‌‌ای که لفظ را در معنای دیگری غیر معنای اصلیش استعمال کند یا قصد هر دو امر را بکند، طوری که کلمه را در هر دو معنا به کار برده باشد، نمازش باطل می‌شود؛ مگر اینکه جاهل قاصر و در غیر تکبیرة الاحرام باشد.[۷]

ج۱، مسئله ۱۵۰۴ . خواندن قرآن در نماز، غیر از چهار آیه‌ای که سجدۀ واجب دارد، اشکال ندارد، و حکم خواندن آن چهار آیه، در نماز واجب، در مسائل «۱۴۲۵ و ۱۴۲۶» ذکر شد و حکم خواندن آن در نماز مستحبی در مسألۀ «۲۰۹۹» ذکر می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۵۰۵ . دعا کردن در نماز اشکال ندارد؛[۸] ولی احتیاط مستحب است انسان به غیر عربی دعا نکند.

ج۱، مسئله ۱۵۰۶ . اگر فرد قسمتی از حمد و سوره و ذکرهای نماز را عمداً یا احتیاطاً چند مرتبه بگوید، اشکال ندارد.

احکام سلام کردن و جواب سلام دادن در نماز و غیر نماز

ج۱، مسئله ۱۵۰۷ . انسان در حال نماز، نباید به دیگری سلام کند و اگر دیگری به او سلام کند، باید جواب سلام وی را بدهد، با رعایت دو نکته:

الف. نمازگزار در جواب نباید کلمه‌‌ای را بر اصل سلام اضافه نماید؛ مثلاً اگر فردی به نمازگزار بگوید: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ» در مقابل، نمازگزار نباید عمداً در جواب بگوید: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُه».

ب. اگر فرد سلام کننده جارّ و مجرور را بعد از کلمۀ «سلام» ذکر نماید، مثلاً بگوید: «سلامٌ عَلَیْک» یا «سلامٌ عَلَیْکُمْ»، بنابر احتیاط لازم نمازگزار در جواب سلام، نباید کلمۀ «عَلَیْک» یا «عَلَیْکُمْ» را قبل از کلمۀ «سلام» بگوید.

امّا اگر فرد سلام کننده جارّ و مجرور را قبل از کلمۀ «سلام» ذکر نماید، مثلاً بگوید: «عَلَیْکُمُ السَّلام»، نمازگزار می‌‌تواند جارّ و مجرور را مقدّم بر سلام یا مؤخّر از آن ذکر نماید، مثلاً بگوید: «عَلَیْکُمُ السَّلام» یا «السَّلامُ عَلَیْکُم» یا «سَلامٌ عَلَیْکُم».

همچنین، احتیاط مستحب آن است که در نماز، جواب سلام کاملاً همان طوری باشد که او سلام کرده است؛ مثلاً اگر فرد گفته: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ»، نمازگزار در جواب بگوید: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ‌‌»، و اگر فرد گفته: «سَلامٌ عَلَیْک»، نمازگزار بگوید: «سَلامٌ عَلَیْک»، و اگر فرد گفته: «السَّلامُ عَلَیْک»، نمازگزار بگوید: «السَّلامُ عَلَیْک».

ج۱، مسئله ۱۵۰۸ . اگر فردی به قصد سلام کردن، کلمۀ «سَلام» را به تنهایی و بدون ذکر جارّ و مجرور – مانند «عَلَیْک» – بگوید، جواب سلام او واجب است و نمازگزار در نماز به عنوان پاسخ سلام، می‌‌تواند کلمۀ «سَلام» را به تنهایی بکار برد، یا اینکه «سَلامٌ عَلَیْک» بگوید و کلمۀ «عَلَیْک» را اظهار نماید.

ج۱، مسئله ۱۵۰۹ . اگر زن یا مرد نامحرم یا بچّۀ مُمیّز – معنای مُمیّز در مسألۀ «۴» بیان شد – به نمازگزار سلام کند، نمازگزار باید جواب او را بدهد و اگر زن به لفظ «سَلامٌ عَلَیکْ» یا «سَلامٌ عَلَیکَ» به مرد نمازگزار سلام کند، نمازگزار مرد می‌‌تواند در جواب بگوید: «سَلامٌ عَلَیکْ» یا «سَلامٌ عَلَیکِ» یعنی کاف را کسره ( ـِ ) بدهد.

ج۱، مسئله ۱۵۱۰ . واجب است نمازگزار جواب سلام را به «قصد تحیّت» بگوید و مانعی ندارد که قصد دعا هم بکند، یعنی از خداوند متعال برای کسی که سلام کرده، سلامتی بخواهد.

ج۱، مسئله ۱۵۱۱ . انسان باید جواب سلام را چه در نماز و چه در غیر نماز، فوراً بگوید و اگر عمداً یا از روی فراموشی جواب سلام را به قدری طول بدهد که اگر جواب بگوید، عرفاً جواب آن سلام به حساب نیاید، چنانچه در نماز باشد، نباید جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نیست.

ج۱، مسئله ۱۵۱۲ . فرد باید جواب سلام را چه در نماز و چه در غیر نماز، طوری بگوید که سلام کننده بشنود، ولی اگر سلام کننده ناشنوا باشد یا سلام کننده سلام داده و سریع رد شود، چنانچه ممکن باشد که جواب سلام را با اشاره یا مانند آن به او بفهماند، جواب دادن لازم است و اگر فهماندن جواب سلام به سلام کننده ممکن نباشد، جواب دادن در نماز جایز نیست و در غیر نماز نیز لازم نمی‌باشد.

ج۱، مسئله ۱۵۱۳ . اگر مجری رادیو یا تلویزیون به مخاطبین خود سلام کند و مخاطبین به‌طور غیر حضوری از طریق رادیو یا تلویزیون، سلام وی را بشنوند، جواب سلام بر آنان واجب نیست؛[۹] همچنین، جواب سلام نامه، پیامک، ایمیل و مانند آن واجب نیست.

امّا اگر فرد در قالب یک ارتباط زنده مانند تماس تلفنی یا موبایل به دیگری سلام کند، به گونه‌‌ای که دو طرف صدای یکدیگر را به هنگام گفتگو، به‌طور مستقیم دریافت می‌‌کنند، جواب سلام لازم است.

ج۱، مسئله ۱۵۱۴ . اگر نمازگزار جواب سلام را عمداً ندهد، هرچند معصیت کرده، ولی نمازش صحیح است.

ج۱، مسئله ۱۵۱۵ . اگر کسی غلط سلام کند، جواب سلام واجب است و بنابر احتیاط لازم، باید جواب سلام را به‌طور صحیح بگوید؛

البتّه، اگر غلط طوری باشد که عرفاً سلام حساب نشود، جواب آن واجب نیست، بلکه در حال نماز جایز نیست.

ج۱، مسئله ۱۵۱۶ . جواب سلام کسی که از روی مسخره یا شوخی سلام می‌کند، همچنین جواب «سلام وِداع» واجب نیست، بلکه در حال نماز جایز نیست.

شایان ذکر است، منظور از «سلام وداع» سلامی است که هنگام جدایی از هم برای خداحافظی گفته می‌شود و از این قبیل است سلامی که سخنران به عنوان اعلان پایان سخنرانی خویش می‌گوید.

ج۱، مسئله ۱۵۱۷ . اگر کسی به عدّه‌ای سلام کند، جواب سلام او بر همۀ آنان واجب است؛ ولی اگر یکی از آنان جواب دهد، کافی است،[۱۰] هرچند جواب دهنده که مخاطب فرد سلام کننده بوده، بچّۀ نابالغ ممیّز باشد؛

مثلاً سخنرانی که از قبل از شروع سخنرانی، در اوّلین لحظۀ ملاقات، به جمع حاضر در آن مکان سلام می‌‌کند یا فردی که وارد مسجد یا مکانی دیگر می‌‌شود و به جمع حاضر در آن مکان سلام می‌‌کند یا مجری رادیو و تلویزیون که در اوّلین لحظۀ ملاقات، به مخاطبین حاضر در همان مکان، سلام می‌‌نماید و موارد دیگرِ مانند آن، جواب سلام او بر همۀ مخاطبین حاضر که به آنها سلام شده است، واجب می‌باشد؛ ولی اگر یکی از آنان جواب دهد کافی است[۱۱] و در این حکم، فرقی بین گفتن «سَلامٌ عَلَیْکُمْ» یا «سَلامٌ عَلَیْکُمْ جَمیعاً» نیست.

ج۱، مسئله ۱۵۱۸ . اگر کسی به عدّه‌ای سلام کند و شخصی که سلام کننده قصد سلام دادن به او را نداشته باشد جواب بدهد، باز هم جواب سلام او بر آن عدّه واجب است.

ج۱، مسئله ۱۵۱۹ . اگر فرد به عدّه‌ای سلام کند و کسی که بین آنها مشغول نماز است، بداند که سلام کننده قصد سلام کردن به او را نداشته و به دیگران که مشغول نماز نیستند سلام کرده است، در این صورت فرد نمازگزار نباید جواب بدهد، هرچند افراد دیگر که به آنان سلام شده جواب سلام را عمداً یا سهواً نگویند.

ج۱، مسئله ۱۵۲۰ . اگر فرد به عدّه‌ای سلام کند و کسی که بین آنها مشغول نماز است شک کند که سلام کننده، قصد سلام کردن به او را هم داشته یا نه، نباید در بین نماز جواب بدهد. همچنین، اگر بداند قصد او را هم داشته، ولی دیگری زودتر جواب سلام را بدهد، بنابر احتیاط واجب نباید جواب بدهد؛[۱۲]

امّا اگر بداند قصد او را هم داشته و دیگری جواب ندهد، یا شک کند که دیگران جوابش را داده‌اند یا نه، باید جواب او را بگوید.

ج۱، مسئله ۱۵۲۱ . اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، بنابر احتیاط واجب، باید هر یک جواب سلام دیگری را بدهد.

ج۱، مسئله ۱۵۲۲ . جواب سلام مرد و زن غیر مسلمان در صورتی که کافر ذمّی نباشند، واجب نیست و اگر ذمّی باشند، بنابر احتیاط واجب، به کلمۀ «عَلَیْک» اکتفا شــود.

ج۱، مسئله ۱۵۲۳ . سلام کردن مستحب است و همان طور که گفته شد جواب سلام واجب است؛ ولی عباراتی مثل«سلامت باشید»، «التماس دعا»، «صبح بخیر»، «خیلی ممنون» و مانند آن جواب سلام محسوب نمی‌شوند. همچنین تکان دادن سر یا دست، برداشتن کلاه و مانند آن برای جواب سلام کافی نیست.

ج۱، مسئله ۱۵۲۴ . مستحب است که سواره به پیاده و ایستاده به نشسته و کوچکتر به بزرگ‌تر سلام کند و انسان در غیر نماز، جواب سلام را بهتر از سلام بگوید؛ مثلاً اگر کسی گفت: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ» در جواب بگوید: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللّه‌».

مبطل هفتم: خندیدن عمدی (قهقهه)

ج۱، مسئله ۱۵۲۵ . «قَهْقَهه زدن» عمدی، نماز را باطل می‌کند، هرچند بدون اختیار بوده، ولی مقدّماتش اختیاری باشد؛ بلکه چنانچه قهقهه زدن مقدّماتش هم اختیاری نباشد، در صورتی که وقت برای دوباره خواندن نماز باقی باشد، بنابر احتیاط لازم، باید آن را دوباره بخواند و چنانچه وقت برای آن نباشد، نماز صحیح است.

منظور از «قَهْقَهه»، خندۀ بلند و با صدا که شامل کشیدن صدا و دور دادن آن در گلو است می‌باشد، امّا خندۀ صدا‌داری که عرفاً قهقهه محسوب نشود، مبطل نماز نیست، هرچند احتیاط مستحب پرهیز از آن است. همچنین، تبسّم و لبخند نماز را باطل نمی‌کند، هرچند عمدی باشد.

ج۱، مسئله ۱۵۲۶ . اگر نمازگزار عمداً بی‌صدا بخندد یا سهواً با صدا بخندد، به گونه‌ای که صورت نماز به هم نخورد، نمازش اشکال ندارد.

ج۱، مسئله ۱۵۲۷ . اگر برای جلوگیری از صدای خنده، حال نمازگزار تغییر کند، مثلاً رنگش سرخ شود، در باطل شدن نمازش اشکال است و احتیاط واجب آن است که نماز را دوباره بخواند.

ج۱، مسئله ۱۵۲۸ . اگر نمازگزار به علّت ندانستن مسأله در نماز با صدای بلند بخندد (قهقهه بزند)، چنانچه جاهل قاصر باشد نه جاهل مقصّر (یعنی در ندانستن و جهل خود معذور باشد) و صورت نماز نیز به هم نخورده باشد، نمازش صحیح است.

مبطل هشتم: گریۀ عمدی برای کار دنیا

ج۱، مسئله ۱۵۲۹ . اگر نمازگزار عمداً و با اختیار، با صدا یا بی‌صدا برای امور دنیا یا به سبب یاد آوردن میّتی گریه کند، بنابر احتیاط واجب نمازش باطل می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۵۳۰ . اگر نمازگزار بدون اختیار گریه کند، به گونه‌ای که گریه بر او غالب و چیره شود و نتواند گریۀ خویش را کنترل نماید، چنانچه مقدّماتش اختیاری باشد، حکم گریه کردن عمدی و با اختیار را دارد، یعنی بنابر احتیاط واجب نمازش باطل می‌شود؛ بلکه چنانچه مقدّماتش هم اختیاری نباشد، در صورتی که وقت برای دوباره خواندن نماز باقی باشد و فرد بتواند بدون گریه نماز را بخواند، بنابر احتیاط لازم، باید آن را دوباره بخواند و امّا چنانچه وقت نباشد، نمازش صحیح است.

ج۱، مسئله ۱۵۳۱ . اگر گریه بر نمازگزار غالب و چیره شود، به گونه‌ای که گریۀ او قابل پیش‌گیری و کنترل نباشد و در تمام وقت نماز، جز در حال گریه نتواند نماز بخواند، هرچند در نماز، تنها به انجام واجبات نماز اکتفا نماید، در این صورت، باید نمازش را با همان حال بخواند و صحیح است.

ج۱، مسئله ۱۵۳۲ . اگر نمازگزار از ترس خداوند متعال یا از روی شوق به او یا برای آخرت گریه کند، آهسته باشد یا بلند، اشکال ندارد؛ بلکه از بهترین اعمال عبادی محسوب می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۵۳۳ . اگر نمازگزار در مقام دعا برای خواستن حاجت دنیوی، از روی تذلّل و فروتنی در پیشگاه خداوند متعال گریه کند و حاجتش را از او بخواهد، اشکال ندارد و نمازش صحیح است.[۱۳]

ج۱، مسئله ۱۵۳۴ . گریه برای مصایب وارده بر حضرت سیّد الشّهداء ابا عبداللّه الحسین(علیه السلام) یا سایر ائمّۀ هدی(علیهم السلام) با قصد قربت و نزدیک شدن به درگاه الهی، ‌به خودی خود از افضل اعمال است و موجب باطل شدن نماز نمی‌شود.

مبطل نهم: انجام فعل کثیر و کاری که صورت نماز را به هم بزند

ج۱، مسئله ۱۵۳۵ . کاری که صورت نماز را به هم بزند، مثل به هوا پریدن و مانند آن، نماز را باطل می‌کند و فرق ندارد عمدی باشد یا از روی فراموشی، یا اینکه بی‌اختیار پیش آید یا به سبب ندانستن مسأله باشد.

ج۱، مسئله ۱۵۳۶ . اشاره کردن با دست، زدن دست بر روی پا یا دست دیگر برای فهماندن چیزی به دیگری، برداشتن چیزی از روی زمین مثل قرآن یا کتاب دعا، بغل کردن نوزاد، کشتن حشرۀ موذی، راه رفتن به مقدار کم برای برداشتن مُهر نماز از روی طاقچه و مانند آن، با شرایط ذیل اشکال ندارد:

۱. صورت نماز به هم نخورد؛

۲. نمازگزار از قبله منحرف نشود؛

۳. در حال حرکت، قرائت و ذکرهای نماز را نگوید؛

۴. موالات در نماز و سایر شرایط صحیح بودن نماز را رعایت نماید.

ج۱، مسئله ۱۵۳۷ . اگر انسان در بین نماز به قدری ساکت بماند که عرفاً نگویند نماز می‌خواند، نمازش باطل می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۵۳۸ . اگر فرد در بین نماز کاری انجام دهد یا مدّتی ساکت شود و شک کند که صورت نماز به هم خورده یا نه، باید نماز را دوباره بخواند، ولی بهتر این است که آن را تمام کرده، سپس دوباره به‌جا آورد.

مبطل دهم: خوردن و آشامیدن

ج۱، مسئله ۱۵۳۹ . اگر فرد در نماز طوری بخورد یا بیاشامد که صورت نماز از بین برود، به‌طوری که نگویند نماز می‌خواند – عمداً باشد یا از روی فراموشی – نمازش باطل می‌شود؛

امّا اگر طوری باشد که صورت نماز از بین نرود، چنانچه عمدی باشد، بنابر احتیاط واجب، نماز باطل می‌شود و آن را دوباره بخواند؛ ولی اگر از روی فراموشی و سهو باشد، نمازش اشکال ندارد.

ج۱، مسئله ۱۵۴۰ . اگر انسان در بین نماز، غذایی را که در دهان یا بین دندان‌‌ها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمی‌شود و نیز اگر کمی قند یا شکر و مانند اینها در دهان مانده باشد و در حال نماز کم کم آب شود و فرو رود، اشکال ندارد.

مبطل یازدهم: پدید آمدن شک‌های باطل در رکعت‌‌‌های نماز

ج۱، مسئله ۱۵۴۱ . اگر برای نمازگزار، یکی از شک‌های باطل کننده پیش آید، مثل اینکه در رکعت‌‌های نماز دو رکعتی یا سه رکعتی واجب شک نماید، یا در دو رکعت اوّل نمازهای چهار رکعتی قبل از سر گذاشتن بر مُهر در سجدۀ دوّم، شک نماید و شکّ وی باقی مانده و ثابت گردد، نمازش باطل می‌باشد.

مبطل دوازدهم: زیاد یا کم کردن عمدی یا سهوی رکن نماز

ج۱، مسئله ۱۵۴۲ . اگر انسان رکن نماز را عمداً یا سهواً کم کند یا چیزی را که رکن نیست عمداً کم کند یا چیزی از اجزای نماز را عمداً اضافه کند، نماز باطل می‌شود. همچنین، اگر رکنی را مثل رکوع یا دو سجده از یک رکعت، سهواً اضافه کند، نمازش بنابر احتیاط واجب باطل می‌شود[۱۴] و امّا اضافه کردن تکبیرة الاحرام به‌طور سهوی، مبطل نماز نیست.

یک قاعده کلّی

ج۱، مسئله ۱۵۴۳ . اگر انسان بعد از نماز شک کند در بین نماز کاری که نماز را باطل می‌کند انجام داده یا نه، نمازش صحیح است و به شک خویش اعتنا نمی‌کند.

[۱] از بین رفتن شرط «طهارت حَدَثی(با وضو و غسل بودن)» و شرط «قبله»، خصوصیّتی دارد که در مبطلات جداگانه‌ای ذکر می‌شود
[۲] این عمل را «تکفیر» می‌نامند.
[۳] توضیح بیشتر در مورد احکام انحراف از قبله، در مسائل «۱۰۰۷ و ۱۰۰۸» ذکر شد.
[۴] در مواردی که سخن گفتن عمدی مبطل نماز محسوب می‌شود، اگر از روی اکراه یا اضطرار واقع شود، چنانچه صورت نماز از بین نرود، بطلان نماز بنابر احتیاط واجب می‌باشد
[۵] یعنی «آه از گناهانم» یا «آه از آتش جهنّم».
[۶] در این مورد، نمازگزار در اصل گفتن ذکر، قصد قربت دارد، ولی ‌در بلند کردن صدا، قصد قربت ندارد و انگیزه‌اش فهماندن مطلبی ‌به دیگری ‌است
[۷] به عنوان مثال، نمازگزاری که در حال نماز متوجّه شده خطری ‌متوجّه بچّه است، چنانچه ‌بدون قصد ذکر، عبارت «اللّهُ أَکْبَر» را در معنای «بچّه را بگیرید» استفاده نماید یا آنکه با گفتن «اللّهُ أَکْبَر» آن را برای ‌دو معنا «خدا بزرگ‌‌‌‌تر است و بچّه را بگیرید» به کار برد که در این صورت، نماز باطل می‌‌شود؛ مگر آنکه جاهل قاصر باشد
[۸] البتّه، دعا کردن نباید طوری ‌باشد که موالات معتبر در قرائت یا اذکار واجب نماز را که در مسألۀ «۱۴۵۴» ذکر شد، به هم بزند
[۹] بلکه در نماز جایز نمی‌‌باشد.
[۱۰] جواب سلام در این مورد واجب کفایی است، یعنی اگر یکی از آنان جواب سلام را بدهد کافی است و وجوب از بقیّه ساقط می‌شود؛ امّا اگر عمداً هیچ کدام جواب سلام را ندهند، همه مرتکب معصیت شده‌اند
[۱۱] و در این صورت، جواب سلام بر بقیّه (غیر نمازگزار) مستحب می‌باشد و فرد نمازگزار نباید جواب سلام دهد
[۱۲] و در این صورت، اگر عمداً جواب سلام بدهد، بنابر احتیاط واجب نمازش باطل می‌شود.
[۱۳] به‌طور مثال، اگر نمازگزار در قنوت نماز برای ‌امر دنیوی ‌مانند شفای ‌مریض یا رفع فقر دعا نماید و در آن حال برای ‌نشان دادن درماندگیش و اظهار فروتنی ‌در پیشگاه خداوند متعال، گریه نماید، اشکال ندارد و نماز باطل نمی‌‌شود
[۱۴] و اگر یک رکعت به نمازش اضافه شود هرچند سهواً، نماز بنابر فتوی باطل است.
به بالای صفحه بردن