نماز مسافر | شرایط شکسته‌شدن نماز

[۱۶۹۵] [۱۶۹۶] [۱۶۹۷] [۱۶۹۸] [۱۶۹۹] [۱۷۰۰] [۱۷۰۱] [۱۷۰۲] [۱۷۰۳] [۱۷۰۴] [۱۷۰۵] [۱۷۰۶] [۱۷۰۷] [۱۷۰۸] [۱۷۰۹] [۱۷۱۰] [۱۷۱۱] [۱۷۱۲] [۱۷۱۳] [۱۷۱۴] [۱۷۱۵] [۱۷۱۶] [۱۷۱۷] [۱۷۱۸] [۱۷۱۹] [۱۷۲۰] [۱۷۲۱] [۱۷۲۲] [۱۷۲۳] [۱۷۲۴] [۱۷۲۵] [۱۷۲۶] [۱۷۲۷] [۱۷۲۸] [۱۷۲۹] [۱۷۳۰] [۱۷۳۱] [۱۷۳۲] [۱۷۳۳] [۱۷۳۴] [۱۷۳۵] [۱۷۳۶] [۱۷۳۷] [۱۷۳۸] [۱۷۳۹] [۱۷۴۰] [۱۷۴۱] [۱۷۴۲] [۱۷۴۳] [۱۷۴۴] [۱۷۴۵] [۱۷۴۶] [۱۷۴۷] [۱۷۴۸] [۱۷۴۹] [۱۷۵۰] [۱۷۵۱] [۱۷۵۲] [۱۷۵۳] [۱۷۵۴] [۱۷۵۵] [۱۷۵۶] [۱۷۵۷] [۱۷۵۸] [۱۷۵۹] [۱۷۶۰] [۱۷۶۱] [۱۷۶۲] [۱۷۶۳]

«مسافر» باید نماز ظهر و عصر و عشاء را با نه شرط، شکسته به‌جا آورد، یعنی دو رکعت بخواند.

شرایط شکسته شدن نماز مسافر

شرط اوّل: سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی نباشد

ج۱، مسئله ۱۶۹۵ . شرط اوّل شکسته شدن نماز مسافر آن است که سفر او کمتر از هشت فرسخ شرعی (تقریباً ۴۴ ‌کیلومتر) نباشد و به مسافت مذکور، «حدّ مسافت شرعی» گفته می‌شود.

ج۱، مسئله ۱۶۹۶ . کسی که رفت و برگشت او مجموعاً هشت فرسخ (تقریباً ۴۴ کیلومتر) است، خواه رفتن یا برگشتنش کمتر از چهار فرسخ باشد یا نباشد، باید نماز را شکسته بخواند. بنابراین، اگر رفتن سه فرسخ و برگشتن پنج فرسخ یا به عکس باشد، باید نماز را شکسته – یعنی دو رکعتی – بخواند؛

این نوع مسافت را که در آن مسیر رفت و برگشت، مجموعاً هشت فرسخ می‌‌باشد، «مسافت تلفیقی» می‌‌نامند.[۱]

ج۱، مسئله ۱۶۹۷ . اگر رفت و برگشت فرد هشت فرسخ باشد، اگر چه روزی که میرود همان روز یا شب آن برنگردد، باید نماز را شکسته بخواند، ولی بهتر است که در این صورت احتیاط کرده، تمام نیز بخواند.

ج۱، مسئله ۱۶۹۸ . اگر سفر، مختصری از هشت فرسخ کمتر باشد، یا انسان نداند که سفر او هشت فرسخ است یا نه، نباید نماز را شکسته بخواند و چنانچه شک کند که سفرش هشت فرسخ است یا نه، تحقیق کردن لازم نیست و باید نمازش را تمام بخواند، هرچند احتیاط مستحب است در صورت شک تحقیق نماید.

ج۱، مسئله ۱۶۹۹ . اگر فرد یقین یا اطمینان داشته باشد یا بیّنه (دو مرد عادل) خبر دهند که سفر او هشت فرسخ است، باید نماز را شکسته بخواند؛

امّا اگر یک عادل یا شخص موثّقی خبر دهد که سفر انسان هشت فرسخ است، در صورتی که انسان به گفتۀ او یقین یا اطمینان پیدا کند، باید نماز را شکسته بخواند، وگرنه گفتار او حجّت شرعی محسوب نمی‌شود و نمازش کامل است. همچنین اگر دو بیّنه برخلاف یکدیگر باشند، هر دو از اعتبار ساقط شده و فرد باید نماز را تمام بخواند، هرچند احتیاط مستحب است نمازش را شکسته هم بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۰۰ . کسی که یقین یا اطمینان دارد سفر او هشت فرسخ است یا به طریق معتبر دیگری مثل بیّنه اعتماد نموده، اگر نماز را شکسته بخواند و بعد بفهمد که هشت فرسخ نبوده، باید آن را چهار رکعتی به‌جا آورد و اگر وقت گذشته، قضا نماید.

ج۱، مسئله ۱۷۰۱ . کسی که قصد رفتن به محلّ معیّنی را داشته و یقین یا اطمینان دارد سفری که میخواهد برود هشت فرسخ نیست، یا شک دارد که هشت فرسخ هست یا نه، چنانچه در بین راه بفهمد که سفر او هشت فرسخ بوده، اگر چه کمی از راه باقی باشد، باید نماز را شکسته بخواند و اگر تمام خوانده دوباره شکسته به‌جا آورد؛ ولی اگر وقت گذشته لازم نیست قضا نماید.

ج۱، مسئله ۱۷۰۲ . اگر فرد بین دو محلّی که فاصلۀ آنها کمتر از چهار فرسخ است، چند مرتبه رفت و آمد کند، هرچند روی هم رفته هشت فرسخ شود، باید نماز را تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۰۳ . اگر محلّی دو راه داشته باشد، یک راه آن کمتر از هشت فرسخ و راه دیگر آن هشت فرسخ یا بیشتر باشد، چنانچه انسان از راهی که هشت فرسخ است به آنجا برود، باید نماز را شکسته بخواند و اگر از راهی که هشت فرسخ نیست برود، باید نماز را تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۰۴ . ابتدای هشت فرسخ را باید از جایی حساب کند که شخص پس از عبور از آنجا مسافر محسوب میشود و آنجا غالباً آخر شهر یا روستا است؛ ولی در بعضی از شهرهای بسیار بزرگ (بلاد کبیره) ممکن است آخر محلّه باشد.[۲]

ج۱، مسئله ۱۷۰۵ . انتهای مسافت شرعی برای فرد مسافری که قصد دارد به شهر یا روستایی که وطن او نمی‌باشد سفر نماید و قصد ماندن ده روز در آنجا ندارد، آخرین مقصد فرد در آن شهر یا روستا می‌باشد؛

به عنوان مثال فردی که وطن وی در (۱۵) کیلومتری شهر مشهد می‌باشد، چنانچه قصد داشته باشد به مکانی در شهر مشهد مانند حرم مطهّر امام رضا† که در (۲۵) کیلومتری وطن وی قرار دارد برود و برگردد، نمازش در این سفر شکسته است؛ امّا اگر قصد دارد تنها به مکانی در داخل شهر مشهد که در (۲۰) کیلومتری وطن وی قرار دارد برود و از همان‌جا برگردد، نمازش تمام است.

شرط دوّم: از اوّل سفر قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد

ج۱، مسئله ۱۷۰۶ . نماز مسافر در صورتی شکسته است که بداند هشت فرسخ راه را میپیماید – هرچند به شکل مسافت تلفیقی – پس اگر به جایی که کمتر از هشت فرسخ است مسافرت کند و بعد از رسیدن به آنجا قصد کند جایی برود که با مقداری که آمده هشت فرسخ شود، چون از اوّل قصد هشت فرسخ را نداشته، باید نماز را تمام بخواند؛

ولی اگر بخواهد از آنجا هشت فرسخ برود یا از آنجا به جایی برود، سپس به وطنش یا مکانی که می‌خواهد ده روز بماند برگردد و مجموع این رفت و برگشت هشت فرسخ باشد و در بین هم یکی از قطع کننده‌های سفر – که بعداً ذکر می‌شود – پیش نیاید، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۰۷ . کسی که نمیداند سفرش چند فرسخ است، مثلاً برای پیدا کردن گمشده‌ای مسافرت میکند و نمیداند چه مقدار باید برود تا آن را پیدا کند، باید نماز را تمام بخواند؛

ولی در برگشتن، چنانچه تا وطنش یا جایی که میخواهد ده روز در آنجا بماند، هشت فرسخ یا بیشتر باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

همچنین، اگر در بین رفتن قصد کند که به جایی برود، سپس به وطنش یا مکانی که می‌خواهد ده روز بماند برگردد و مجموع این رفت و برگشت هشت فرسخ باشد و در بین هم یکی از قطع کننده‌های سفر پیش نیاید، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۰۸ . مسافر در صورتی باید نماز را شکسته بخواند که سفرش به حدّ مسافت شرعی را به امر دیگری وابسته نکرده باشد؛

پس کسی که از شهر بیرون میرود و مثلاً قصدش این است که اگر رفیق پیدا کند، سفر هشت فرسخی برود، چنانچه اطمینان دارد که رفیق پیدا میکند، باید نماز را شکسته بخواند و اگر اطمینان ندارد، باید تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۰۹ . کسی که قصد هشت فرسخ دارد – اگر چه در هر روز مقدار کمی راه برود – وقتی به حدّ ترخّص (که معنایش در مسألۀ «۱۷۵۶»خواهد آمد) برسد، باید نماز را شکسته بخواند؛ ولی اگر در هر روز مقدار بسیار کمی راه برود، احتیاط لازم آن است که نمازش را هم تمام و هم شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۱۰ . کسی که در سفر در اختیار دیگری است، مانند زن و فرزند و خادم و زندانی طوری که عرفاً تابع محسوب شوند، چنانچه بداند سفر او (فردی که زن و… در اختیار او هستند) هشت فرسخ است باید نماز را شکسته بخواند و اگر نداند و شک در قصد وی داشته باشد، نماز را تمام به‌جا آورد و پرسیدن لازم نیست، گرچه مطابق با احتیاط مستحب است.

ج۱، مسئله ۱۷۱۱ . کسی که در سفر در اختیار دیگری است، اگر بداند یا گمان داشته باشد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا میشود و سفر نمیکند، باید نماز را تمام بخواند.

همچنین، کسی که در سفر در اختیار دیگری است، اگر شک داشته باشد یا احتمال عقلایی دهد که پیش از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا می‌شود و سفر نمی‌کند، باید نماز را تمام بخواند، هرچند این شک به سبب این باشد که احتمال می‌دهد در بین مسیر، قبل از رسیدن به چهار فرسخ، مانعی از ادامه مسافرت برای او پیش آید؛

ولی اگر اطمینان دارد که قبل از رسیدن به چهار فرسخ از او جدا نمی‌شود، احتمال پیش آمد موانعی که مورد انتظار نیست و بسیار بعید می‌باشد، اثر ندارد و باید نماز را شکسته بخواند.

شرط سوّم: در بین راه از قصد خود برنگردد

ج۱، مسئله ۱۷۱۲ . شرط سوّم شکسته شدن نماز مسافر آن است که در بین راه از قصد خود برنگردد. بنابراین، اگر پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردّد شود و مسافتی که پیموده با برگشت از هشت فرسخ کمتر است، باید نماز را تمام بخواند و در فرض مذکور بنابر احتیاط واجب باید نمازهایی را که تا به حال شکسته خوانده، دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نماید.

ج۱، مسئله ۱۷۱۳ . اگر فرد بعد از پیمودن مقداری از راه که با برگشتن هشت فرسخ میشود، از مسافرت منصرف شود، چنانچه تصمیم داشته باشد همانجا بماند یا بعد از ده روز برگردد یا در برگشتن و قصد اقامت ده روز مردّد باشد، باید نماز را تمام بخواند. همچنین است حکم، اگر احتمال عقلایی دهد سی روز بدون قصد در آنجا می‌ماند.

ج۱، مسئله ۱۷۱۴ . اگر فرد بعد از پیمودن مقداری از راه که با برگشتن هشت فرسخ میشود، از مسافرت منصرف شود و تصمیم داشته باشد که برگردد و در بین هم یکی از قطع کننده‌های سفر (که بعداً ذکر می‌شود) پیش نیاید، باید نماز را شکسته بخواند؛

همچنین، اگر مسافری که قصد دارد مسافت شرعی را طیّ کند، پیش از رسیدن به چهار فرسخ – مثلاً سه فرسخی – از مسافرت منصرف شود، امّا تصمیم داشته باشد بدون ارتکاب قطع کننده‌های سفر، از راه دیگری که پنج فرسخ است به وطنش برگردد به گونه‌ای که مجموع رفت و برگشت هشت فرسخ باشد باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۱۵ . اگر فرد برای رفتن به محلّی که به تنهایی یا به ضمیمۀ برگشت هشت فرسخ می‌شود، حرکت کند و بعد از رفتن مقداری از راه، بخواهد جای دیگری برود، چنانچه از محلّ اوّلی که حرکت کرده تا جایی که میخواهد برود به تنهایی یا به ضمیمۀ برگشت، هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۱۶ . اگر پیش از آنکه فرد به هشت فرسخ راه برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و در موقعی که مردّد است راه نرود و بعد تصمیم بگیرد که بقیّۀ راه را برود، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۱۷ . اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و در موقعی که مردّد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که هشت فرسخ دیگر برود و یا تا جایی برود که رفت و برگشتش هشت فرسخ شود، باید تا آخر مسافرت نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۱۸ . اگر پیش از آنکه به هشت فرسخ برسد، مردّد شود که بقیّۀ راه را برود یا نه و در موقعی که مردّد است مقداری راه برود و بعد تصمیم بگیرد که بقیّۀ راه را برود، چنانچه مجموع مسافت رفت و برگشت به استثنای مسافتی که با تردید پیموده است کمتر از هشت فرسخ باشد، باید نماز را تمام بخواند و اگر کمتر نیست نمازش شکسته است.

شرط چهارم: قبل از رسیدن به هشت فرسخ، قطع‌ کنندۀ‌ سفر[۳] پیش نیاید

ج۱، مسئله ۱۷۱۹ . کسی که می‌خواهد از وطن خویش به مقصدی برود که در کمتر از هشت فرسخی است و در آنجا ده روز اقامت نماید سپس به وطنش برگردد، باید نماز را در بین مسیر رفتن به محلّ اقامت ده روز و در مسیر برگشت، تمام بخواند، هرچند مجموع مسیر رفت و برگشت به ضمیمۀ هم هشت فرسخ باشد.

همچنین، کسی که می‌‌خواهد از وطنش به مقصدی که آنجا نیز وطن دوّم اوست و در فاصلۀ کمتر از هشت فرسخی قرار دارد برود و در آن توقّف کند، سپس به وطن اوّلش برگردد، باید نماز را در مسیر رفتن به وطن دوّم و در مسیر برگشت به وطن اوّل، تمام بخواند، هرچند مجموع مسیر رفت و برگشت به ضمیمه هم هشت فرسخ باشد.

شایان ذکر است، در این دو فرض، تنها در صورتی نماز فرد در مسیر رفت یا برگشت، شکسته است که مسیر رفت به تنهایی یا مسیر برگشت به تنهایی، هشت فرسخ یا بیشتر باشد.[۴]

ج۱، مسئله ۱۷۲۰ . کسی که احتمال عقلایی می‌دهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش میگذرد و در آن توقّف می‌کند، یا ده روز در محلّی قصد اقامت مینماید، باید نماز را تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۲۱ . کسی که میخواهد پیش از رسیدن به هشت فرسخ از وطنش بگذرد و در آن توقّف کند، یا ده روز در محلّی بماند، و نیز کسی که مردّد است که در وطنش توقّف نماید، یا ده روز در محلّی بماند، اگر از ماندن ده روز یا توقّف در وطن منصرف شود، باز هم باید نماز را تمام بخواند، ولی اگر باقیماندۀ راه هرچند به ضمیمه برگشت هشت فرسخ باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

شرط پنجم: برای کار حرام سفر نکند

ج۱، مسئله ۱۷۲۲ . اگر فرد برای کار حرامی مثل تجارت ربوی یا دزدی سفر کند، باید نماز را تمام بخواند. همچنین است اگر خود سفر حرام باشد، مثل آنکه برای او ضرری – که موجب مرگ یا نقص عضو است – داشته باشد یا زن بدون اجازۀ شوهر سفری برود که بر او واجب نباشد، ولی اگر مثل سفر حج (حجّة الاسلام) واجب باشد، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۲۳ . سفری که واجب نیست، اگر سبب اذیّت – ناشی از شَفَقت و دلسوزی – پدر یا مادر باشد حرام است و اگر فرد چنین سفری برود معصیت کرده و باید در آن سفر نماز را تمام بخواند و روزه هم بگیرد.

ج۱، مسئله ۱۷۲۴ . کسی که سفر او حرام نیست و برای کار حرام هم سفر نمیکند، اگر چه در سفر معصیتی انجام دهد، مثلاً غیبت کند یا دروغ بگوید، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۲۵ . اگر برای آنکه کار واجبی را ترک کند مسافرت نماید – چه اینکه غرض دیگری از سفر داشته باشد یا نه – نمازش تمام است؛ پس کسی که شرعاً بدهکار است و سررسید پرداخت بدهیش فرارسیده است، اگر بتواند بدهی خود را بدهد و طلبکار هم مطالبه کند، چنانچه نتواند در سفر بدهی خود را بدهد و برای فرار از پرداخت بدهی مسافرت نماید، باید نماز را تمام بخواند؛

ولی اگر سفرش برای کار دیگری است، هرچند در سفر ترک واجب نیز بنماید، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۲۶ . اگر وسیلۀ سواری فرد در سفر، غصبی باشد و برای فرار از مالک مسافرت کرده باشد یا در زمین غصبی مسافرت کند، باید نماز را تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۲۷ . کسی که به همراه ظالم مسافرت میکند، اگر ناچار نباشد و مسافرت او کمک به ظالم در ظلمش محسوب شود یا سبب جلال و شوکت و تقویت ظالم شود، باید نماز را تمام بخواند و اگر ناچار باشد یا مثلاً برای نجات دادن مظلومی با او مسافرت کند، نمازش شکسته است.

ج۱، مسئله ۱۷۲۸ . کسی که برای معصیت به حدّ مسافت شرعی سفر کرده، هنگامی که از سفر بر می‌گردد، باید نماز را شکسته بخواند به شرطی که آن برگشت، خودش سفر معصیت نباشد و فرق ندارد برگشتن به تنهایی هشت فرسخ باشد یا نباشد و احتیاط مستحب است در صورتی که توبه نکرده، نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۲۹ . کسی که سفر او سفر معصیت است – مثل اینکه برای انجام کار حرامی به حدّ مسافت شرعی سفر می‌کند – اگر در بین راه از قصد معصیت برگردد، خواه باقیماندۀ راه به تنهایی یا مجموع رفت و برگشت از آنجا هشت فرسخ باشد یا نباشد، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۳۰ . کسی که برای معصیت سفر نکرده – مثل اینکه برای انجام کار مباحی به حدّ مسافت شرعی سفر می‌کند – اگر در بین راه قصد کند که بقیّۀ راه را برای معصیت برود، باید نماز را تمام بخواند، ولی نمازهایی را که شکسته خوانده صحیح است.

ج۱، مسئله ۱۷۳۱ . مسافری که به سفر معصیت می‌رود، در صورتی نمازش تمام می‌باشد که حرمت در حقّ وی شرعاً ثابت باشد. بنابراین، اگر فرد برای هدف حرامی به مسافرت برود سپس متوجّه شود که هدف مذکور در واقع حرام نبوده است، باید نماز را شکسته بخواند؛

مثلاً اگر فرد برای خرید منزلی که به اعتقاد او غصبی است مسافرت برود، سپس در اثنای مسیر یا بعد از رسیدن به مقصد معلوم شود منزل مذکور مباح بوده و غصبی نیست، باید نماز را شکسته بخواند.

همچنین، اگر فرد برای هدف مباحی به مسافرت برود، سپس معلوم شود که هدف مذکور در واقع حرام بوده است، نمازهایی را که شکسته خوانده صحیح است، مثل اینکه فرد برای خرید منزلی که به اعتقاد او مباح بوده مسافرت برود، سپس معلوم شود منزل مذکور غصبی است.

شایان ذکر است، اگر هدف از سفر حرام باشد، ولی اتّفاقاً هدف مذکور محقّق نگردد، نماز فرد تمام است، مثل اینکه فرد برای سرقت اموال مسلمانی به مسافرت برود و در سفر موفّق به سرقت اموال وی نشود.

شرط ششم: سفر برای صید لهوی نباشد و بنابر احتیاط واجب سفر باطل محسوب نشود

ج۱، مسئله ۱۷۳۲ . اگر فرد به قصد لهو و خوش‌گذرانی به حدّ مسافت شرعی برای صید و شکار برود – هرچند این عمل به خودی خود، حرام نیست – ولی نمازش در حال رفتن تمام و در برگشتن شکسته است، به شرط آنکه برگشتن به قصد شکار لهوی نباشد و فرق ندارد برگشتن به تنهایی هشت فرسخ باشد یا نباشد.

ج۱، مسئله ۱۷۳۳ . اگر فرد برای تهیۀ معاش و تأمین مخارج زندگی‌‌اش به شکار رود، نمازش شکسته است. همچنین است اگر برای کسب و زیاد کردن مال برود، هرچند در این صورت احتیاط مستحب آن است که نماز را هم شکسته و هم تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۳۴ . اگر فرد به قصد تفریح و گردش به حدّ مسافت شرعی مسافرت کند، سفر او حرام نیست و باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۳۵ . در سفری که عرفاً باطل محسوب می‌شود – مثل سفری که در آن غرض و هدف عقلایی وجود ندارد و در عرف، سفری بیهوده و باطل محسوب می‌‌شود – احتیاط واجب، جمع بین نماز شکسته و تمام است.

شرط هفتم: از کسانی که خانۀ آنها همراهشان است، نباشد

ج۱، مسئله ۱۷۳۶ . افرادی که خانۀ‌شان همراه آنهاست، مانند صحرانشین‌هایی که در بیابان‌ها گردش میکنند و هر جا آب و خوراک برای خود و اطرافیان و چهارپایانشان پیدا کنند میمانند و بعد از چندی به جای دیگری میروند، در این مسافرت‌ها باید نماز را تمام بخوانند.

ج۱، مسئله ۱۷۳۷ . اگر صحرانشین مثلاً برای پیدا کردن منزل و چراگاه حیواناتش سفر کند، چنانچه با چادر و اسباب و اثاث باشد که صدق کند خانه‌اش همراهش میباشد، نماز را تمام بخواند، وگرنه چنانچه سفر او هشت فرسخ باشد، نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۳۸ . اگر صحرانشین مثلاً برای زیارت یا حج یا تجارت و مانند اینها مسافرت کند، چنانچه عنوان خانه به دوش بر وی صدق نکند، باید نماز را شکسته بخواند و اگر صدق کند، نمازش تمام است.

شرط هشتم: شغلش سفر نبوده و نیز کثیر‌السفر در حدّ مسافت شرعی نباشد

ج۱، مسئله ۱۷۳۹ . «کسی که شغلش سفر است» یا «کثیر السفر» در حدّ مسافت شرعی است، باید نمازش را تمام بخواند و این امر در سه مورد محقّق می‌شود:

۱. کسی که سفر در حدّ مسافت شرعی، شغل اوست مانند راننده، خلبان، کشتیبان.

۲. کسی که سفر در حدّ مسافت شرعی، مقدّمۀ شغل اوست مانند معلّم، پزشک، تاجر یا کارگری که بین وطن و محلّ کارش در رفت و آمد است.

۳. کسی که برای غیر شغل مثل زیارت، معالجه بیماری، تفریح، زیاد به مسافرت در حدّ مسافت شرعی می‌رود.

«گروه دوّم و سوّم» – اگر عنوان «کثیر السفر» عرفاً بر آنان صدق کند – باید نمازهایشان را در سفر، کامل بخوانند؛

امّا در «گروه اوّل»، لازم نیست به او کثیر ‌السفر بگویند؛ بلکه اگر در عرف «کسی که شغلش سفر است» به او گفته می‌شود، یعنی کسی که کار او سفر کردن در حدّ مسافت شرعی باشد، مثل راننده‌ای که شغلش حمل مسافر یا کالا و بار است – هرچند این کار شغل موقّت او باشد – با صدق عرفی این عنوان، نمازش تمام است.

ج۱، مسئله ۱۷۴۰ . فردی که شغلش سفر است مثل راننده، برای تمام بودن نمازش دو امر شرط است:

۱. قصد ادامه این شغل را برای مدّت قابل توجّه داشته باشد به گونه‌ای که عنوان «کسی که شغلش سفر است» در مورد او به کار رود؛ مثل راننده‌ای که تصمیم دارد برای مدّت قابل توجّهی در حدّ مسافت شرعی رانندگی کند، به گونه‌ای که عرف او را راننده حدّ مسافت شرعی به حساب می‌آورد.

۲. فاصله بین سفرهای شغلی‌اش زیادتر از مقدار معمول نباشد، به حدّی که به صدق عنوان شغلی ضرر وارد نماید و این فاصله با توجّه به انواع سفر متفاوت است.

بنابراین، راننده‌ای که مثلاً تنها شب‌های جمعه مسافر از نجف به کربلا می‌برد یا فقط شب‌های جمعه مسافر از تهران به قم می‌برد و بقیّۀ هفته در وطن است، راننده حدّ مسافت شرعی بر او صدق نمی‌کند، پس نمازش در این سفرها شکسته است؛

امّا راننده‌ای که در هر ماه از مشهد به کربلا یا سوریه یک بار به مدّت پانزده روز مسافر می‌برد، صدق می‌کند که کارش رانندگی در حدّ مسافت شرعی است و نمازش کامل می‌باشد.

ج۱، مسئله ۱۷۴۱ . در صدق عنوان کثیر‌ السّفر در مورد کسی که مقدّمۀ شغلش، مسافرت است یا برای غیر شغلش زیاد سفر می‌رود (مورد ۲ و ۳ در مسألۀ «۱۷۳۹»)، سه امر معتبر است و با وجود این سه شرط نماز فرد تمام است:

۱. قصد ادامۀ این کار را برای مدّت قابل توجّهی داشته باشد؛ مثل مدّت شش ماه از یک سال یا اینکه در زمان دو سال یا بیشتر، هر سال مدّت سه ماه؛[۵]

۲. حدّاقل ده روز در هر ماه، در حال سفر باشد (هر چند این ده روز در ضمن دو یا سه سفر باشد) یا ده بار در هر ماه (در ده روز مختلف) سفر برود (هر چند زمان سفرهای او به حدّ مسافت شرعی، چند ساعت باشد)؛

امّا اگر عدد سفرها یا روزهای مسافرت او ۸ یا ۹ باشد، بنابر احتیاط واجب در همۀ سفرها نمازش را هم شکسته و هم تمام بخواند و اگر عدد سفرها یا روزهای مسافرت او در ماه (‌۷) یا کمتر باشد، نمازش شکسته است.

۳. کثرت سفر (زیاد سفر کردن) به فعلیّت برسد و قبل از آن بنابر احتیاط واجب نمازش را هم تمام و هم شکسته بخواند.

بنابراین، کسی که مقدّمۀ کارش سفر است (مثل معلّمی که برای تدریس به حدّ مسافت شرعی می‌رود) یا فردی که برای غیر شغل مسافرت می‌رود (مثل فردی که نذر زیارت دارد و برای ادای نذر، مسافرت می‌نماید) و قصد دارد سه بار یا سه روز در هفته در مسافرت باشد و این کار را برای مدّت شش ماه از یک سال یا برای مدّت دو سال یا بیشتر، سالی سه ماه ادامه دهد، چنین فردی دو هفتۀ اوّل، بنابر احتیاط واجب، نمازش را هم شکسته و هم تمام بخواند و بعد از آن نمازش تمام است.[۶]

ج۱، مسئله ۱۷۴۲ . اگر فردی قصد دارد بین وطن و محلّ کارش که در حدّ مسافت شرعی است تنها برای مدّت سه ماه، مثلاً روز در میان رفت و آمد کند و بعد از سپری شدن مدّت مذکور تصمیم بگیرد سه ماه دیگر به همان کیفیت رفت و آمد نماید که به ضمیمۀ مدّت قبل کافی در تحقّق مقدار لازم در صدق کثرت سفر است، از آن پس احکام کثیر السّفر در مورد وی جاری می‌شود و نمازش تمام است.

ج۱، مسئله ۱۷۴۳ . کسی که شغلش مسافرت است (گروه اوّل)، شرط نیست که سه بار مسافرت کند تا نمازش تمام باشد و همین که عنوان رانندۀ حدّ مسافت شرعی و مانند آن بر او منطبق شود، هرچند در اوّلین سفر باشد، نمازش تمام است؛

امّا کسی که مقدّمۀ شغلش، سفر است یا کثیر السفر در غیر شغل است (گروه دوّم و سوّم)، همچنان که گذشت، وقتی نمازش تمام است که کثرت سفر او به فعلیّت برسد و قبل از آن، بنابر احتیاط واجب بین نماز شکسته و تمام جمع نماید.

ج۱، مسئله ۱۷۴۴ . کسی که شغلش مسافرت است مثل راننده، یا مسافرت مقدّمۀ شغل او است مثل معلّم، چنانچه برای کار دیگری مثلاً برای زیارت یا حج مسافرت کند، باید نماز را شکسته بخواند؛ مگر آنکه عرفاً او را «کثیر السفر» بگویند؛ مانند کسی که دائماً سه روز در هفته مسافر است[۷] و در این صورت، نمازش حتّی در سفر حج یا زیارت و مانند آن کامل است.

همچنین، اگر مثلاً راننده‌ای که نمازش در سفر شغلی تمام است، اتومبیل خود را برای زیارت کرایه بدهد و عدّه‌ای را برای زیارت با اتومبیل خود ببرد و در ضمن خودش هم زیارت کند، در هر حال باید نماز را تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۴۵ . حَمَله‌دار، یعنی کسی که برای رساندن حاجی‌ها در ایّام حج در هر سال به مکّه مسافرت می‌کند و بقیّۀ سال در وطنش است، چنانچه سفرش سه ماه در هر سال یا بیشتر باشد، باید نماز را تمام بخواند، امّا اگر سفرش دو ماه یا کمتر باشد، نمازش شکسته است و اگر بین این مقدار است، بنابر احتیاط لازم بین نماز شکسته و نماز تمام جمع نماید.

ج۱، مسئله ۱۷۴۶ . کسی که در بخشی از سال شغلش مسافرت است، مثل راننده‌ای که هر سال فقط در سه ماه فصل تابستان یا زمستان اتومبیل خود را کرایه می‌دهد و به حدّ مسافت سفر می‌رود، باید در سفرهایی که در آن فصل انجام می‌دهد، نماز را تمام بخواند و احتیاط مستحب آن است که هم شکسته و هم تمام بخواند؛

البتّه، چنانچه سفر شغلی فرد در حدّ مسافت، مختصّ به وقت معیّنی از سال باشد، طوری که در سایر ایّام سال برنامۀ منظّمی برای مسافرت نداشته باشد، در سفرهای اتّفاقی و متفرّقه‌ای که در اوقات دیگر سال دارد، نمازش شکسته است.

ج۱، مسئله ۱۷۴۷ . کسی که در بخشی از سال کثیر‌ السفر است (به معنای دوّم و سوّم که در مسألۀ «۱۷۳۹» ذکر شد) مانند معلّمی که فقط در فصل بهار در هر سال زیاد برای تدریس سفر می‌کند، باید در سفرهایی که در آن مدّت از سال انجام می‌دهد نمازش را تمام بخواند.

بنابراین، اگر کثرت سفر (زیاد سفر کردن) در حدّ مسافت، مختصّ به وقت معیّنی از سال باشد، احکام کثیر السّفر در اوقات دیگر سال که فرد در معرض کثرت سفر نیست، به توضیحی که در مسألۀ بعد خواهد آمد در مورد وی جاری نمی‌شود.

ج۱، مسئله ۱۷۴۸ . فردی که به استثنای مدّت معیّن کوتاهی مانند دو یا سه هفتۀ اوّل سال، در بقیّۀ سال کثیر السفر است (به معنای دوّم و سوّم که در مسألۀ «۱۷۳۹» بیان شد) و برنامۀ سالانۀ وی بر همین منوال است، اگر یک سال اتّفاقاً در همان دو سه هفته اوّل سال به مسافرت برود، نمازش تمام است و حکم کثیر السفر در آن ایّام نیز جاری است؛

البتّه، چنانچه مدّت معیّن مذکور مانند یک ماه باشد محلّ اشکال است و در صورتی که در‌ آن مدّت اتّفاقاً به مسافرت برود، مراعات مقتضای احتیاط ترک نشود به اینکه نمازش را در سفر هم شکسته و هم تمام بخواند؛

ولی اگر مدّت معیّن مذکور، دو ماه یا سه ماه یا بیشتر باشد، حکم کثیر السفر نسبت به آن مدّت جاری نیست و چنانچه اتّفاقاً در مدّت مذکور به سفر برود نمازش شکسته است.

ج۱، مسئله ۱۷۴۹ . راننده و دوره گردی که مثلاً در دو یا سه فرسخی شهر یا مثلاً (۱۵) یا (۲۰) کیلومتری شهر رفت و آمد می‌کند، چنانچه اتّفاقاً سفر هشت فرسخی برود، باید نماز را شکسته بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۵۰ . کسی که کثیر‌ السّفر در حدّ مسافت شرعی محسوب می‌شود (سه مورد مذکور در مسألۀ «۱۷۳۹»)، چنانچه ده روز یا بیشتر در وطن خود بماند – چه از اوّل قصد ماندن ده روز یا بیشتر از آن را داشته باشد یا بدون قصد ده روز یا بیشتر بماند – باز هم باید در اوّلین سفری که بعد از ماندن ده روز یا بیشتر می‌رود، نماز را تمام بخواند و اگر چنین شخصی در غیر وطن خود ده روز یا بیشتر – با قصد، یا بدون قصد – بماند، باز هم همین حکم را دارد.

ولی در خصوص «مُکاری» (یعنی کسی است که مرکب یا وسیله نقلیه‌‌ای دارد که آن را کرایه می‌‌دهد و با آن بار یا مسافر را جابجا می‌‌کند، مثل راننده‌‌ای که اتومبیل خویش را برای حمل مسافر یا کالا کرایه می‌‌دهد یا چارواداری که اسب یا شتر خویش را برای انتقال بار کرایه می‌‌دهد) اگر چنین باشد، احتیاط مستحب آن است که در اوّلین سفری که بعد از ده روز می‌رود، هم شکسته و هم تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۵۱ . اگر فردی که کثیر السفر در حدّ مسافت شرعی است (به معنای دوّم و سوّم که در مسألۀ «۱۷۳۹» بیان شد)[۸] به جهت عارضه‌ای مدّتی مسافرت نرود، ولی قصد دارد بعد از برطرف شدن عارضۀ مذکور، آن را ادامه دهد، چنانچه مدّت قطع شدن سفر سه ماه یا کمتر باشد، اشکال ندارد و حکم کثیر السفر باقی است و اگر مدّت مذکور شش ماه یا بیشتر باشد حکم کثیر السفر منتفی می‌شود و در صورتی که مدّت مذکور چهار ماه یا پنج ماه است، محلّ اشکال است و مراعات مقتضای احتیاط در مورد آن ترک نشود.[۹]

ج۱، مسئله ۱۷۵۲ . کسانی که شغل آنها مسافرت است مثل مُکاری، در صورتی که مسافرت بیش از مقدار معمول بر آنها موجب مشقّت و خستگی شود، باید نماز را شکسته به‌جا آورد.

ج۱، مسئله ۱۷۵۳ . کسی که در شهرها سیاحت می‌کند و برای خود وطنی اختیار نکرده، نماز را تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۵۴ . کسی که شغلش مسافرت نیست، اگر مثلاً در شهری یا در روستایی جنسی دارد که برای حمل آن، مسافرت‌های پی در پی می‌کند، باید نماز را شکسته بخواند، مگر آنکه کثیر السفر باشد که معیار آن در مسألۀ «۱۷۴۱» گذشت.

شرط نهم: اگر از وطن حرکت میکند به حدّ ترخّص برسد

ج۱، مسئله ۱۷۵۵ . فردی که از وطنش حرکت میکند، در صورتی که به «حدّ ترخّص» برسد نمازش شکسته می‌شود و امّا در غیر وطن، حدّ ترخّص اثری ندارد و همین که از شهر یا روستای محلّ اقامت به قصد پیمودن مسافت شرعی خارج شود، نمازش شکسته است.

ج۱، مسئله ۱۷۵۶ . «حدّ ترخّص»، جایی است که اهل شهر – حتّی آنها که در توابع آن هستند – به جهت دور شدن مسافر، نتوانند او را ببیند و نشانۀ آن این است که او نتواند اهل شهر و توابع آن را ببیند.

ج۱، مسئله ۱۷۵۷ . مسافری که به وطنش برمیگردد، تا وقتی وارد وطنش نشده، باید نماز را شکسته بخواند و در این رابطه رسیدن به حدّ ترخّص، اثری ندارد. همچنین، مسافری که میخواهد دَه روز در محلّی بماند تا وقتی که به آن محلّ نرسیده، نمازش شکسته است.

ج۱، مسئله ۱۷۵۸ . هر گاه شهر یا روستا در بلندی باشد که اهل آن از دور دیده شود، یا به قدری گود باشد که اگر انسان کمی دور شود اهل آن را نبیند، فردی از اهالی آن شهر که مسافرت میکند، وقتی به اندازه‌ای دور شود که اگر آن شهر در زمین هموار بود، اهلش از آنجا دیده نمیشد، باید نماز خود را شکسته بخواند و نیز اگر پستی و بلندی راه بیشتر از معمول باشد، باید ملاحظۀ معمول را بنماید.

ج۱، مسئله ۱۷۵۹ . کسی که در کشتی یا قطار نشسته و قبل از رسیدن به حدّ ترخّص به نیّت نماز تمام مشغول نماز شود، ولی قبل از رکوع رکعت سوّم به حدّ ترخّص برسد، باید نمازش را شکسته به‌جا آورد و اگر بعد از رسیدن به حدّ رکوع رکعت سوّم و پس از آن به حدّ ترخّص برسد، نمازش را رها نموده و باید نماز دیگری را شکسته به‌جا آورد و تمام کردن نماز اوّل لازم نیست.

ج۱، مسئله ۱۷۶۰ . اگر بینایی فرد، غیر معمولی باشد، در محلّی باید نماز را شکسته بخواند که افراد معمولی، اهل آخر شهر را نبینند و ملاک، دیدن با چشم است، نه با دوربین و ابزار.

همچنین، اگر به علّت وزش باد یا طوفان، گرد و غبار فضا را فرا گرفته یا هوا مه آلود است، در مکانی باید نماز را شکسته بخواند که اگر هوا صاف و بدون گرد و غبار و مه باشد اهل آخر شهر را نبیند.

ج۱، مسئله ۱۷۶۱ . اگر فرد هنگامی که سفر میرود شک کند که به حدّ ترخّص رسیده یا نه، باید نمازش را تمام بخواند.

ج۱، مسئله ۱۷۶۲ . اگر کسی یقین یا اطمینان داشته باشد که به حدّ ترخّص نرسیده یا شک داشته باشد که به حدّ ترخّص رسیده یا نه و نماز را تمام بخواند، سپس معلوم شود که در وقت نماز به حدّ ترخّص رسیده بوده، چنانچه هنوز وقت باقی و در مسافرت است باید نمازش را دوباره شکسته بخواند و اگر در این حال نماز را نخواند، باید قضای آن را مطابق با وظیفۀ آخر وقت انجام دهد و امّا اگر بعد از گذشتن وقت بفهمد اشتباه کرده، قضای نماز واجب نیست.

ج۱، مسئله ۱۷۶۳ . اگر کسی یقین یا اطمینان پیدا کند که به حدّ ترخّص رسیده و نماز را شکسته به‌جا آورد سپس معلوم شود که در وقت نماز به حدّ ترخّص نرسیده بوده، باید نماز را دوباره به‌جا آورد؛

پس چنانچه در این حال هنوز به حدّ ترخّص نرسیده باشد، باید نماز را تمام بخواند و در صورتی که از حدّ ترخّص گذشته باشد، نماز را شکسته به‌جا آورد و اگر وقت گذشته، نماز را مطابق وظیفه‌اش در آخر وقت آن به‌جا آورد.

[۱] شایان ذکر است، این حکم مربوط به زمانی ‌است که یکی ‌از قطع‌ کننده‌های ‌سفر، مثل اقامت ده روز یا عبور از وطن و توقّف در آن، در بین مسافت تلفیقی ‌پیش نیاید؛ امّا اگر یکی ‌از قطع کننده‌های ‌سفر پیش بیاید، در صورتی ‌نماز فرد در مسیر رفت یا برگشت، شکسته است که مسیررفت به تنهایی ‌یا مسیر برگشت به تنهایی، هشت فرسخ باشد و تفصیل این حکم، در شرط چهارم مسألۀ «۱۷۱۹» خواهد آمد
[۲] مراد از بلاد کبیره، شهرهایی است که وقتی فرد از یک محلّۀ آن به محلّه دیگر می‌رود، عرف بگوید شخص مذکور به مسافرت رفته است و وی در آنجا (مقصد) مسافر می‌باشد. بنابر این تعریف، مثلاً تهران از بلاد کبیره نیست و در مسافرت‌ها، حدّ مسافت شرعی از انتهای شهر تهران محاسبه می‌شود
[۳] قطع‌کننده‌های سفر، بعداً به‌طور مفصّل ذکر می‌شود.
[۴] به عنوان مثال، اگر کسی ‌بخواهد از وطن خویش به مقصدی ‌برود که در چهار فرسخی ‌قرار دارد و می‌‌خواهد در آنجا قصد اقامت ده روزه کند، سپس به وطن خویش برگردد، این فرد، هرچند قصد پیمودن هشت فرسخ تلفیقی ‌را دارد، امّا در مسیر رفت و برگشت هم، نمازش تمام است؛امّا چنانچه کسی ‌قصد دارد از وطن خویش به مقصدی ‌برود که در هشت فرسخی ‌قرار دارد و می‌‌خواهد در آنجا قصد اقامت ده روزه کند، سپس به وطن خویش برگردد، این فرد، در مسیر رفت و برگشت، نمازش شکسته است همچنین، اگر کسی ‌تصمیم داشته باشد از وطن خویش به مقصدی ‌برود که در هفت فرسخی ‌قرار دارد و می‌‌خواهد در آنجا قصد اقامت ده روزه کند، سپس بخواهد از مسیری ‌دیگر که نه فرسخ می‌‌باشد، به وطن خویش برگردد، این فرد در مسیر رفت، نمازش تمام و در مسیر برگشت، نمازش شکسته است و در تمامی ‌حالات، نماز او در محلّ اقامت ده روزه‌‌اش، تمام است
[۵] شایان ذکر است، لازم نیست شش ماه از یک سال به‌طور کامل به هم پیوسته باشد و فاصله شدن یک یا دو ماه در اثنای آن اشکال ندارد؛ مانند اینکه فرد سه ماه حسب ضابط مذکور در متن به حدّ مسافت مسافرت برود، سپس یک یا دو ماه در وطنش بماند و مجدّداً سه ماه حسب ضابط مذکور به حدّ مسافت سفر برود؛ همچنان که در مورد دو سال و بیشتر هر سال سه ماه نیز، انقطاع و فاصله شدن یک ماه بین سه ماه در هر سال اشکال ندارد و فرد را از کثیر السّفر بودن خارج نمی‌کند
[۶] . ملاک کثیر ‌السفر شدن در مورد کسی ‌که سفر، مقدّمۀ شغل اوست یا برای ‌غیر شغل زیاد مسافرت می‌‌رود، آن است که سفر عرفاً عادت فرد شمرده شود و تحقّق این معنا وابسته به آن است که عدد سفرها یا روزهایی ‌که سفر می‌‌کند زیاد باشد، با لحاظ اینکه تعداد سفرها یا روزهایی ‌که در مسافرت است در ضمن مجموعه‌های ‌متعدّدی ‌باشد که به گونه‌ای ‌دارای ‌استمرار و امتداد هستند و بعید نیست که حدّاقل آن (۶۰) روز مسافرت یا (۶۰) سفر، در ضمن (۶) ماه از یک سال و یا برای ‌دو سال متوالی ‌و بیشتر، هر سال سه ماه باشد.
بر این اساس، مواردی در جدول ذیل به عنوان نمونه ذکر می‌شود و افراد می‌‌توانند از این جدول که برای ‌تشخیص نظر عرف تنظیم گردیده است، در موارد تردید عرفی ‌کمک بگیرند و حکم سایر موارد، با مقایسه و نسبت‌سنجی ‌با موارد ذکر شده در جدول روشن می‌‌شود.

به عنوان مثال، طبق ردیف سه در جدول ذیل، فردی ‌که می‌‌خواهد حدّاقل (۶) ماه از یک سال مسافرت برود یا برای‌ (۲) سال متوالی‌، هر سال سه ماه مسافرت برود و در یک ماه، (۸) روز در سفر باشد یا (۸) سفر انجام دهد و در ماه‌ بعد (۱۲) روز در سفر باشد یا (۱۲) سفر انجام دهد، به‌طوری ‌که در این مدّت، مجموع روزهایی ‌که در سفر است، حدّاقل (۶۰) روز شود یا مجموع سفرهای ‌او به (۶۰) سفر ‌در (۶۰) روز برسد، چنین فردی ‌از مصادیق کثیر السّفر محسوب می‌‌شود و نمازش کامل است و حکم در موارد مشابه نیز، چنین است.
شایان ذکر است، در بعضی ‌از موارد در جدول ذیل تحقّق کثرت سفر مورد اشکال است و مراعات مقتضای ‌احتیاط در آن ترک نشود.
جدول مربوط به افراد کثیر‌السفر
[۷] ملاک کثیر السفر بودن، در مسألۀ «۱۷۴۱» ذکر شد
[۸] مانند اینکه قبلاً در طول سال هر ماه ده روز – هرچند در ضمن دو یا سه سفر – به حدّ مسافت شرعی می‌رفته و اکنون به سبب بیماری، مدّتی است مسافرت نمی‌رود.
[۹] حکم موردی که فرد سابقاً کثیر السفر نبوده و مثلاً قصد کرده ۶ ماه، هر ماه ده روز – هرچند در ضمن دو یا سه سفر – به حدّ مسافت شرعی برود، ولی در بین ۶ ماه اتّفاقاً به سبب عارضه‌ای مثل بیماری فاصله ایجاد شده، از پاورقی شرط اول از مسألۀ «۱۷۴۱» فهمیده می‌شود.

اسکرول به بالا