احکام روزه قضا

[۱۴۴] [۱۴۵] [۱۴۶] [۱۴۷] [۱۴۸] [۱۴۹] [۱۵۰] [۱۵۱] [۱۵۲] [۱۵۳] [۱۵۴] [۱۵۵] [۱۵۶] [۱۵۷] [۱۵۸] [۱۵۹] [۱۶۰] [۱۶۱] [۱۶۲] [۱۶۳] [۱۶۴]

بعضی از مواردی که قضای روزه، واجب نیست

ج۲، مسئله ۱۴۴. در موارد زیر لازم نیست مکلّف قضای روزه را انجام دهد:

۱. اگر دیوانه عاقل شود، واجب نیست روزه‏های وقتی را که دیوانه بوده قضا نماید؛ مگر مورد استثنایی که در مسألۀ «۵» ذکر شد.

۲. هنگامی که فرد بالغ گردید، واجب نیست قضای روزه‌هایی را که در ایّام قبل از بلوغ نگرفته است به‌جا آورد.

۳. اگر کافر مسلمان شود، واجب نیست روزه‏های وقتی را که کافر بوده قضا نماید.

۴. اگر فرد بیهوش یا شخصی که در کُما است هوشیار گردد و از حالت بیهوشی یا کُما بیرون آید، روزه‌های روزهایی را که بیهوش بوده یا در کُما به سر می‌برده و نیّت روزه نداشته، لازم نیست قضا نماید؛ مگر مورد استثنایی که در مسألۀ «۷» ذکر شد.

۵. روزه‌هایی را که فرد مخالف، مطابق با مذهب خویش انجام داده است یا مطابق مذهب تشیّع – در صورتی که قصد قربت از او حاصل شده – به‌جا آورده است، بعد از آنکه شیعۀ دوازده امامی گردید، لازم نیست قضا نماید.

۶. اگر فرد به دلیل بیماری یا حیض یا نفاس، روزۀ ماه رمضان را نگیرد و قبل از گذشت زمانی که بتواند آن روزه‏هایی را که نگرفته قضا کند، بمیرد، آن روزه‏ها قضا ندارند؛ مثلاً پدری که در ماه مبارک رمضان به علّت بیماری روزه نگرفته و در روز عید فطر همان سال از دنیا رفته است، بر پسر بزرگ‌تر لازم نیست قضای روزه‌های او را بگیرد.

بعضی از مواردی که قضای روزه، واجب است

ج۲، مسئله ۱۴۵. در موارد زیر واجب است مکلّف قضای روزه را به‌جا آورد:

۱. روزه‏ای که انسان به علّت مستی انجام نداده، باید قضا نماید، هرچند چیزی را که به سبب آن مست شده، برای معالجه و درمان خورده باشد.

۲. اگر مسلمانی کافر شود (مرتدّ گردد) و دوباره مسلمان گردد، روزه‏های وقتی را که مرتدّ بوده باید قضا نماید و در این حکم، فرقی بین مرتدّ فطری و مرتدّ ملّی نیست.

۳. روزه‌هایی را که فرد به علّت سفری که روزه گرفتن در آن جایز نیست، نگرفته است، بعد از برطرف شدن عذر، واجب است قضا نماید.

۴. روزه‌هایی را که فرد مخالف انجام نداده، بعد از آنکه شیعه شد، واجب است قضا نماید.

۵. روزه‌هایی را که زن به جهت حیض یا نفاس نگرفته، بعد از برطرف شدن عذر، واجب است قضا نماید.

۶. اگر فرد در یوم الشّک که نمی‌داند آخر ماه شعبان است یا اوّل ماه رمضان روزه نگیرد و بعداً بفهمد ماه مبارک رمضان بوده، واجب است قضای آن را به‌جا آورد.

۷. اگر فرد به اعتقاد اینکه روز عید فطر است روزه نگیرد و بعداً متوجّه شود آن روز، روز آخر ماه مبارک رمضان بوده، واجب است قضای آن روز را به‌جا آورد.

ج۲، مسئله ۱۴۶. اگر انسان روزۀ ماه رمضان را عمداً نگیرد، احکام ذیل در مورد وی جاری می‌باشد:

الف. باید از روزه‌خواری خویش جدّاً به درگاه الهی توبه نماید.

ب. واجب است قضای آن را به‌جا آورد.

ج. با شرایطی که در مبحث کفّارۀ روزه ذکر می‌شود، کفّارۀ عمد ماه مبارک رمضان بر عهدۀ او ثابت می‌‌شود و واجب است برای هر روز روزه‌خواری دو ماه روزه بگیرد، یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند.

د. چنانچه تا ماه رمضان آینده قضای آن روزه را به‌جا نیاورد، بنابر احتیاط واجب، برای هر روز یک مُدّ طعام نیز بابت کفّارۀ تأخیر بدهد.

احکام دیگر روزۀ قضا

ج۲، مسئله ۱۴۷. کسی که چند روز روزۀ قضای ماه مبارک رمضان دارد و تعداد آنها را نمی‌داند یا فراموش کرده، مثلاً نمی‌داند که سه یا چهار یا پنج روز بوده، چنانچه مقدار مورد یقین یا اطمینان – در این مثال سه روز – را روزه بگیرد، کافی است و واجب نیست تعداد بیشتر از آن را، که مشکوک است به‌جا آورد؛

البتّه احتیاط مستحب است به قدری روزه بگیرد که یقین یا اطمینان کند تمام آنها را انجام داده است. بنابراین، در مثال ذکر شده، بهتر است احتیاطاً پنج روز روزۀ قضا بگیرد.[۱]

ج۲، مسئله ۱۴۸. اگر انسان تعداد روزه‌های قضا را که بر عهده‌اش است می‌داند – مثلاً پنج روز – ولی نمی‌داند چه تعداد از آنها را به‌جا آورده است، باید مقدار مشکوک را انجام دهد. بنابراین، در مثال مذکور اگر می‌داند که دو روز از روزه‌های قضا را انجام داده و نسبت به سه روز دیگر شک دارد، باید سه روز دیگر روزۀ قضا بگیرد.[۲]

ج۲، مسئله ۱۴۹. اگر انسان به جهت عذری چند روز روزه نگیرد و بعد شک کند که چه وقت عذر او برطرف شده، واجب نیست مقدار بیشتری را که احتمال می‌دهد روزه نگرفته قضا نماید؛

مثلاً کسی که قبل از ماه رمضان مسافرت کرده و نمی‌داند عصر پنجم ماه رمضان از سفر برگشته یا عصر ششم و یا اینکه مثلاً در اواخر ماه رمضان مسافرت کرده و بعد از ماه رمضان برگشته و نمی‌داند که شب بیست و پنجم ماه رمضان مسافرت کرده یا شب بیست و ششم، در هر دو صورت می‌تواند مقدار کمتر یعنی پنج روز را (در مثال دوّم، در صورت کامل بودن ماه) قضا کند، هرچند احتیاط مستحب آن است که مقدار بیشتر یعنی شش روز را قضا نماید.

ج۲، مسئله ۱۵۰. اگر انسان از چند ماه رمضان روزۀ قضا داشته باشد، رعایت ترتیب در قضای آنها لازم نیست. بنابراین، قضای هر کدام را که اوّل بگیرد اشکال ندارد.؛

ولی اگر وقت قضای روزۀ ماه رمضان آخر نسبت به زمان فرا رسیدن ماه رمضان جدید کم باشد، مثلاً پنج روز از ماه رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به ماه رمضان جدید مانده باشد، احتیاط مستحب آن است که اوّل قضای ماه رمضان آخر را بگیرد.

ج۲، مسئله ۱۵۱. اگر قضای روزۀ چند ماه رمضان بر انسان واجب باشد و در نیّت، معیّن نکند روزه‏ای را که می‌گیرد قضای کدام ماه رمضان است، قضای آخرین سال حساب نمی‌شود. بنابراین، هرچند این کار – با توضیحی که در مسألۀ قبل بیان شد – تکلیفاً جایز است، ولی کفّارۀ تأخیر در موارد وجوب آن ساقط نمی‌شود.

ج۲، مسئله ۱۵۲. در روزه‌های قضا، رعایت موالات لازم نیست. بنابراین، اگر کسی یک هفته پشت سر هم روزۀ ماه مبارک رمضان را – چه با عذر و چه بدون عذر – نگرفته، در هنگام قضای آن، واجب نیست هفت روز روزه را، پشت سر هم انجام دهد.

ج۲، مسئله ۱۵۳. روزه‌داری که قضای روزۀ ماه رمضان از خودش دارد و روزۀ قضا گرفته است، می‌تواند قبل از اذان ظهر، روزۀ خود را باطل نماید، ولی اگر وقت قضای روزۀ ماه رمضان آخر نسبت به زمان فرا رسیدن ماه رمضان جدید کم باشد، مثل اینکه فرد، یک هفته روزۀ قضا از ماه رمضان سال قبل دارد و فقط هفت روز هم به ماه رمضان سال جدید باقی مانده است، در این صورت، احتیاط مستحب آن است که روزۀ خویش را باطل ننماید.[۳]

امّا بعد از اذان ظهر، افطار عمدی روزۀ قضای ماه رمضان جایز نیست و کفّاره دارد، که توضیح آن در مسألۀ «۱۵۵» ذکر می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۵۴. اگر فردی قضای روزۀ میّتی را گرفته باشد، احتیاط مستحب آن است که بعد از اذان ظهر روزه را باطل نکند.[۴]

ج۲، مسئله ۱۵۵. کسی که قضای روزۀ ماه رمضان خودش را گرفته، اگر بعد از اذان ظهر عمداً با «خوردن» یا «آشامیدن» یا «جماع» یا «استمناء» روزۀ خویش را باطل ‏کند، واجب است ده فقیر را سیر کند یا به هر کدام یک مُدّ طعام بدهد و اگر نمی‌تواند سه روز روزه بگیرد؛

البتّه چنانچه افطار روزۀ قضا در بعد از ظهر با مبطلاتی که ذکر شد، به علّت ندانستن مسأله و حکم شرعی باشد، در صورتی که جاهل قاصر باشد، کفّاره بر او واجب نیست، ولی اگر جاهل مقصّر باشد – حتّی بنابر احتیاط واجب در موردی که هنگام ارتکاب مبطل، تردید نداشته – پرداخت کفّاره لازم می‌باشد.

مواردی که قضا و کفّارۀ روزه واجب است

ج۲، مسئله ۱۵۶. اگر کسی روزۀ ماه رمضان را با «خوردن» یا «آشامیدن» یا «جماع» یا «استمناء» یا «باقی ماندن بر جنابت» باطل کند،[۵] در صورتی که عمدی و با اختیار باشد و به علّت ناچاری و اضطرار یا اکراه نباشد، علاوه بر قضا، کفّاره هم بر او واجب می‌شود و بنابر احتیاط واجب «باقی ماندن بر حیض و نفاس» نیز حکم جنابت را دارد؛

ولی کسی که سایر مبطلات روزه را عمدی و با اختیار مرتکب شده مثل قی کردن، إماله کردن، دروغ بستن به خداوند متعال و پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و امامان(علیهم السلام) ، پرداخت کفّاره بر او واجب نیست، هرچند احتیاط مستحب آن است که علاوه بر قضا، کفّاره هم بدهد.

ج۲، مسئله ۱۵۷. اگر کسی یکی از موارد شش‌گانه[۶] را که در مسألۀ قبل ذکر شد، به علّت ندانستن مسأله انجام دهد، یعنی نمی‌‌دانسته که این موارد، روزه را باطل می‌کند و آن را انجام دهد، چند صورت دارد:

الف. در فراگیری مسأله کوتاهی کرده (جاهل مقصّر محسوب شود) و در هنگام انجام مفطر تردید داشته و احتمال مفطر بودن آن را می‌داده؛ در این صورت، کفاره بر او بنابر احتیاط لازم، واجب می‌‌شود.

ب. در فراگیری مسأله، کوتاهی نکرده باشد (جاهل قاصر باشد) و یا حتّی کوتاهی کرده باشد (جاهل مقصّر باشد)، امّا در هر دو صورت، در هنگام انجام مفطر تردید نداشته باشد؛ در این فرض، کفّاره بر او واجب نمی‌شود.

ج. برای انجام مفطر، در هنگام ارتکاب آن، حجّت شرعی داشته باشد (که در این مورد هم جاهل قاصر به حساب می‌آید)؛ در این صورت، کفّاره بر او واجب نیست.

بنابراین، کسی که عقیدۀ قطعی داشته که این مفطرات، روزه را باطل نمی‌کند، هرچند در مقدّمات چنین عقیده‌ای مقصّر باشد، مثل اینکه در فراگیری مفطرات روزه، کوتاهی کرده باشد، کفّاره بر او واجب نیست.

این حکم در مورد کسی که نمی‌دانسته روزه بر او واجب است، مانند کودکانی که در اوائل سنّ بلوغ هستند و اعتقاد داشته‌اند که روزه بر آنان واجب نمی‌باشد، نیز جاری است.

ج۲، مسئله ۱۵۸. کسی که می‌‌دانسته موارد شش‌گانه‌ای که در مسألۀ «۱۵۶» ذکر شد[۷] روزه را باطل می‌کند، ولی نمی‌دانسته که با انجام آنها کفّاره بر عهدۀ او واجب می‌شود، کفّاره از او ساقط نمی‌‌شود و باید کفّاره بدهد.

ج۲، مسئله ۱۵۹. اگر کسی در حال روزۀ ماه مبارک رمضان کاری را انجام دهد که با صرف‌نظر از اینکه مفطر روزه است، به خودی خود، حرام می‌باشد – مثل استمناء – و این در حالی باشد که حرام بودن آن را می‌دانسته، ولی احتمال مفطر بودن آن را نمی‌داده و عقیده داشته که روزه را باطل نمی‌کند، در این صورت نیز کفّاره بر او واجب نمی‌‌شود.

مواردی که فقط قضای روزه، واجب است

ج۲، مسئله ۱۶۰. در چند مورد غیر از مواردی که قبلاً به آنها اشاره شد، فقط قضای روزه بر انسان واجب است و کفّاره واجب نیست:

۱. در شب ماه رمضان جنب باشد و با توضیحی که در مسألۀ «۱۱۰» ذکر شد تا اذان صبح از خواب دوّم یا سوّم بیدار نشود و نیز خواب اوّل، به تفصیلی که در مسألۀ «۱۰۹» ذکر شد.

۲. در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش کند و با حال جنابت یک یا چند روز روزه بگیرد که توضیح آن در مسألۀ «۱۰۱» ذکر شد.

۳. کاری که روزه را باطل می‌کند انجام ندهد، ولی نیّت روزه نکند یا ریا کند یا قصد کند که روزه نباشد و نیز اگر قصد کند کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، ولی آن را انجام ندهد، به توضیحی که قبلاً در نیّت روزه ذکر شد.

۴. در ماه رمضان بدون اینکه تحقیق کند صبح شده یا نه، کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

۵. کسی بگوید: «صبح نشده» و انسان به گفتۀ او کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است. همچنین است حکم، اگر فرد با اعتماد به ساعت یا رادیو و مانند آن اطمینان نماید که صبح نشده و کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

۶. کسی بگوید: «صبح شده» و انسان به گفتۀ او یقین یا اطمینان نکند، یا خیال کند شوخی می‌کند و خودش هم تحقیق نکند و کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.

۷. به گفتۀ فرد دیگری که حرف او شرعاً برایش حجّت است، یا انسان به اشتباه معتقد باشد که حرف او حجّت است، افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

۸. یقین یا اطمینان کند که مغرب شده و افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است، هرچند این امر به سبب وجود علّتی در آسمان مانند هوای ابری باشد که در این صورت، قضا بنابر احتیاط واجب است.[۸]

۹. به علّت «عطش و تشنگی» مضمضه کند، یعنی آب در دهان بگرداند و بی‌‌اختیار فرو رود؛

ولی اگر فراموش کند که روزه است و آب را فرو دهد، یا به جهتی غیر از عطش و تشنگی مثل مواردی که مضمضه در آن مستحب است مانند وضو، مضمضه کند و بی‌‌اختیار فرو رود، قضا ندارد. همچنین، اگر روزه‌دار غیر آب، چیز دیگری را در دهان ببرد و بی‌اختیار فرو رود، یا آب داخل بینی کند و بی‌‌اختیار فرو رود، قضا بر او واجب نیست.

۱۰. بدون تماس و ملاعبه با زن، کاری انجام دهد که موجب تحریک شهوتش شود – مانند نگاه به همسر یا صحبت با وی – و این در حالی بوده که قصد بیرون آمدن منی نداشته و از عادتش نیز خارج شدن منی نبوده، ولی احتمال عقلایی می‌داده که این امر باعث شود منی بدون اختیار از وی بیرون آید و با انجام آن منی از او خارج شود.

شایان ذکر است، اگر این امر همراه با تماس با زن بوده – مانند لمس یا بوسیدن یا ملاعبه – قضا و کفّاره هر دو واجب است.

البتّه، در هر صورت اگر یقین یا اطمینان داشته که منی خارج نمی‌شود، ولی اتّفاقاً بی‌اختیار منی بیرون آمده، روزه‌اش صحیح است و قضا و کفّاره ندارد.

۱۱. به جهت اکراه یا اضطرار یا تقیّه افطار کند و مورد اکراه، اضطرار و تقیّه، «خوردن» یا «آشامیدن» یا «جماع» باشد؛ البتّه در غیر این مفطرات نیز، بنابر احتیاط واجب این حکم (وجوب قضا) جاری است.

ج۲، مسئله ۱۶۱. در مسألۀ قبل در «مورد اوّل» باید فرد آن روز را روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب، آن را به نیّت قربت مطلقه[۹] انجام دهد، سپس باید قضای آن را هم به قصد ما فی الذمّه اعم از قضا و عقوبت به‌جا آورد.

در «مورد دوّم» هم اگر در بین روز است باید فرد آن روز را روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب، آن را به نیّت قربت مطلقه انجام دهد و در هر صورت، باید قضای آن را هم به قصد ما فی الذمّه اعم از قضا و عقوبت انجام دهد.

در «مورد سوّم» در صورتی که روزۀ ریایی گرفته یا در تمام روز نیّت روزه نکرده یا قصد کرده روزه نباشد، روزه‌‌اش باطل است و باید قضای آن را انجام دهد و انجام مفطرات بر او حرام می‌باشد و چنانچه افطار کند، دو معصیت کرده؛ یکی ترک روزه و دیگری افطار کردن و در مفطراتی که کفّاره دارد، کفّاره هم بر او واجب می‌‌شود؛

امّا اگر در بین روز ریا کرده یا قصد کرده روزه نباشد و بعد پشیمان شده یا قصد کرده کاری که روزه را باطل می‌‌کند انجام دهد، ولی آن را انجام نداده و بعد پشیمان شده یا از ابتدای روز نیّت روزه نکرده و مفطری هم مرتکب نشده و در بین روز پشیمان شده، بنابر احتیاط واجب، باید رجاءً آن روز را روزه بگیرد و قضای آن را هم بنابر احتیاط واجب، انجام دهد و ارتکاب مفطرات در هر صورت، بر او حرام است و در صورت انجام مفطری که کفّاره دارد، کفّاره هم لازم می‌‌شود.

ج۲، مسئله ۱۶۲. در «موارد چهارم تا دهم» از مسألۀ «۱۶۰» روزه باطل است و باید تا انتهای روز امساک کند و قضای آن را هم انجام دهد.

و در «مورد یازدهم» نسبت به «خوردن» یا «آشامیدن» یا «جماع» روزه باطل است و امساک بنابر احتیاط واجب، در صورت امکان لازم است و باید قضای آن را هم انجام دهد و غیر موارد سه‌گانه از سایر مفطرات، بنابر احتیاط واجب در صورت امکان، باید به قصد قربت مطلقه آن روز را روزه بگیرد و قضای آن را هم بنابر احتیاط واجب، انجام دهد.

ج۲، مسئله ۱۶۳. اگر انسان شک کند که صبح شده یا نه، قبل از تحقیق هم می‌تواند کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد؛ ولی اگر بعداً معلوم شود که صبح بوده، باید قضای آن را به‌جا آورد، امّا کفاره ندارد.

ج۲، مسئله ۱۶۴. اگر در ماه رمضان، بعد از تحقیق (نگاه کردن به افق برای مشاهدۀ فجر صادق)، برای انسان معلوم نشود که صبح شده و کاری که روزه را باطل می‌کند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، روزه‌‌اش صحیح است و قضا لازم نیست.

شایان ذکر است، که تحقیق به وسیله ساعت یا رادیو و مانند آن در مورد این حکم کافی نیست و حکم نگاه کردن به افق برای مشاهدۀ فجر صادق را ندارد.

[۱] . شایان ذکر است، حکم مذکور در مورد روزۀ کفّاره و نیز کفّارات روزه نیز جاری است.
[۲] . همان.
[۳] . شایان ذکر است، آنچه ذکر شد در صورتی ‌است که انجام روزۀ خصوص آن روز – به سبب نذر و مانند آن – بر فرد، واجب نشده باشد، وگرنه افطار و باز کردن روزه، حتّی ‌قبل از ظهر جایز نیست
[۴] . البتّه، این در صورتی است که اتمام روزۀ همان روز، به سبب شرط ضمن عقد اجاره و مانند آن معیّن نشده باشد، وگرنه افطار و باز کردن روزه مطلقاً جایز نیست
[۵] . باطل شدن در مورد باقی‌‌ماندن بر جنابت، به معنایی ‌است که قبلاً ذکر شد.
[۶] . منظور از موارد شش‌گانه، خوردن، آشامیدن، جماع، استمناء، باقی ماندن بر جنابت تا اذان صبح، باقی ماندن بر حیض یا نفاس تا اذان صبح می‌باشد
[۷] . همان.
[۸] . شایان ذکر است، اگر در هوای ابری و مانند آن، فرد بدون حصول یقین یا اطمینان به اینکه مغرب شده افطار کند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، بنابر احتیاط لازم کفّاره نیز بر وی واجب می-شود
[۹] . یعنی خصوص روزۀ واجب را نیّت نکند؛ بلکه از مبطلات روزه پرهیز کند و قصدش از این کار به‌طور کلّی، قربةً إلی الله باشد.
به بالای صفحه بردن