اعتکاف

[۲۶۷] [۲۶۸] [۲۶۹] [۲۷۰] [۲۷۱] [۲۷۲] [۲۷۳] [۲۷۴] [۲۷۵] [۲۷۶] [۲۷۷] [۲۷۸] [۲۷۹] [۲۸۰] [۲۸۱] [۲۸۲] [۲۸۳] [۲۸۴] [۲۸۵] [۲۸۶] [۲۸۷] [۲۸۸] [۲۸۹] [۲۹۰] [۲۹۱] [۲۹۲] [۲۹۳] [۲۹۴] [۲۹۵] [۲۹۶] [۲۹۷]

فضیلت اعتکاف

«اعتکاف» عبادت پر فضیلتی است که حضور در مسجد و روزه از ارکان آن است و نسبت به انجام آن در ماه مبارک رمضان، بیشتر سفارش شده است.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمودند: «هر گاه دهۀ آخر ماه رمضان فرا می‌رسید، پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در مسجد معتکف می‌شد و برای حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) خیمه‌ای مویین برپا می‌کردند و آن حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) دامن همّت به کمر می‌بست و بستر خوابش را برمی‌چید».[۱]

نیز از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «جنگ بدر در ماه رمضان واقع شد، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) در آن سال معتکف نشد و به جای آن در سال بعد دو دهه به اعتکاف نشست؛ یک دهه برای همان سال و یک دهه به جای سال قبل».[۲]

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «پاداش اعتکاف ده روز ماه رمضان، معادل دو حج و دو عمره می‌باشد».[۳]

اعتکاف سنّتی نبویّ(صلی الله علیه وآله وسلم) است که مسلمانان به آن فرا خوانده شده‌اند و در برخی از ادیان الهی گذشته نیز مطرح بوده است، هرچند در جزئیّات و کیفیّت آن تفاوت‌هایی وجود دارد و این خود نشانه دهندۀ اهمیّت این عبادت است. قرآن کریم در این باره می‌فرماید: «… وَعَهِدْنا إِلیٰ‏ إِبْراهیمَ وَإِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتیَ لِلطَّائِفینَ وَالْعاکِفینَ وَالرُّکَّعِ السُّجُودِ».[۴]

«ما ابراهیم و اسماعیل را فرمان دادیم که خانۀ مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و راکعان و ساجدان پاکیزه دارید».

انسان در گریز از هوای نفس و فرار از اشتغالات دنیوی در طریق انس با معبود، نیازمند خلوتی است تا خود را از زنگار گناهان بشوید، توبه نماید و به تزکیۀ نفس بپردازد. اعتکاف زمینۀ چنین فرصتی را فراهم می‌کند، معتکف با پناه آوردن به مسجد و روزه گرفتن و دوری گزیدن از امور دنیوی راه تکامل معنوی را به روی خود می‌گشاید و موجبات قبولی توبه‌اش و نیل به پاداش الهی را فراهم می-سازد.

معنای اعتکاف و مقدار زمان آن

ج۲، مسئله ۲۶۷. اعتکاف شرعاً آن است که فرد در مسجد به قصد قربت، توقّف و اقامت کند و احتیاط مستحب آن است که اقامت، به قصد انجام اعمال عبادی مانند نماز یا دعا باشد؛ اعتکاف از عبادت‌های مستحب می‌باشد که به وسیلۀ نذر، عهد، قسم و مانند آن واجب می‌شود.

ج۲، مسئله ۲۶۸. اعتکاف وقت معیّن بخصوصی ندارد و هر زمانی در طول سال که روزه صحیح است، اعتکاف هم صحیح می‌باشد و بهترین وقت آن، ماه مبارک رمضان است و بهتر، دهۀ آخر ماه رمضان است.

ج۲، مسئله ۲۶۹. حدّاقل زمان اعتکاف، سه روز به همراه دو شب وسط آن سه روز می‌باشد و کمتر از آن صحیح نیست؛ ولی بیشتر از سه روز جایز است، هرچند آن مقدار زیادی، یک روز یا یک شب یا بخشی از یک روز یا یک شب باشد[۵]

شایان ذکر است، اعتکاف حدّاکثرمعیّنی ندارد؛ البتّه اگر فرد، پنج روز کامل معتکف شد، باید روز ششم معتکف بماند؛ بلکه بنابر احتیاط واجب هر گاه فرد دو روز به اعتکافش اضافه کرد، احتیاط واجب آن است که روز بعد را هم معتکف بماند. بنابراین، اگر هشت روز معتکف ماند، احتیاط واجب آن است که روز نهم را هم معتکف بماند و همین طور در مورد روز دوازدهم و پانزدهم و…

ج۲، مسئله ۲۷۰. ابتدای محاسبۀ سه روز که حدّاقل زمان اعتکاف است، اذان صبح روز اوّل و انتهای آن بنابر احتیاط واجب، اذان مغرب روز سوم است.[۶]

در محقّق شدن اعتکاف، سه روز تلفیقی کافی نیست؛ یعنی فرد نمی‌تواند بعد از اذان صبح روز اوّل معتکف شود، هرچند کمبود روز اوّل را از روز چهارم جبران نماید، مثل اینکه از اذان ظهر روز اوّل تا اذان ظهر روز چهارم در مسجد بماند.

شرایط صحیح بودن اعتکاف

برای آن‌که اعتکاف صحیح باشد، لازم است شرایطی رعایت شود که در مسائل بعد، به صورت مختصر ذکر می‌شود:

شرط اوّل تا چهارم: معتکف، مسلمان و عاقل باشد، اعتکاف را به قصد قربت انجام دهد و حدّاقل سه روز باشد

ج۲، مسئله ۲۷۱. کسی که اعتکاف می‌کند (معتکف)، باید مسلمان و عاقل باشد، ولی در اعتکاف، بلوغ شرط نیست و اعتکاف بچّۀ ممیّز هم صحیح است.

نیز لازم است معتکف از آغاز تا پایان اعتکاف، همان طور که در جلد اول مبحث نیّت وضو ذکر شد، قصد قربت و اخلاص داشته باشد و طوری که در مسألۀ «۲۶۹» ذکر شد، حدّاقل سه روز معتکف باشد.

شرط پنجم: معتکف روزه باشد

ج۲، مسئله ۲۷۲. اعتکاف کننده باید در ایّام اعتکاف، روزه باشد‌‌. بنابراین، کسی که نمی‌تواند روزه بگیرد، مریض و زن حائض و نفساء، اعتکافشان صحیح نیست؛

البتّه روزه در ایّام اعتکاف، لازم نیست مخصوص اعتکاف باشد؛ بلکه هر روزه‌ای باشد – حتّی روزۀ استیجاری، مستحبی و قضا – کافی است.

شایان ذکر است، در مدّتی که معتکف روزه است، هر کاری که روزه را باطل می‌کند، باعث باطل شدن اعتکاف نیز می‌شود.

شرط ششم و هفتم: اعتکاف در مساجد چهارگانه یا در مسجد جامع بوده و در یک مسجد انجام شود

ج۲، مسئله ۲۷۳. اعتکاف در مسجد الحرام یا مسجد النّبی(صلی الله علیه وآله وسلم) یا مسجد کوفه یا مسجد بصره صحیح می‌باشد و نیز اعتکاف در مسجد جامع هر شهر صحیح است؛ مگر در زمانی که امامت آن مسجد اختصاص به فرد غیر عادل داشته باشد که در این هنگام، بنابر احتیاط واجب، اعتکاف صحیح نیست.

منظور از «مسجد جامع»، مسجدی است که اختصاص به محلّه یا منطقۀ خاص یا گروه خاصّی نداشته باشد و محلّ اجتماع و رفت و آمد مردم مناطق و محلّات مختلف شهر باشد.

شایان ذکر است، مشروع بودن اعتکاف در سایر مساجد – غیر از مساجدی که ذکر شد – ثابت نیست؛ ولی انجام آن رجاءً و به امید مطلوب بودن، اشکال ندارد؛ امّا در جایی که مسجد نیست و مثلاً حسینیّه است، اعتکاف عمل مشروع نمی‌باشد. بنابراین، به قصد رجاء هم انجام نشود.

ج۲، مسئله ۲۷۴. اعتکاف باید در یک مسجد انجام شود. بنابراین، یک اعتکاف را نمی‌توان در دو مسجد انجام داد، چه جدا از هم باشند یا متّصل به هم باشند؛ مگر به گونه‌‌ای به هم متّصل باشند که عرفاً یک مسجد حساب شوند.

ج۲، مسئله ۲۷۵. اگر‌ اعتکاف ‌کننده بر فرش غصبی در مسجد بنشیند و از غصبی بودن فرش آگاه باشد، معصیت کرده، ولی اعتکافش باطل نمی‌شود و اگر کسی به مکانی در مسجد سبقت گرفته و جا گرفته باشد و اعتکاف کننده، آن مکان را از او بدون رضایتش بگیرد هرچند گناهکار است، ولی اعتکافش صحیح است.

شرط هشتم: اعتکاف با اجازۀ کسی که اجازه‌اش شرعاً معتبر است، باشد

ج۲، مسئله ۲۷۶. اعتکاف باید با اجازۀ کسی که اجازۀ او شرعاً معتبر است، باشد. بنابراین، در مواردی که توقّف فرد در مسجد، بدون اجازه یا رضایت دیگری حرام است، اعتکاف نیز باطل می‌باشد؛

مثلاً اگر اعتکاف باعث اذیّت والدین باشد و این اذیّت، از روی دلسوزی آنان باشد یا اینکه زن بدون اجازۀ شوهر از منزل خارج و معتکف شده باشد، چنین اعتکافی باطل است.[۷]

شرط نهم: معتکف در مکان اعتکاف باقی بماند و از آن خارج نشود مگر در مواردی که خروج، شرعاً جایز است

ج۲، مسئله ۲۷۷. معتکف در مدّت اعتکاف باید در مسجد بماند و جز برای امور ضروری از مسجد خارج نشود و اگر برای کار ضروری – که در مسأله بعد ذکر می‌شود – خارج شود، بیشتر از زمانی که برای آن کار لازم است، خارج از مسجد نماند.

ج۲، مسئله ۲۷۸. مواردی که خارج شدن از محلّ اعتکاف برای آن جایز و در بعضی از آنها واجب است، از این قرار می‌باشد:

۱. ضرورت‌هایی که چاره‌ای جز انجام آن نیست؛ مثل تخلّی (دستشویی رفتن).

۲. غسل جنابت.[۸]

۳. غسل استحاضه.[۹]

۴. وضو برای نماز واجب ادا[۱۰] یا غسل واجب غیر جنابت در صورتی که انجام غسل یا وضو در مسجد مانع داشته[۱۱] یا امکان نداشته‌ باشد.[۱۲]

۵ تا ۸. تشییع جنازه، تجهیز میّت، عیادت مریض، نماز جمعه.[۱۳]

۹. هر آنچه ضرورت عرفی به حساب می‌آید.[۱۴]

در غیر موارد ذکر شده، خارج شدن از مسجد اگر برای کاری باشد که انجام دادن آن بهتر از انجام ندادنش باشد، مثل غسل یا وضوی مستحبّی، محلّ اشکال و احتیاط می‌باشد.

ج۲، مسئله ۲۷۹. خروج معتکف از مسجد برای آوردن وسایل مورد احتیاجش در فرضی که می‌تواند فرد غیر معتکفی را برای آوردن آن وسایل مأمور نماید، جایز نیست.

ج۲، مسئله ۲۸۰. اگر معتکف برای موارد مذکور در مسألۀ «۲۷۸» از مسجد خارج شود، ولی مدّت خروجش طولانی‌گردد، به گونه‌ای‌که صورت اعتکاف از بین برود، اعتکافش باطل است، هرچند خروجش از روی إکراه، اجبار، فراموشی، ضرورت یا اضطرار باشد.

ج۲، مسئله ۲۸۱. اگر معتکف، عمداً و با اختیار در غیر موارد مجاز، از محلّ اعتکاف خارج شود، اعتکافش باطل می‌شود، هرچند مدّت خروجش کوتاه باشد طوری که صورت اعتکاف از بین نرود. همچنین است حکم، اگر خروج مذکور به علّت ندانستن حکم شرعی (جهل به حکم) یا از روی فراموشی باشد؛

امّا اگر به اکراه یا اجبار یا اضطرار خارج شود، اعتکاف وی باطل نمی‌شود؛ مگر در موردی که در مسألۀ «۲۸۰» ذکر شد.

ج۲، مسئله ۲۸۲. اگر خارج شدن از مسجد بر معتکف واجب باشد، ولی خارج نشود، گناهکار است، امّا اعتکافش باطل نمی‌شود؛ مانند ادای بدهی که طلبکار شرعاً حقّ مطالبۀ آن را دارد و پرداخت آن متوقّف بر خروج از محلّ اعتکاف باشد.[۱۵]

ج۲، مسئله ۲۸۳. در مواردی که خارج شدن از مسجد مجاز است، معتکف نباید بیش از مقدار نیاز بیرون مسجد بماند و در خارج از مسجد، در صورت امکان، نباید در روز، زیر سایه بنشیند؛[۱۶]

ولی اگر انجام آن کار، جز با نشستن معتکف زیر سایه انجام نمی‌شود، اشکال ندارد و بنابر احتیاط واجب بعد از انجام آن کار و رفع نیاز نباید بنشیند؛ مگر آنکه ضرورتی پیش آید؛

البتّه معتکف می‌تواند در مواردی که خارج شدن از مسجد مجاز است، زیر سایه راه برود، هرچند احتیاط مستحب ترک آن است.

ج۲، مسئله ۲۸۴. در هنگام خارج شدن از مسجد در موارد مجاز، بنابر احتیاط واجب، لازم است کوتاه‌ترین مسیر در رفت و برگشت انتخاب شود؛ مگر آنکه انتخاب مسیر دورتر، باعث شود مدّت کمتری خارج از مسجد باشد، که در این صورت باید از آن راه برود.

ج۲، مسئله ۲۸۵. انسان می‌تواند از آغاز، هنگام نیّت اعتکاف، در غیر اعتکاف واجب معیّن، شرط کند که اگر مشکلی پیش آمد، اعتکاف را رها کند.

بنابراین، وی می‌‌تواند با قرار دادن این شرط، در وقت پیش آمدن مشکل و مانع، اعتکاف را – حتّی در روز سوّم – رها کند و اشکالی هم ندارد؛ امّا اگر معتکف شرط کند بدون پیش آمدن هیچ علّتی بتواند اعتکاف را قطع نماید، بنابر احتیاط واجب چنین شرطی صحیح به حساب نمی‌آید.

شایان ذکر است، قرار دادن این شرط (شرط رها کردن اعتکاف در بین آن در صورت بروز مانع) بعد از شروع اعتکاف یا قبل از شروع آن صحیح نیست؛ بلکه باید همزمان و مقارن با نیّت اعتکاف باشد.

شرط دهم: کارهایی که بر معتکف حرام است را ترک کند

ج۲، مسئله ۲۸۶. معتکف، برای صحیح بودن اعتکافش لازم است از کارهایی که در ادامه ذکر می‌شود، پرهیز نماید. آن کارها عبارت هستند:

۱. بوییدن بوی خوش.

۲. جماع و آمیزش با همسر.

۳. استمناء و لمس و بوسیدن از روی شهوت (بنابر احتیاط واجب).

۴. مجادله کردن.

۵. خرید و فروش.

شایان ذکر است، انجام موارد فوق علاوه بر اینکه باطل کننده اعتکاف می‌باشد، در صورتی که اعتکاف، واجب معیّن باشد، بنابر فتویٰ حرام است و اگر اعتکاف، واجب معیّن نباشد، در مورد جماع باز هم بنابر فتویٰ و در بقیّۀ موارد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست.

ج۲، مسئله ۲۷۸. برای معتکف بوییدن «عطریّات» – چه از بوییدنش لذّت ببرد و چه لذّت نبرد – جایز نیست و بوییدن «گیاهان خوشبو» در صورتی که از بوییدن آن لذّت می‌برد، جایز نیست و اگر از بوییدن آن لذّت نمی‌برد اشکال ندارد.

همچنین، معتکف می‌تواند از مواد شویندۀ معطّر و خوشبو از جمله صابون مایع یا جامد، شامپو، خمیر دندان خوشبو استفاده نماید و در مساجدی که معمولاً غیر معتکفین عطر می‌زنند، استشمام بوی عطر آنان جایز نیست؛ ولی احساس بوی عطر، ظاهراً مانعی ندارد و لازم نیست بینی خود را بگیرد.

ج۲، مسئله ۲۸۸. در حال اعتکاف جدال بر سر مسائل دنیوی یا دینی، در صورتی که به قصد غلبه بر طرف مقابل و اظهار فضیلت و برتری باشد، حرام است؛ امّا اگر به قصد اظهار حقّ و روشن شدن حقیقت و برطرف کردن خطا و اشتباه طرف مقابل باشد، حرام نیست. بنابراین، ملاک، قصد و نیّت معتکف است.

ج۲، مسئله ۲۸۹. در حال اعتکاف، خرید و فروش و بنابر احتیاط واجب، هر نوع داد و ستدی مانند اجاره، مضاربه، معاوضه و… حرام است، هرچند معاملۀ انجام شده، صحیح می‌باشد؛

البتّه اگر معتکف برای تهیّه مواد خوراکی یا سایر احتیاجات اعتکاف، ناچار به خرید و فروش شود و راه دیگری برای تهیّه آن نداشته باشد،[17] خرید و فروش اشکال ندارد.

ج۲، مسئله ۲۹۰. اگر معتکف «محرّمات اعتکاف» را عمداً و با وجود اطلاع از حکم شرعی انجام دهد، یا آنکه به علّت ندانستن مسأله مرتکب شود، امّا در ندانستن و جهل معذور نبوده و جاهل مقصّر باشد، اعتکافش باطل می‌شود؛

ولی اگر از روی فراموشی یا سهو باشد یا آنکه به علّت ندانستن مسأله مرتکب آن شده و در ندانستن آن جاهل قاصر بوده، اعتکافش صحیح می‌باشد.

احکام قضای اعتکاف

ج۲، مسئله ۲۹۱. اگر شخص معتکف، اعتکافش را با انجام یکی از مبطلاتی که در مسائل پیش ذکر شد، باطل کند، اگر اعتکاف واجب معیّن باشد، بنابر احتیاط واجب، باید اعتکاف را قضا کند و اگر در اعتکاف واجب غیر معیّن باشد، مثل آنکه اعتکاف را بدون آنکه در وقت معیّنی باشد نذر کند، واجب است که اعتکاف را دوباره از سر گیرد؛

امّا اگر در اعتکاف مستحب باشد و بعد از پایان روز دوّم، اعتکاف را باطل کند، بنابر احتیاط واجب اعتکاف را قضا کند و اگر قبل از اتمام روز دوّم، اعتکاف مستحب را باطل کند، چیزی بر عهدۀ او نیست و قضا ندارد.

شایان ذکر است، اگر طبق توضیحات مسألۀ «۲۸۵»، اعتکاف فرد مشروط باشد، با انجام مبطل اعتکاف، قضا یا از سر گرفتن – هیچ کدام- لازم نیست.

ج۲، مسئله ۲۹۲. اگر زنی که معتکف شده بعد از‌ پایان روز دوّم اعتکاف، حائض شود، واجب است فوراً از مسجد خارج شود و قضای اعتکاف بر او بنابر احتیاط واجب، لازم می‌‌باشد؛ مگر آنکه اعتکافش با توضیحات مسألۀ «۲۸۵»، مشروط باشد.[۱۸]

ج۲، مسئله ۲۹۳. قضای اعتکاف واجب، واجب فوری نیست؛ ولی نباید قضای آن را به حدّی تأخیر اندازد که سهل‌انگاری در ادای واجب حساب شود و احتیاط مستحب است که آن را فوراً قضا کند.

ج۲، مسئله ۲۹۴. اگر معتکف در بین اعتکافی که به سبب نذر یا قسم یا عهد یا سپری شدن دو روز اوّل اعتکاف واجب شده، بمیرد، بر ولیّ او (پسر بزرگ‌‌تر) قضای اعتکاف، واجب نیست، هرچند احتیاط مستحب است که اعتکاف متوفّی را قضا کند.[۱۹]

کفّارۀ باطل کردن اعتکاف

ج۲، مسئله ۲۹۵. اگر معتکف، اعتکاف واجب را عمداً با جماع باطل کند، چه در روز باشد یا شب، کفّاره واجب می‌شود و در سایر مبطلات،[۲۰] کفّاره ندارد، هرچند احتیاط مستحب است کفّاره بدهد.

ج۲، مسئله ۲۹۶. در کفّارۀ باطل کردن اعتکاف در مسأله قبل، فرد باید یک بنده آزاد کند یا به دستوری که بعداً گفته می‌شود[۲۱] دو ماه روزه بگیرد، یا شصت فقیر را سیر کند یا به هر کدام یک مُدّ که تقریباً «۷۵۰ گرم» است، طعام یعنی گندم یا جو یا نان و مانند اینها بدهد و اگر هیچ کدام از موارد مذکور را نمی‌تواند انجام دهد حکم آن در مسألۀ «۱۱۲۶» ذکر می‌شود.

عدول از اعتکاف به اعتکاف دیگر

ج۲، مسئله ۲۹۷. عدول از اعتکاف به اعتکاف دیگر جایز نیست، چه هر دو واجب باشند، مثل آنکه یکی را به نذر و دیگری را به قسم بر خود واجب کرده باشد، یا هر دو مستحبّ باشند، یا یکی واجب و دیگری مستحبّ باشد، یا یکی برای خود و دیگری به نیابت یا اجاره برای غیر باشد، یا هر دو به نیابت از غیر باشد.

[۱] . وسائل الشیعه، ج۱۰، کتاب الاعتکاف، باب۱، ص۵۳۳، ح۱.
[۲] . همان، ح۲.
[۳] . همان، ص۵۳۴، ح۳.
[۴] . سوره بقرۀ، آیۀ ۱۲۵.
[۵] . بنابراین، داخل نمودن شب اوّل یا چهارم در نیّت اعتکاف مانعی ندارد.
[۶] . البتّه، فرد می‌‌تواند شب اوّل (قبل از اذان صبح اوّلین روز) و شب چهارم (پس از اذان مغرب روز سوّم) را هم نیّت اعتکاف داشته باشد؛ ولی ‌این مدّت، در محاسبه، جزء سه روز به حساب نمی‌‌آید
[۷] . بلکه اگر توقّف زن در مسجد، حرام نباشد، ولی اعتکافش منافی با حقّ شوهر باشد، صحیح بودن اعتکافش بدون اذن شوهر، محلّ اشکال است
[۸] . در مواردی که غسل کردن موجب ماندن جنب در مسجد گردیده یا باعث نجس کردن مسجد شود، که در این صورت خروج از مسجد واجب است
[۹] . البتّه اگر مستحاضه، غسل واجبش را انجام ندهد، اعتکافش باطل نمی‌‌شود.
[۱۰] . خارج شدن برای وضوی نماز واجب قضا، در صورتی که وقت قضا وسعت داشته باشد، محلّ اشکال است.
[۱۱] . مثلاً باعث نجس شدن مسجد شود.
[۱۲] . اگر غسل در مسجد مانعی ‌نداشته و ممکن باشد، بنابر احتیاط واجب نباید از مسجد خارج شود.
[۱۳] . خارج شدن فرد معتکف برای شرکت در نماز جماعتی که خارج از محلّ اعتکاف ‌برگزار می‌شود، بنابر احتیاط واجب جایز نیست، مگر کسی ‌که در مکّۀ مکرّمه (مسجد الحرام) معتکف شده باشد، که می‌تواند برای ‌نماز جماعت یا فرادیٰ از مسجد خارج شده و در هرجا از شهر مکّه که می‌‌خواهد نماز بخواند
[۱۴] . بنابراین، چنانچه مثلاً شرکت در امتحانات حوزه، دانشگاه یا مدارس، ضرورت عرفی باشد، معتکف می‌تواند برای آن، با رعایت سایر شرایط خروج، از محلّ اعتکاف خارج شود؛ ولی نباید مدّت خروجش طولانی گردد، به گونه‌ای که صورت اعتکاف از بین برود؛ به‌طور مثال اگر یک روز از ایّام اعتکاف، تا حدود دو ساعت، برای امتحان خارج شود، اشکال ندارد
[۱۵] . البتّه اگر معتکف جنب شده باشد و عمداً در محلّ اعتکاف باقی ‌بماند و برای ‌انجام غسل جنابت از مسجد محلّ اعتکاف خارج نشود، اعتکافش باطل می‌‌شود.
[۱۶] . شایان ذکر است، حکم ممنوعیّت نشستن زیر سایه در خارج از محلّ اعتکاف، شامل شب نمی‌شود، هرچند در شب هوا بارانی باشد
[۱۷] . به این معنا که حتّی شخص غیر معتکفی را نیابد که این خرید و فروش را به وکالت از او انجام دهد و تهیّۀ آن اجناس، بدون خرید، مثل هدیه یا قرض گرفتن امکان نداشته باشد
[۱۸] . شایان ذکر است، اگر زن از همان ابتدا بداند در بین سه روز اعتکاف، حائض می‌شود، نمی‌تواند معتکف شود و چنانچه معتکف هم شود، اعتکافش باطل است و در این فرض، اگر در روز سوم اعتکاف حائض شود، قضای آن واجب نیست
[۱۹] . البتّه چنانچه معتکف در این مورد وصیّت شرعی نموده، باید مطابق با وصیت عمل شود.
[۲۰] . البتّه، حکم کفّارات روزه در صورتی که معتکف در اثنای روز با ارتکاب عمدی مفطرات روزه، موجب بطلان روزه و به تبع اعتکاف ‌شود، در فصل «روزه»، مبحث «کفّاره‌های روزه» ذکر شد
[۲۱] . به فصل «کفّارات»، مسائل «۱۱۱۸ تا ۱۱۲۱»مراجعه شود.
اسکرول به بالا