صله رحم و اطاعت از پدر و مادر

[۵۱۶] [۵۱۷] [۵۱۸] [۵۱۹] [۵۲۰] [۵۲۱] [۵۲۲]

صلۀ رحم و قطع رحم

ج۲، مسئله ۵۱۶. «قطع رحم» و ترک رابطه با خویشاوندان و فامیل، حرام است، هرچند آن خویشاوند، خود، قبلاً قطع رحم کرده باشد یا نمازخوان نباشد یا شراب‌خوار باشد یا به برخی از احکام دینی بی‌اعتنا باشد و موعظه و ارشاد و نصیحت هم در او بی اثر باشد؛

البتّه، اگر نوع خاصّی از صلۀ رحم با خویشاوند، موجب تأیید کار حرام وی یا تشویق او بر ارتکاب منکر شده یا موجب ابتلای خودِ فرد به گناه گردد، آن نوع صلۀ رحم جایز نیست و فرد موظّف است به شیوۀ دیگری صلۀ رحم را انجام دهد.

ج۲، مسئله ۵۱۷. صلۀ رحم روش‌های گوناگون دارد و منحصر به دیدار و ملاقات حضوری نیست و انسان می‌تواند از طریق تماس تلفنی، نامه‌نگاری، ارسال پیام و مانند آن، جویا شدن از احوال فرد هرچند با واسطه یا با احسان به وی، هرچند از طریق ارسال کمک مالی در مواردی که احتیاج مالی دارد و مواردی از این قبیل، وظیفۀ صلۀ رحم را انجام دهد؛

البتّه، باید ملاحظه شود گاه شیوۀ صلۀ رحم بر حسب اشخاص و موارد با هم فرق می‌کند و لازم است در هر مورد «احسان» به شیوۀ معمول و متداول در همان مورد رعایت گردد؛ مثلاً گاهی خصوصیّت مورد به گونه‌ای است که تنها جویا شدن احوال با واسطه یا سلام رساندن برای محقّق شدن صلۀ رحمِ واجب کافی نیست و باید این امر از طریق دیگر ی انجام شود.

ج۲، مسئله ۵۱۸. منظور از اقوام و خویشاوندان که صلۀ رحم در مورد آنان لازم است، کسانی هستند که نسبت «نَسَبی» با انسان دارند و در بین مردم خویشاوند به حساب می‌آیند.

بنابراین، ملاک در ارحام، عرف مردم است و عمو، عمّه، دایی، خاله و فرزندان آنان از واضح‌ترین نمونه‌های آن می‌باشند و کسانی ‌که تنها به واسطۀ ازدواج، نسبتی به انسان پیدا می‌کنند مثل برادر زن، زن برادر، زن عمو و مانند آن، رحم انسان محسوب نمی‌شوند. همچنین، کسانی که تنها به واسطۀ شیر خوردن و رضاع نسبتی به انسان پیدا می‌کنند، رحم انسان به حساب نمی‌آیند.

اطاعت از والدین

رعایت حقّ والدین، از آموزه‌های مهمّ دینی است. در آیات قرآن کریم چندین بار به نیکی والدین سفارش شده،[۱] ذکر این سفارش به طور مکرّر با عبارت «وَبِالْوالِدَیْنِ إحْساناً» بلافاصله بعد از «امر به عبادت پروردگار و نهی از شرک ورزیدن به او»[۲] و نیز مقارنت و همراهی «سپاس‌گزاری از والدین با شکر‌گزاری از خداوند متعال»[۳] و ذکر مکرّر آن در روایات اهل بیت(علیهم السلام) [۴] و دعاها[۵] نشان دهنده اهمیّت فوق‌العادۀ حقّ والدین است.

ج۲، مسئله ۵۱۹. وظیفۀ واجب فرزند در مقابل پدر و مادر، نسبت به کارهایی که مربوط به خود آنها می‌شود، دو امر است:

۱. احسان به آنها؛ منظور از آن، کمک مالی و تأمین نیازهای زندگی‌شان در صورت فقر و نیاز[۶] و نیز برآوردن خواسته‌های آنها به اندازۀ معمول می‌باشد؛ این امر باید حدّاقل به اندازه‌ای باشد که طبع بشری آن را اقتضا می‌کند و ترک آن مقدار، عرفاً ناسپاسی نسبت به رفتارهای خوب پدر و مادر با او به حساب می‌آید[۷] و این احسان با توجّه به مختلف بودن حال پدر و مادر از نظر وضعیّت مالی و جسمی، فقیر بودن یا فقیر نبودن، قوّت و ضعف بدنی و مانند آن فرق می‌کند.[۸]

۲. برخورد نیک با آنان و بی‌ادبی نکردن نسبت به آنها؛ چه از نظر گفتار و چه از جهت رفتار، هرچند والدین به او ظلم کرده باشند، همچنان که در روایت نقل شده است: «اگر تو را زدند، آنها را مران، بلکه بگو خداوند متعال شما را بیامرزد».[۹]

شایان ذکر است، نیکی و احسان به والدین و معاشرت نیک با آنان بیشتر از مقدار واجب، مستحب مؤکّد است و به آن – خصوصاً در حال ضعف و پیری – تأکید فراوان شده و خصوصاً نسبت به مادر بیشتر سفارش شده است.

ج۲، مسئله ۵۲۰. وظیفۀ فرزند در مقابل پدر و مادر نسبت به کارهایی که مربوط به خود فرزند می‌شود (مثل وقتی که والدین فرد یا یکی از آنان از او می‌خواهند فلان جا نرود یا فلان کار را انجام ندهد یا کاری را انجام دهد) و طوری است که چنانچه فرزند مخالفت کند، پدر و مادر یا یکی از آنان اذیّت می‌شوند، دو صورت دارد:

الف. اذیّت شدن آنان از روی دلسوزی و شفقت به حال فرزندشان باشد؛

در این صورت، بر فرزند حرام است چنین مخالفتی را با خواستۀ آنان انجام دهد؛ چه اینکه پدر یا مادر او را از آن عمل نهی کرده باشند یا وی را به انجام عملی امر کرده باشند یا آنکه فقط از مخالفت او با خواستۀ‌ خود اذیّت می‌شوند.

بنابراین، اگر فرزند با دوستانی معاشرت داشته باشد که والدین از این ارتباط فرزندشان با او رنج می‌برند و قلباً آزرده خاطر می‌شوند، بر فرزند ترک این رفاقت واجب است، هرچند والدین او را از این معاشرت نهی نکرده باشند.[۱۰]

ب. اذیّت شدن آنان از روی دلسوزی و شفقت به حال فرزندشان نباشد، بلکه در امر و نهی نسبت به فرزند، تنها مصلحت خود یا نفع شخصی‌شان را در نظر داشته باشند؛

در این صورت، مخالفت با آنان به خودی خود جایز است؛ البتّه باید دقّت نمود این مخالفت و نافرمانی نباید به گونه‌ای باشد که خلاف وظیفۀ معاشرت به معروف و برخورد نیک با آنان محسوب گردد که توضیح آن در مسألۀ قبل بیان شد.

ج۲، مسئله ۵۲۱. اگر والدین به علّت صفات بد و خصلت‌‌های نکوهیده و رذایل اخلاقی، از عمل به معروف نهی نموده و به منکر امر نمایند، اطاعت آنان واجب نیست.

همین طور، در تمام مواردی که پدر یا مادر خواستۀ حرامی را از او می‌خواهند، فرزند نباید آن را انجام دهد و مخالفت با آنان وقتی امر به ترک واجب الهی یا امر به ارتکاب حرام الهی می‌نمایند، واجب است.

بنابراین، اگر پدر و مادر به فرزند خود امر کنند که نماز نخواند یا روزه نگیرد یا حجاب را در مقابل نامحرمان رعایت نکند و یا با یادگیری مسائل شرعی لازم فرزندشان مخالف باشند، فرزند نباید خواستۀ آنان را اطاعت کند و چنانچه والدین از این بابت اذیّت شوند، چنین اذیّت شدنی اثری برای فرزند ندارد.[۱۱]

در این‌ مورد، از امیر‌المؤمنین(علیه السلام) نقل شده است‌ که آن حضرت فرمودند:

«لٰا طٰاعَةَ لِمَخْلُوْقٍ فیٖ مَعْصیٖةِ الْخٰالِقِ»؛ «اطاعت از مخلوق در معصیت خالق روا نیست».[۱۲]

ج۲، مسئله ۵۲۲. اگر مادر نسبت به انجام کاری به فرزند امر نماید و پدر نسبت به همان کار نهی کند یا بالعکس، چنانچه امر یا نهیِ فقط یکی از آن دو، از روی شفقت و دلسوزی به حال فرزند باشد نه دیگری، رعایت خواستۀ کسی که امر یا نهیش از روی دلسوزی به حال فرزند است مقدّم می‌باشد؛

امّا اگر امر و نهی هر دو از روی شفقت و دلسوزی به حال فرزند باشد، طوری که مخالفت با آنان موجب رنجش دل و اذیّت هر دو گردد، چنانچه فرزند بتواند بدون ابتلا به سختی فوق‌العاده‌ای که معمولاً قابل تحمّل نیست (حَرَج) به گونه‌ای رضایت هر دو را جلب نماید تا هیچ کدام اذیّت نشوند، لازم است این کار را انجام دهد؛

ولی چنانچه جلب رضایت هر دو ممکن نبوده یا حرجی باشد،[۱۳] بعید نیست «حقّ مادر» بر «حقّ پدر» مقدّم باشد و بر فرزند لازم است از اذیّت مادر اجتناب نماید.

البتّه، در صورت امکان لازم است فرزند نسبت به اطاعت از خواستۀ مادر طوری عمل نماید که علاوه بر اذیّت نشدن مادر، نسبت به ایذاء پدر به حدّاقل مقدار ممکن اکتفا شود.

[۱] . «وَوَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حُسْناً…» (سورۀ عنکبوت، آیۀ ۸)؛ «وَوَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً…» (سورۀ احقاف، آیۀ ۱۵)
[۲] . «وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوالِدَیْنِ‏ إِحْساناً…» (سورۀ نساء، آیۀ ۳۶)؛ «قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً…» (سورۀ انعام، آیۀ ۱۵۱)؛ «وَقَضی رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إیَّاهُ وَبِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَلا تَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً» (سورۀ اسراء، آیۀ ۲۳)
[۳] «وَوَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلی وَهْنٍ وَفِصالُهُ فی‏ عامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لی‏ وَلِوالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصیرُ» (سورۀ لقمان، آیه۱۴)
[۴] . به جلد سوّم، مسألۀ «۱۳۱۷» رجوع شود.
[۵] . به صحیفۀ سجادیه، دعای بیست و چهارم، دعا برای والدین مراجعه شود.
[۶] . تفصیل احکام مربوط به نفقات والدین که بر فرزندان واجب است در جلد چهارم، فصل «نفقات» خواهد آمد
[۷] . گاه، شانه خالی کردن از مسؤولیّت نگهداری والدین در دوران پیری و سپردن آنها به خانۀ سالمندان از مصادیق ناسپاسی در حقّ والدین به حساب می‌آید
[۸] . نیکی و احسان به والدین به مقدار مذکور، بر فرزند واجب است، مگر آنکه فرد در ترک آن شرعاً معذور باشد؛ مانند اینکه موجب حرج و مشقّت فوق‌العاده که معمولاً تحمّل نمی‌شود یا ضرر قابل توجّه باشد یا از انجام آن عاجز و ناتوان باشد
[۹] . اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب البرّ بالوالدین، ح۱.
[۱۰] . البتّه اگر رفاقت با آنان باعث ارتکاب امور خلاف شرع شود، کناره‌گیری از آنان حتّی در صورتی که باعث اذیّت والدین نباشد هم واجب است
[۱۱] . البتّه در تمام این موارد وظیفۀ «احسان و برخورد نیک با پدر و مادر» که توضیحش در مسألۀ «۵۱۹» ذکر شد، لازم است
[۱۲] . وسائل الشّیعه، کتاب القضاء، ابواب صفات القاضی، باب۱۰، ح۱۷.
[۱۳] . مورد تزاحم دو حقّ.
اسکرول به بالا