زکات طلا و نقره

[۹۱۵] [۹۱۶] [۹۱۷] [۹۱۸] [۹۱۹] [۹۲۰] [۹۲۱] [۹۲۲] [۹۲۳] [۹۲۴] [۹۲۵] [۹۲۶] [۹۲۷] [۹۲۸] [۹۲۹] [۹۳۰] [۹۳۱]

کسی که طلا و نقره دارد، در صورت دارا بودن شرایط عمومی که قبلاً ذکر شد و شرایط اختصاصی که خواهد آمد، باید زکات طلا و نقرۀ خویش را بپردازد.

شرایط اختصاصی تعلّق زکات به طلا و نقره

شرط اوّل و دوّم: مالک طلا و نقره، بالغ و نیز در تمام سال عاقل باشد

ج۲، مسئله ۹۱۵. اگر مالک طلا و نقره، بچّۀ نابالغ یا فرد دیوانه[۱] باشد، به طلا یا نقرۀ مذکور زکات تعلّق نمی‌گیرد و هنگامی که فرد، بالغ یا عاقل شد، در صورت جمع بودن سایر شرایط ثبوت زکات، از آن زمان، سال مربوط به زکات آغاز می‌شود.

ج۲، مسئله ۹۱۶. اگر صاحب طلا و نقره در تمام سال یا مقداری از آن، مست یا بیهوش شود، زکات از او ساقط نمی‌شود.

شرط سوّم: طلا یا نقره به حدّ نصاب معیّن برسد

ج۲، مسئله ۹۱۷. طلا دو نصاب دارد:

نصاب اوّل: «۲۰‌ دینار» است (۲۰ مثقال شرعی طلای مســـکوک) و مقــدار مذکور – بنا بر آنچه گفته شده – معادل پانزده مثقال معمولی[۲] طلای مسکوک (سکّۀ طلا) می‌باشد؛

پس وقتی طلا به نصاب مذکور برسد، چنانچه سایر شرایط تعلّق زکات را هم داشته باشد، انسان باید «یک چهلم» آن (۵/۲ درصد) را بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد، زکات آن واجب نیست.

نصاب دوّم: «۴‌ دینار» است (۴ مثقال شرعــی طلای مســکوک) و مقدار مــذکــور – بنا بر آنچه گفته شده – معادل ۳ مثقال ممولی طلای مسکوک (سکّۀ طلا) است

یعنی اگر ۳‌ مثقال معمولی به ۱۵ مثقل معمولی سابق اضافه شود، باید زکات تمام ۱۸ مثقال معمولی را از قرار «یک چهلم» (۵/۲ درصد) بدهد و اگر کمتر از ۳ مثقال معمولی اضافه شود، فقط باید زکات ۱۵ مثقال معمولی آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد؛

همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر ۳ مثقال معمولی اضافه شود، باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود، مقداری که اضافه شده زکات ندارد.

ج۲، مسئله ۹۱۸. نقره دو نصاب دارد:

نصاب اول: «۲۰۰ درهم» که بنا بر آنچه گفته شده، معادل «۱۰۵» مثقال معمولی[۳] است که اگر نقره به «۱۰۵» مثقال معمولی برسد و شرایط دیگر را هم داشته باشد، انسان باید «یک چهلم» آن (۵/۲ درصد) را بابت زکات بدهد و اگر به این مقدار نرسد، زکات آن واجب نیست.

نصاب دوّم: «۴۰ درهم» که بنا بر آنچه گفته شده، معادل «۲۱» مثقال معمولی است؛

یعنی اگر «۲۱» مثقال معمولی به «۱۰۵» مثقال معمولی اضافه شود، باید زکات تمام «۱۲۶» مثقال معمولی را از قرار «یک چهلم» (۵/۲ درصد) بدهد و اگر کمتر از «۲۱» مثقال معمولی اضافه شود، فقط باید زکات «۱۰۵» مثقال معمولی آن را بدهد و زیادی آن زکات ندارد؛

همچنین است هر چه بالا رود، یعنی اگر «۲۱» مثقال معمولی اضافه شود، باید زکات تمام آنها را بدهد و اگر کمتر اضافه شود، مقداری که اضافه شده و کمتر از «۲۱» مثقال معمولی است، زکات ندارد.

ج۲، مسئله ۹۱۹. اگر فرد، شک داشته باشد که طلا یا نقره به حدّ نصاب رسیده است یا نه، بنابر احتیاط واجب در صورت امکان باید تحقیق و جستجو کند.

ج۲، مسئله ۹۲۰. کسی که طلا یا نقرۀ او به اندازۀ نصاب است – هرچند زکات آن را داده باشد – تا وقتی از نصاب اوّل کم نشده است و سایر شرایط وجوب زکات نیز جمع باشد، هر سال باید زکات آن را بدهد.

شرط چهارم: طلا یا نقره، مسکوک (سکّۀ طلا یا نقره) بوده و معامله با آن رایج باشد[۴]

ج۲، مسئله ۹۲۱. اگر معامله با طلا و نقرۀ مسکوک (سکّۀ طلا و نقره) رایج باشد، هرچند نقش سکّه از بین رفته باشد، باید زکات آن پرداخت شود، ولی اگر از رواج افتاده باشد، زکات ندارد، هرچند نقش سکّۀ آن باقی باشد.

ج۲، مسئله ۹۲۲. سکّۀ طلا و نقره‌ای که بانوان برای زینت به کار می‌برند، در صورتی که رواج معامله با آن باقی باشد، یعنی سکّۀ طلا و نقره به عنوان پول در معاملات بکار گرفته ‌شوند، بنابر احتیاط، زکات آن واجب است؛

ولی اگر معامله با آن رایج نباشد، زکاتش واجب نیست. همچنین، زیور آلات طلا و نقرۀ غیر مسکوک، زکات ندارد.

ج۲، مسئله ۹۲۳. در زمان کنونی که طلا و نقره به عنوان پول در معاملات بکار گرفته نمی‌شود، اسکناس و پول‌های کاغذی یا پول‌های فلزّی که از غیر طلا و نقره مثل نیکل ساخته می‌شود، حکم سکّۀ طلا و نقره را ندارد.

ج۲، مسئله ۹۲۴. نصاب طلا و نقره جداگانه حساب می‌شود. بنابراین، کسی که هم سکّۀ طلا و هم نقره دارد، اگر هیچ کدام آنها به اندازۀ نصاب اوّل نباشد، مثلاً «۱۰۴» مثقال بازاری سکّۀ نقره و «۱۴» مثقال بازاری سکّۀ طلا داشته باشد، زکات بر او واجب نیست، هرچند هر دو با هم به حدّ نصاب برسد.

شرط پنجم: فرد یک سال زکاتی – با وجود سایر شرایط عمومی و اختصاصی – مالک سکّه طلا یا نقره باشد

ج۲، مسئله ۹۲۵. اگر سکّۀ طلا و نقره در بین یازده ماه، از ملکِ فرد خارج شود یا از نصاب اوّل سکّۀ طلا و نقره کمتر شود، زکات بر او واجب نیست؛ امّا اگر بعضی از شرایط بعد از تمام شدن ماه یازدهم و ورود به ماه دوازدهم از بین برود، زکات به سکّۀ طلا یا نقرۀ مذکور تعلّق گرفته است.

ج۲، مسئله ۹۲۶. اگر فرد در بین یازده ماه، سکّۀ طلا و نقره‏ای را که دارد با شیء دیگری عوض نماید یا آنها را آب کند (ذوب نماید)، زکات بر او واجب نیست؛

ولی اگر برای فرار از پرداخت زکات، آنها را با طلا و نقرۀ مسکوک (سکّۀ طلا و نقره) دیگر عوض کند، یعنی سکّۀ طلا را با سکّۀ طلا یا نقره عوض نماید یا سکّۀ نقره را با سکّۀ نقره یا طلا عوض نماید و سایر شرایط تعلّق زکات هم تا تمام شدن ماه یازدهم باقی بماند، احتیاط واجب آن است که زکاتش را بدهد.

ج۲، مسئله ۹۲۷. اگر فرد در ماه دوازدهم، سکّۀ طلا و نقره‌ای که مشمول زکات است را آب کند (ذوب نماید)، باید زکات آنها را بدهد و چنانچه به سبب ذوب کردن، وزن یا قیمت آنها کم شود، باید زکاتی را که پیش از ذوب کردن بر او واجب بوده بپردازد.

ج۲، مسئله ۹۲۸. اگر در سکّۀ طلا یا نقره‏ای ‌که مشمول زکات است، بیشتر از اندازۀ معمول، فلز دیگری باشد، اگر به آن عرفاً «سکّۀ طلا» یا «سکّۀ نقره» بگویند، در صورتی که به حدّ نصاب برسد زکاتش واجب است، هرچند خالصش به حدّ نصاب نرسد؛

ولی اگر به آن عرفاً «سکّۀ طلا» و «سکّۀ نقره» نگویند، زکاتش واجب نیست، هرچند خالصش به حدّ نصاب برسد.

ج۲، مسئله ۹۲۹. اگر سکّۀ طلا یا نقره ‏به مقدار معمول با فلز دیگری مخلوط باشد، چنانچه زکات آن را از سکّۀ طلا یا سکّۀ نقره‏ای که بیشتر از معمول فلز دیگر دارد یا از پولی غیر از سکّۀ طلا و نقره بدهد، ولی به قدری باشد که قیمت آن به اندازۀ قیمت زکات واجب بر او باشد، اشکال ندارد.

شرط ششم: مالک سکّه طلا و نقره بتواند عرفاً در اموال مذکور تصرّف نماید

ج۲، مسئله ۹۳۰. اگر مالک طلا یا نقرۀ مسکوک (سکّۀ طلا یا نقره) به سبب وجود مانع یا عاملی برای مدّت قابل توجّهی نتواند در مالش تصرّف نماید، مثل آنکه مالش به سرقت رفته یا غصب شده یا گم شده باشد، آن مال زکات ندارد.

زمان پرداخت زکات سکّه طلا و نقره

ج۲، مسئله ۹۳۱. فرد باید زکات سکّۀ طلا و نقره را بعد از تمام شدن ماه یازدهم، به فقیر بدهد یا از مال خود جدا نماید و حکم تأخیر پرداخت زکات، در مسألۀ «۱۰۱۴» خواهد آمد.

[۱] . حتّی ‌اگر فرد در دوره‌ای ‌از سال دیوانه باشد، زکات بر او واجب نمی‌شود؛ البتّه اگر در طول سال تنها برای مدّت یک ساعت و مانند آن دیوانه شود، در صورت جمع بودن سایر شرایط زکات واجب می‌شود
[۲] . مثقال معمولی، مثقال بازاری یا صیرفی هم نامیده می‌شود و توضیح مقدار آن به «گرم» در جلد چهارم، فصل «دیات» ذکر می‌گردد
[۳] . همان.
[۴] . از این شرط معلوم می‌شود امروزه که معمول نیست افراد معاملات خویش را با پولی ‌که از جنس طلا و نقره باشد انجام دهند، موضوعی ‌برای ‌زکات طلا و نقره وجود ندارد
اسکرول به بالا