کفّارات

[۱۰۹۳] [۱۰۹۴] [۱۰۹۵] [۱۰۹۶] [۱۰۹۷] [۱۰۹۸] [۱۰۹۹] [۱۱۰۰] [۱۱۰۱] [۱۱۰۲] [۱۱۰۳] [۱۱۰۴] [۱۱۰۵] [۱۱۰۶] [۱۱۰۷] [۱۱۰۸] [۱۱۰۹] [۱۱۱۰] [۱۱۱۱] [۱۱۱۲] [۱۱۱۳] [۱۱۱۴] [۱۱۱۵] [۱۱۱۶]

ج۲، مسئله ۱۰۹۳. کفّارات – غیر از کفّارات احرام[۱] – پنج نوع است:

۱. کفّارۀ ترتیبى؛

۲. کفّارۀ تخییرى؛

۳. کفّارۀ مرکّب از تخییری و ترتیبی؛

۴. کفّارۀ معیّنه؛

۵. کفّارۀ جمع.

توضیح آنها در مسائل بعد بیان می‌شود.

۱. کفّاره‌های ترتیبی

ج۲، مسئله ۱۰۹۴. کفّاره‌های ترتیبی عبارتند از:

الف. کفّارۀ افطار عمدی روزۀ قضای ماه رمضان بعد از ظهر (با توضیحی که ذکر می‌شود)؛

ب. کفّارۀ قتل غیر عمد (چه قتل خطایی باشد و چه شبه عمد)؛[۲]

ج. کفّارۀ ظِهار.[۳ ]

‌توضیح کفّاره در این موارد، در مسائل بعد بیان می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۰۹۵. کسى که روزۀ قضاى ماه رمضان خود را بعد از ظهر، عمداً با «خوردن» یا «آشامیدن» یا «نزدیکی» (جماع) یا «استمناء» افطار کند، واجب است ده فقیر را طعام دهد و در صورتی که از طعام دادن ناتوان باشد، سه روز روزه بگیرد و احتیاط مستحب آن است که سه روز روزه پى در پى باشد و اگر از گرفتن سه روز روزه ناتوان باشد، باید استغفار نماید.

ج۲، مسئله ۱۰۹۶. کسی که مرتکب قتل غیر عمد شده، واجب است بنده‌ای را در راه خدا آزاد کند و اگر از آزاد کردن بنده ناتوان باشد،[۴] دو ماه پى در پى با توضیحی که بعداً ذکر می‌شود، روزه بگیرد و اگر از آن هم ناتوان باشد، به شصت فقیر طعام دهد.

ج۲، مسئله ۱۰۹۷. کفّارۀ ظِهار همانند کفّارۀ قتل غیر عمد است که در مسألۀ‌ قبل ذکر شد.

۲. کفّاره‌های تخییری

ج۲، مسئله ۱۰۹۸۸. در سه مورد کفّاره‌ای که بر فرد واجب می‌شود، ‌کفّارۀ تخییری است. آن موارد عبارتند از:

الف. کسى که یک روز از ماه رمضان را عمداً با «خوردن» یا «آشامیدن» یا «نزدیکی» (جماع) یا «استمناء» یا «باقى ماندن بر جنابت» افطار کرده است.

این حکم، در مورد «باقی ماندن زن بر حیض یا نفاس» نیز بنابر احتیاط واجب جاری است.

شایان ذکر است، در حکم مذکور، فرقی بین اینکه روزۀ ماه رمضان را به حلال افطار کرده یا حرام نیست، هرچند احتیاط مستحب است در صورت افطار به حرام «کفّارۀ جمع» بدهد.[۵]

ب. کسى که با عهد شرعى خود عمداً مخالفت نموده و آن را بشکند.

ج. کسى که اعتکاف واجب خود را عمداً با نزدیکی (جماع) – هرچند در شب – باطل کند، که توضیح آن در فصل اعتکاف بیان شد.

ج۲، مسئله ۱۰۹۹. کفّاره در هر یک از سه مورد مسألۀ قبل عبارت است از آزاد کردن یک بنده در راه خدا یا روزه گرفتن دو ماه پى در پى – با توضیحی که بعداً ذکر می‌شود – یا طعام دادن به شصت فقیر.

۳. کفّاره‌های مرکّب از تخییری و ترتیبی

ج۲، مسئله ۱۱۰۰. کفّاره‌های مرکّب از تخییری و ترتیبی، سه مورد دارد که عبارتند از:

الف. کفّارۀ کسى که با قسم شرعى خود عمداً مخالفت نموده و آن را شکسته باشد؛

ب. کفّارۀ کسى که با نذر شرعى خود عمداً مخالفت نموده و آن را شکسته باشد؛[۶]

ج. کفارۀ ایلاء.[۷]

ج۲، مسئله ۱۱۰۱. کفّاره در هر یک از سه مورد مسألۀ قبل عبارت است از آزاد کردن یک بنده یا طعام دادن به ده فقیر یا پوشاندن آنان و در صورتی که فرد نسبت به سه مورد فوق ناتوان باشد، باید سه روز پى در پى روزه بگیرد و اگر از گرفتن سه روز روزه ناتوان باشد، باید استغفار نماید.

۴. کفّاره‌های معیّنه

ج۲، مسئله ۱۱۰۲. کفّارات معیّنه عبارتند از:

الف. کفّارۀ قسَم بر برائت العیاذ باللّه؛

ب. برخی از کفّارات مربوط به روزۀ ماه رمضان.

توضیح موارد فوق، در مسائل بعد بیان می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۱۰۳. کفّارۀ کسى که العیاذ باللّه به برائت از خداوند متعال یا پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) یا دین خدا یا امامان معصوم(علیهم السلام) قسم خورده و با قسمش مخالفت نماید،[۸] طعام دادن به ده فقیر است و اگر از اطعام ده فقیر ناتوان باشد، باید استغفار نماید.

ج۲، مسئله ۱۱۰۴. در موارد ذیل – که مربوط به روزۀ‌ ماه مبارک رمضان است – فرد باید یک مدّ طعام – که تقریباً ۷۵۰ گرم است – به فقیر تحویل داده و به ملکیّت او درآورد و مجرّد سیر کردن فقیر کافی نیست:

۱. کسى که روزۀ قضای ماه مبارک رمضان را تا ماه رمضان سال بعد نگیرد (با توضیحی که در فصل روزه بیان شد)؛ کفّاره در این مورد، «کفّارۀ تأخیر» نام دارد.

۲. مریضى که نمى توانسته روزه بگیرد و بیمارى او تا سال آینده استمرار داشته است (با توضیحی که در فصل روزه بیان شد)؛ کفّاره در این مورد، «فدیۀ سالانه»[۹] نام دارد.

۳. چهار گروه (پیرمرد و پیرزن، کسی که مبتلا به بیماری است که زیاد تشنه می‌شود، زن حامله و زن شیرده) با توضیحی که در فصل روزه بیان شد؛ کفّاره در این موارد، «فدیۀ روزانه» نام دارد.

کفّاره‌های جمع

ج۲، مسئله ۱۱۰۵. در دو مورد ذیل، کفّارۀ جمع واجب می‌شود:

الف. قتل مسلمان از روى عمد و ظلم، در صورتی که قاتل به خاطر عفو یا پرداخت دیه و مانند آن قصاص نشود؛

ب. سقط جنین مسلمان از روی عمد و این حکم، در موردی که روح در جنین دمیده نشده باشد، بنابر احتیاط لازم است؛ توضیح آن در جلد چهارم فصل «احکام پزشکی»، مبحث «احکام سقط جنین» بیان می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۱۰۶. کفّاره در هر یک از دو مورد مسألۀ قبل عبارت است از آزاد کردن یک بنده در راه خدا و دو ماه پى در پى روزه گرفتن و طعام دادن به شصت فقیر.

شایان ذکر است، چون امروزه آزاد کردن بنده میسّر نیست، احتیاط واجب است که فرد به جای آن استغفار نماید. همچنین، اگر از انجام دو ماه روزۀ پیایی یا طعام دادن به شصت فقیر ناتوان باشد، احتیاط واجب است به جای‌ آن استغفار کند و چنانچه هیچ یک از سه مورد مذکور برایش مقدور نباشد، واجب است استغفار نماید.

چند مسأله در مورد کفّارۀ قتل

ج۲، مسئله ۱۱۰۷. اگر دو یا چند نفر در قتل انسانی شرکت داشته باشند، طوری که قتل مستند به همه شود، کفّاره بر هر یک از آنان واجب است.

همچنین، اگر فردی دو یا چند نفر را به قتل برساند، هرچند این امر در یک سانحه به‌طور هم‌زمان اتّفاق افتد، واجب است به تعداد آن افراد کفّاره بدهد.

شایان ذکر است، حکم مذکور در این مسأله شامل قتل عمد و قتل غیر عمد – چه قتل خطایی و چه قتل شبه عمد – می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۱۰۸. مواردی که ثابت شدن دیه به جهت «تسبیب در قتل»[۱۰] است، طوری که عرفاً صدق نکند قتل توسط وی انجام شده، ولی فوت شخص بر اثر عمل او واقع شده باشد، کفّاره بر فرد مسبِّب قتل ثابت نمی‌شود؛ مانند اینکه فرد گودالی را در راه‌ به سبب نیاز عرفی که برایش پیش آمده، بدون نصب علائم هشدار دهنده یا ایجاد حصار دور آن، حفر نماید و اتّفاقاً شخصی در آن افتاده و بمیرد.

امّا اگر فرد به قصد کشتن – مثلاً – حیوانی که آن را از فاصلۀ دور مشاهده می‌کند، چاهی حفر نماید و روی آن را بپوشاند و موجود مذکور در آن افتاده و بمیرد، سپس معلوم شود آنچه از دور دیده، حیوان نبوده و انسان بوده است، عنوان قتل خطایی صادق است و کفّارۀ مرتّبه بر او واجب می‌شود.

همچنین، اگر حفر چاه و پوشاندن روی آن به قصد کشتن انسان بوده و شخص مذکور در آن بیافتد و بمیرد، از مصادیق قتل عمد محسوب می‌شود و در صورت عدم قصاص، کفّارۀ جمع بر فرد واجب می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۱۰۹. اگر قتل در ماه‌های حرام (ذی القعده، ذی الحجّه، محرّم، رجب) واقع شود و کفّارۀ قتل – چه قتل عمد و چه غیر عمد – بر عهدۀ قاتل ثابت شود، در مواردی که لازم است وی شصت روز روزه بگیرد، واجب است روزۀ کفّاره را در ماه‌های حرام انجام دهد و انجام آن در غیر ماه‌های حرام کافی نیست و در این فرض، صحّت روزۀ کفّاره در روز عید قربان محلّ اشکال است و مراعات مقتضای احتیاط در مورد آن ترک نشود.

شایان ذکر است، اگر قتل در حرم مکّه واقع شود، به قتل در ماه‌های حرام ملحق می‌گردد.

ج۲، مسئله ۱۱۱۰. اگر فرد نابالغ یا مجنون، مسلمانی را به قتل برساند، کفّاره بر وی ثابت نمی‌شود و حکم دیۀ آن در جلد چهارم فصل «دیات» بیان می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۱۱۱. اگر نسبت به مسلمانی، حدّی که موجب قتل است شرعاً ثابت شود، مانند ارتکاب زنای محصنه یا لواط، چنانچه غیر امام(علیه السلام) یا مأذون از طرف امام(علیه السلام) او را بکشد، پرداخت کفّاره بر قاتل واجب است.[۱۱]

کفّارات متفرّقه

ج۲، مسئله ۱۱۱۲. اگر انسان نذر کند یک یا چند روز را روزه بگیرد، سپس از انجام آن ناتوان شود، احتیاط واجب آن است که براى هر روز یک مدّ طعام به فقیر صدقه بدهد یا به فقیری دو مدّ طعام بدهد تا از جانب او روزه بگیرد.

ج۲، مسئله ۱۱۳۳. اگر فردی که نماز عشاء را نخوانده به خواب رود تا وقت آن بگذرد،[۱۲] احتیاط مستحب است روز بعد را روزه بگیرد.

ج۲، مسئله ۱۱۱۴. اگر فردی با زن شوهردار یا زنى که در عدّۀ رجعى قرار دارد، ازدواج کند، ازدواج مذکور باطل است و باید از او جدا شود[۱۳] و احتیاط مستحب آن است که حدوداً ۱۵ کیلوگرم آرد (پنج صاع) به عنوان کفّاره به فقیر بپردازد.

ج۲، مسئله ۱۱۱۵. اگر مرد با همسر خود در حال حیض نزدیکی کند، گناهکار است و باید استغفار کند و احتیاط مستحب است کّفاره بپردازد، که حکم آن در جلد اول «فصل حیض»، مسألۀ «۵۱۵» ذکر شد.

ج۲، مسئله ۱۱۱۶. اگر زن در عزای میّت، موی خود را بچیند، احتیاط مستحب است که کفّاره‌ای همانند کفّارۀ افطار عمدی ماه مبارک رمضان بپردازد و چنانچه موی خود را بکَنَد یا صورت خود را بخراشد و خونین کند، احتیاط مستحب است که کفّاره‌ای همانند کفّارۀ قسم بپردازد.

همچنین، اگر مرد در مرگ زوجه یا فرزندش، یقه یا لباس خود را پاره کند، احتیاط مستحب است که کفّاره‌ای همانند کفّارۀ قسم بپردازد.[۱۴]

[۱] . کفّارات مربوط به احرام، در کتاب مناسک حج بیان شده است.
[۲] . تعریف انواع قتل در جلد چهارم، فصل «دیات» ذکر می‌شود.
[۳] . «ظِهار» عبارت است از اینکه مردی به همسرش در حضور دو مرد عادل بگوید: «زَوْجَتی عَلَیَّ کَظَهْرِ اُمّی»، همسرم بر من همانند پشت مادرم باشد و پشت زن خویش را به پشت مادر یا خواهر یا یکی از محارم نسبی خویش تشبیه نماید که به عنوان نوعی طلاق در زمان جاهلیّت رایج بوده و این عمل در شرع مقدّس اسلام حرام می‌باشد و نزدیکی با زن بعد از ظهار جایز نیست و اگر فرد بخواهد با همسرش نزدیکی نماید، لازم است ابتدا کفّارۀ ظهار بدهد، سپس نزدیکی با وی حلال می‌شود. تفصیل احکام آن، در کتاب منهاج الصالحین، جلد سوّم، فصل «ظهار» ذکر شده است
[۴] . در زمان معاصر که برده و کنیز در دسترس نیست، آزاد کردن بنده ساقط است و آزاد کردن افراد زندانی، حکم آزاد کردن بنده را ندارد. این حکم، در سایر موارد کفّارات نیز جاری است
[۵] . توضیح بیشتر در فصل روزه، مبحث «کفّاره روزه ماه رمضان» بیان شده است.
[۶] . کفّارۀ مذکور، شامل نذر روزۀ مستحبی در روز معیّن نیز می‌شود.
[۷] . «ایلاء» عبارت است از اینکه مردی به خدا قسم بخورد نزدیکی (جماع) با همسر دائمیش که با وی نزدیکی نموده را برای همیشه یا برای بیشتر از چهار ماه قمری، به خاطر ضرر رساندن به او ترک نماید و اگر پس از آن با همسرش نزدیکی نماید، باید کفّاره بدهد. تفصیل آن در کتاب منهاج الصالحین، جلد سوّم، فصل «ایلاء» بیان شده است
[۸] . توضیح بیشتر در مورد آن در فصل «قسم»، مسألۀ «۱۱۸۰» ذکر می‌شود.
[۹] . یا «فدیۀ مریضی مستمرّ».
[۱۰] . توضیح بیشتر در مورد معنای «تسبیب در قتل» در جلد چهارم، فصل «دیات» ذکر می‌شود.
[۱۱] . البتّه در مورد قتل مردی که مرتدّ شده و توبه نکرده، کفّاره بر قاتل مطلقاً واجب نمی‌شود.
[۱۲] . یعنی تا نیمه شب (وقت اختیاری نماز عشاء) بیدار نشود.
[۱۳] . حکم ازدواج با زن شوهردار یا زنی که در ایّام عدّۀ رجعی است در جلد چهارم، مسائل «۱۱۷ تا ۱۲۶» ذکر می‌شود
[۱۴] . توضیح بیشتر این موارد در جلد اوّل، فصل «احکام اموات»، مسائل «۸۴۳ تا ۸۴۵» ذکر شده است.
به بالای صفحه بردن