تذکیۀ حیوانات (ذبح و نحر و صید حیوانات)

[۱۲۳۶] [۱۲۳۷] [۱۲۳۸] [۱۲۳۹] [۱۲۴۰] [۱۲۴۱] [۱۲۴۲] [۱۲۴۳] [۱۲۴۴] [۱۲۴۵] [۱۲۴۶] [۱۲۴۷] [۱۲۴۸] [۱۲۴۹] [۱۲۵۰]

معنای تذکیۀ حیوانات

ج۲، مسئله ۱۲۳۶. «تذکیه»، عبارت است از شیوۀ شرعی برای کشتن حیوانات که موجب پاک شدن و در بعضی موارد، حلال شدن آنها می‌گردد.

این امر با توجّه به نوع حیوان، به واسطۀ «ذبح» یا «نَحْر» یا «صید» و غیر آن[۱] – با رعایت شرایط هر مورد – حاصل می‌شود که تفصیل آن، در مسائل بعد ذکر می‌گردد.

حیواناتی که قابل تذکیه هستند

حیوانات حلال گوشت

ج۲، مسئله ۱۲۳۷. تمام «حیوانات حلال گوشت» اعم از چهارپایان، پرندگان و غیر آنها – چه اهلی باشند یا وحشی و چه خشکزی باشند یا آبزی – قابل تذکیه هستند، هرچند کیفیّت تذکیۀ آنها متفاوت است.

اگر حیوانات مذکور خون جهنده داشته باشند، تذکیۀ آن حیوانات باعث می‌شود خوردن آنها حلال گردیده و پاک محسوب شوند و چنانچه خون جهنده نداشته باشند، از آنجا که مردار آنها پاک است، اثر تذکیه، فقط حلال شدن گوشت آنها می‌باشد.

شایان ذکر است، اگر حیوان حلال گوشت به واسطۀ عوارضی که ذکر خواهد شد[۲] حرام گوشت شود، باز هم قابل تذکیه است و اثر تذکیۀ آن، پاکی بدن حیوان است، ولی خوردن آن حرام است.

ج۲، مسئله ۱۲۳۸. همان طور که در مسألۀ قبل بیان شد، راه‌های تذکیۀ حیوانات حلال گوشت با هم متفاوت است، این حیوانات – چه اهلی باشند و چه وحشی – در صورتی که «ذبح شرعی» شوند تذکیه می‌شوند و چنانچه حیوانات مذکور وحشی[۳] باشند، به وسیلۀ «صید با سلاح» یا «صید با سگ شکاری تعلیم دیده» نیز تذکیه می‌شوند.

شایان ذکر است، از حکم فوق موارد ذیل استثنا می‌شود:

الف. شتر فقط با «نَحْر» – با توضیحی که در کیفیّت نحر شتر ذکر خواهد شد – تذکیه می‌شود.

ب. ماهی، میگو، ملخ فقط با «صید» – با توضیحی که در مباحث مربوط به آن ذکر می‌شود – تذکیه می‌شوند.

حیوانات حرام گوشت

ج۲، مسئله ۱۲۳۹. از میان «حیوانات حرام گوشت» موارد ذیل قابل تذکیه نمی‌باشد، هرچند ذبح یا صید شوند:

الف. حیوانات نجس العین (سگ و خوک خشکزی)؛

ب. حیوانات کوچکى که داخل زمین لانه داشته و خون جهنده دارند؛ مانند موش، موش خرما، سوسمار و راسو؛

ج. کرم‌ها و حشرات (غیر ملخ)؛ مانند پشه، مگس، سوسک، مورچه و کرم ابریشم، حلزون؛

د. حیوانات حرام گوشتی که خون جهنده ندارند؛ مانند مار و ماهی بدون پولک، صدف، ‌اسفنج دریایی، ستارۀ دریایی، عروس دریایی، و سایر نرمتنان دریایی.

ج۲، مسئله ۱۲۴۰. «حیوانات حرام گوشت» – به جز آنچه در مسألۀ قبل ذکر شد – قابل تذکیه هستند، چه درنده باشند یا غیر آن، و این حکم شامل «حیوانات مسخ شده» مانند فیل، خرس و میمون نیز می ‌شود.

شایان ذکر است، اگر حیوانات مذکور خون جهنده داشته باشند، تذکیۀ این حیوانات باعث می‌شود پاک محسوب شوند،[۴] هرچند خوردن آنها حرام می‌باشد و چنانچه خون جهنده نداشته باشند از آنجا که مردار آنها پاک و حرام می‌باشد، تذکیه اثری ندارد.

ج۲، مسئله ۱۲۴۱. حیوانات حرام گوشتی که قابلیّت تذکیه دارند و دارای خون جهنده[۵] هستند، راه‌های «تذکیه» آنها از قرار ذیل است:

الف. اگر حیوانات مذکور – چه اهلی باشند و چه وحشی – «ذبح شرعی» شوند، یعنی با رعایت شرایطی که برای ذبح حیوانات حلال گوشت ذکر می‌شود ذبح شوند، پاک می‌باشند، هرچند خوردن ‌آنها حرام است؛

ب. اگر حیوانات مذکور وحشی باشند و با سلاح «صید شرعی» شوند، یعنی با رعایت شرایطی که برای صید حیوانات حلال گوشت وحشی با استفاده از سلاح ذکر می‌شود صید شوند، پاک می‌باشند، هرچند خوردن ‌آنها حرام است؛

ج. امّا اگر حیوانات مذکور وحشی باشند و با سگ شکاری تعلیم دیده صید شوند، یعنی با رعایت شرایطی که برای شکار حیوانات حلال گوشت وحشی با استفاده از سگ شکاری ذکر می‌شود شکار شوند، تذکیۀ آنها محلّ اشکال می‌باشد و بنابر احتیاط واجب حکم مردار را دارند.

نشانه‌های تذکیه

ج۲، مسئله ۱۲۴۲. اگر اجزایی مانند گوشت، پوست،[۶] جگر، چربی، پیه و دنبه، از حیوانی که قابل تذکیه است در اختیار انسان قرار گیرد، ولی معلوم نباشد که آن حیوان تذکیه شده است یا نه، پاک محسوب می‌شود و تحقیق در مورد آن لازم نیست؛ ولی خوردن آنها حرام می‌باشد، مگر آنکه دارای یکی از نشانه‌های تذکیه باشد.[۷]

ج۲، مسئله ۱۲۴۳. «نشانه‌های تذکیه» (راه‌های شرعی که با آن تذکیۀ حیوان ثابت می‌شود) از قرار ذیل است:

۱. گرفتن از دست مسلمان؛

۲. تهیّه کردن از بازار مسلمانان؛

۳. ساخت یا تولید سرزمین اسلامی؛ که توضیح آنها در مســائل بعد خواهد آمد.

۱. گرفتن از دست مسلمان

ج۲، مسئله ۱۲۴۴. اگر انسان چیزی از اجزایی مانند گوشت، پوست،[۸] جگر، چربی، پیه و دنبه، از حیوانی که قابل تذکیه است را از «مسلمان» تهیّه نماید، در حالی که مسلمان مذکور تصرّفی مناسب با تذکیه در آن انجام دهد – مانند اینکه گوشت یا دنبه را برای خوردن بفروشد یا آن را برای خوردن مقابل مهمان قرار دهد یا چرم طبیعی را برای لباس، فرش و زیر انداز عرضه نماید[۹] – حکم به تذکیۀ شرعی آن حیوان می‌شود.

ولی اگر تصرّف مسلمان در آن، مناسب با تذکیه نباشد، مثل اینکه گوشت یا پیه را برای تغذیۀ حیوانات عرضه کند، یا معلوم نباشد آن را برای خوردن انسان عرضه می‌کند یا به عنوان خوراک حیوانات – که ارتباطی با تذکیۀ حیوان ندارد – عرضه می‌نماید، در این صورت حکم به تذکیۀ شرعی آن حیوان نمی‌شود.

ج۲، مسئله ۱۲۴۵. اگر اجزایی مانند گوشت، پوست، چربی، پیه و دنبه از حیوانی که قابل تذکیه است از مسلمان غیر شیعه در اختیار انسان قرار گیرد، حکم مذکور در مسألۀ قبل نسبت به آن جاری می‌شود، هرچند به عقیدۀ آن مسلمان، رعایت شرایط تذکیه – مثل ذکر نام خداوند متعال، خروج خون به مقدار متعارف از حیوان، بریدن چهار مجرای گلو – لازم نباشد.

البتّه، اگر یقین یا اطمینان حاصل شود که وی شرایط شرعی تذکیه در مذهب شیعه را رعایت نکرده، حکم مذکور جاری نمی‌شود؛

مگر مواردی که رعایت نکردن آن از روی ندانستن مسأله یا عقیدۀ اشتباه، ضرری به تذکیه حیوان نداشته باشد.[۱۰]

شایان ذکر است، اگر مسلمان مذکور حیوانات حرام گوشتی که خون جهنده ندارند – مثل ماهی بدون پولک – را حلال بداند، چنانچه از دست چنین مسلمانی گوشت و مانند آن تهیّه شده – طوری که احتمال عقلایی داده شود از همان نوع حرام باشد (نوعی که وی عقیده به حلال بودن آن دارد) – بنابر احتیاط واجب حکم حیوان تذکیه شده را ندارد و حلال بودن آن محلّ اشکال است.

به عنوان مثال، اگر مسلمان غیر شیعه که عقیده به حلال بودن ماهی بدون پولک دارد، کنسرو ماهی را برای خوردن بفروشد یا آن را برای خوردن مقابل انسان قرار دهد، چنانچه انسان احتمال عقلایی دهد کنسرو مذکور از ماهی بدون پولک تهیّه شده، خوردن آن بنابر احتیاط واجب جایز نیست.[۱۱]

۲. تهیّه کردن از بازار مسلمانان

ج۲، مسئله ۱۲۴۶. اگر انسان شیئی از اجزای مذکور در مسألۀ «۱۲۴۴» را از بازار مسلمانان تهیّه کند، چنانچه مسلمان نبودن عرضه کننده معلوم نباشد و عرضه کنندۀ آن تصرّفی مناسب با تذکیه در آن انجام دهد، مشابه آنچه در مسألۀ «۱۲۴۴» ذکر شد، حکم به تذکیۀ شرعی آن می‌شود.[۱۲]

شایان ذکر است، چنانچه بازار مربوط به مسلمانان غیر شیعه است، حکمی که در مسألۀ قبل بیان شد در مورد آن جاری می‌شود.

۳. ساخت یا تولید در سرزمین اسلامی

ج۲، مسئله ۱۲۴۷. اگر اشیاء و محصولاتی که مادّۀ اولیه آنها از اجزایی است که در مسألۀ «۱۲۴۴» ذکر شد، در سرزمین اسلامی تهیّه شده باشد، حکم مسألۀ قبل در مورد آن جاری می‌شود.

شایان ذکر است، سرزمین اسلامی شامل شهر و روستای مسلمان نشین می‌شود که غالب ساکنان آن شهر یا روستا مسلمان بوده، هرچند تحت سلطۀ کفّار باشند. بنابراین، در صورتی که جمعیّت غیر مسلمان بیشتر از مسلمانان یا مساوی با آنان باشند، حکم سرزمین اسلامی را ندارد.

ج۲، مسئله ۱۲۴۸. اشیاء و محصولاتی که مادّۀ اوّلیۀ آنها گوشت، پوست، چرم طبیعی، چربی، پیه و دنبه و مانند آن از اجزای حیوانات قابل تذکیه است و توسط مسلمان یا در بازار مسلمانان عرضه می‌شود یا از سرزمین اسلامی آورده شده، چنانچه معلوم است آن محصولات را از کفّار یا بازار آنان یا سرزمین غیر اسلامی تهیّه کرده‌اند، در صورتی – با لحاظ شرایطی که در مسائل قبل بیان شد – تذکیه شده محسوب می‌شوند که احتمال عقلایی داده شود پیرامون تذکیه و ذبح اسلامی آنها تحقیق شده است.

ج۲، مسئله ۱۲۴۹. اگر اشیاء و محصولاتی که مادّۀ اولیه آنها از اجزایی است که در مسألۀ «۱۲۴۴» ذکر شد، در سرزمین مسلمانان روی زمین و مانند آن افتاده باشد،[۱۳] چنانچه شک در تذکیۀ آن باشد، پاک محسوب می‌شوند، ولی حکم به تذکیۀ آن محلّ اشکال است؛ مگر آنکه معلوم باشد قبلاً دارای یکی از نشانه‌های تذکیه که در مسائل قبل بیان شد بوده است.

ج۲، مسئله ۱۲۵۰. اشیاء و محصولاتی که مادّۀ اولیه آنها گوشت، پوست، چرم طبیعی، چربی، پیه و دنبه و مانند آن است و از کافر یا بازار کفّار یا کشور غیر اسلامی تهیه شده است، حکم حیوان تذکیه نشده را دارد؛ مگر آنکه معلوم باشد قبلاً دارای یکی از نشانه‌های تذکیه که در مسائل قبل بیان شد بوده است.[۱۴]

[۱] . مانند آنچه در مسائل«۱۲۵۷» و «۱۳۲۳» ذکر می‌شود.
[۲] . این موارد، در مسائل «۱۳۷۷ تا ۱۳۸۳» ذکر شده است.
[۳] . منظور از «وحشی»، در مسائل «۱۲۹۳ تا ۱۲۹۵» ذکر می‌شود.
[۴] . بنابراین، چرم تولید شده از پوست این حیوانات در صورتی که تذکیه شده باشند پاک است و انتفاع از آن به عنوان مشک یا ظرف برای نگهداری آب، شیر، روغن، عسل و سایر انواع خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها اشکال ندارد، هرچند دبّاغی نشده باشد؛ ولی احتیاط مستحب است قبل از دبّاغی در این گونه موارد استعمال نشود
[۵] . همان طور که بیان شد مردار حیوان حرام گوشتی که خون جهنده ندارد، پاک است و در هر حال، خوردن آن حرام می‌باشد و تذکیۀ آن اثری ندارد
[۶] . چه پوستی که دبّاغی نشده و چه پوستی که دبّاغی شده و از آن چرم طبیعی ساخته شده است.
[۷] . شایان ذکر است، نماز با لباسی که از چنین چرمی تهیّه شده (مشکوک التذکیه)، صحیح می‌باشد؛ مگر آنکه معلوم باشد مربوط به اجزای روح‌دار حیوان حرام گوشت دارای خون جهنده است و در این حکم فرقی نیست بین اینکه چرم مذکور نشانه‌های تذکیه را دارا باشد یا نداشته باشد. توضیح بیشتر در این مورد در جلد اوّل، مبحث «شرایط لباس نمازگزار»، شرط چهارم و پنجم ذکر شد
[۸] . چه پوستی که دبّاغی نشده و چه پوستی که دبّاغی شده و از آن چرم طبیعی ساخته شده است.
[۹] . یا آن را به عنوان مشک یا ظرف برای نگهداری آب، روغن، عسل و سایر انواع خوراکی‌ و آشامیدنی عرضه نماید
[۱۰] . توضیح آن در مسألۀ «۱۲۶۶» ذکر می‌شود.
[۱۱] . توضیح بیشتر در این خصوص، در مسائل «۱۳۳۵ و ۱۳۳۶» خواهد آمد.
[۱۲] . بنابراین، تهیّۀ فرآورده‌های گوشتی که برای خوردن عرضه می‌شود، از بازار مسلمانان از فروشنده‌ای که معلوم نیست مسلمان است یا غیر مسلمان، اشکال ندارد و با توضیحی که بیان شد، حکم به تذکیۀ آن می‌شود
[۱۳] . مانند آنچه افراد از آن اعراض کرده و آن را در کنار خیابان، کوچه و معبر عمومی گذاشته ‌اند
[۱۴] . خبر دادن کافر به اینکه اشیاء و محصولات مذکور تذکیۀ شرعی شده است یا دارای نشانه‌های تذکیه است، مثل اینکه ادّعا نماید آن را از مسلمان یا بازار مسلمانان تهیّه کرده، در صورتی که موجب یقین یا اطمینان نشود کافی نیست

اسکرول به بالا