احکام ذبح و نحر

[۱۲۵۱] [۱۲۵۲] [۱۲۵۳] [۱۲۵۴] [۱۲۵۵] [۱۲۵۶] [۱۲۵۷] [۱۲۵۸] [۱۲۵۹] [۱۲۶۰] [۱۲۶۱] [۱۲۶۲] [۱۲۶۳] [۱۲۶۴] [۱۲۶۵] [۱۲۶۶] [۱۲۶۷] [۱۲۶۸] [۱۲۶۹] [۱۲۷۰] [۱۲۷۱] [۱۲۷۲] [۱۲۷۳] [۱۲۷۴] [۱۲۷۵] [۱۲۷۶] [۱۲۷۷] [۱۲۷۸] [۱۲۷۹] [۱۲۸۰] [۱۲۸۱] [۱۲۸۲] [۱۲۸۳] [۱۲۸۴] [۱۲۸۵] [۱۲۸۶] [۱۲۸۷] [۱۲۸۸] [۱۲۸۹] [۱۲۹۰] [۱۲۹۱] [۱۲۹۲]

احکام ذبح حیوانات

کیفیّت ذبح

ج۲، مسئله ۱۲۵۱. شیوۀ شرعی سربریدن حیوان[۱] آن است که چهار عضو حیوان به‌طور کامل بریده شود و آنها عبارتند از:

  • ۱. مجراى تنفّس (نای)؛
  • ۲. مجراى خوردن و آشامیدن (مِرى)؛
  • ۳ و ۴. دو شاهرگ گردن که در دو طرف مرى و نای قرار دارند.

و بنابر احتیاط واجب شکافتن آنها، یا بریدن کامل نای (مجرای تنفّس) به تنهایى کافى نیست.

شایان ذکر است، بریدن این چهار عضو زمانی واقع میشود که ذبح حیوان از قسمت پایین برآمدگی زیر گلو که مانند «مُهره» است[۲] انجام گردد؛ در غیر این صورت، نای و مری قطع نمی‌شوند، زیرا آغاز این دو عضو، از محلّ برجستگی مذکور می‌باشد. بنابراین، با رعایت امر مذکور، ذبح حیوان از وسط گردن یا پایین آن مانعی ندارد.

ج۲، مسئله ۱۲۵۲. اگر فرد بعضى از این چهار عضو را ببرد و صبر کند تا حیوان بمیرد و بعد بقیّۀ آنها را قطع کند، ذبح شرعی صورت نمی‌گیرد،[۳] ولی در صورتى که باقیماندۀ چهار عضو را پیش از جان دادن حیوان و جدایی سر از بدن ببرد، کافی است.

ج۲، مسئله ۱۲۵۳. اگر فرد ذبح حیوان را از قسمت بالای برآمدگی زیر گلو (جوزک) انجام دهد، ولی قبل از جان دادن حیوان متوجّه شود و چهار عضو را از قسمت پایین برآمدگی قطع نماید، ذبح شرعی محقّق می‌شود؛

مگر آنکه سر از بدن حیوان جدا شده باشد که در این صورت، حیوان قابل ذبح شرعی نیست و مردار محسوب می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۲۵۴. اگر مثلاً گرگ گلوى گوسفند را طورى بکَند که از چهار عضو چیزى نماند، آن گوسفند حرام میشود. همچنین است اگر از نای (مجرای تنفّس) چیزى نماند، بلکه اگر چهار عضو را طوری قطع کند که مقدارى از آنها آویزان به سر، یا متّصل به بدن باقى بماند، آن گوسفند بنابر احتیاط واجب حرام میشود.

ولى اگر غیر از چهار عضو مذکور را بکَند، در صورتى که گوسفند زنده باشد و به دستورى که گفته میشود سرِ آن را ببرند، حلال و پاک میباشد.

ج۲، مسئله ۱۲۵۵. بعد از بریده شدن چهار عضو معیّن – که در مسألۀ «۱۲۵۱» ذکر شد – بنابر احتیاط واجب باید کمی صبر کنند تا روح از بدن حیوان خارج شود، سپس سر حیوان را از بدنش جدا نمایند؛

البتّه اگر سر حیوان را عمداً قبل از خارج شدن روح جدا کنند، به ذبح شرعی خللی وارد نمی‌شود، هرچند بنابر احتیاط واجب این کار معصیت محسوب می‌شود؛ ولی اگر جدا شدن سر از روى غفلت یا به جهت تیزى چاقو باشد، اشکال ندارد.

حکم مذکور بنابر احتیاط واجب در مورد شکستن گردن و نیز قطع نخاع حیوان – پیش از خارج شدن روح از بدن حیوان – جاری می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۲۵۶. ذبح شرعی لازم نیست از جلوی گردن حیوان انجام شود و ذبح از پشت گردن (قفا) نیز برای تذکیۀ حیوان کافی است، هرچند خلاف احتیاط مستحب می‌باشد؛

البتّه، اگر این عمل موجب شکستن گردن یا قطع نخاع حیوان شود، بنابر احتیاط لازم از جهت حکم تکلیفی جایز نیست.

ج۲، مسئله ۱۲۵۷. اگر حیوانى سرکش شود یا مثلاً در چاه یا موضع تنگى بیفتد و خوف و ترس آن باشد که در آنجا بمیرد و نتوانند آن را به کیفیّت شرعی ذبح نمایند،[۴] هرجاى بدنش را که با چاقو، سر نیزه و مانند آن زخم بزنند و در اثر زخم جان بدهد، حلال میشود و رو به قبله بودن حیوان لازم نیست؛

ولى باید تمام شرایط دیگر – که براى ذبح شرعی حیوانات بیان می‌شود – رعایت گردد.

شرایط ذبح

ج۲، مسئله ۱۲۵۸ . ذبح حیوان باید با شرایط ذیل انجام شود:

  • ۱. ذابح مسلمان باشد؛
  • ۲. بریدن گلو به‌قصد ذبح شرعی باشد؛
  • ۳. ذبح با آهن انجام شود؛
  • ۴. در هنگام ذبح حیوان رو به قبله باشد؛
  • ۵. هنگام ذبح نام خداوند متعال ذکر شود؛
  • ۶. پس از ذبح خون به مقدار متعارف خارج شود؛
  • ۷. حیوان، هنگام ذبح زنده باشد.

توضیح این موارد در مسائل بعد ذکر می‌شود.

شرط اوّل: ذابح مسلمان باشد

ج۲، مسئله ۱۲۵۹. کسى که سر حیوان را میبرد باید مسلمان باشد، چه مرد باشد و چه زن؛ همین طور، بچّۀ نابالغ مسلمان در صورتی که ممیّز[۵] و نیز آشنا به عمل ذبح و تذکیۀ حیوان باشد میتواند سر حیوان را ببرد.

بنابراین، کافر غیر کتابى و افرادی که در حکم کافر هستند مانند ناصبی‌ها، اگر سر حیوان را ببرند آن حیوان حلال و پاک نمیشود، بلکه کافر کتابى مثل فرد مسیحی یا یهودی نیز چنانچه سر حیوان را ببرد – هرچند شرایط ذبح را رعایت نماید – آن حیوان بنابر احتیاط واجب حلال و پاک نمیشود.

شرط دوّم: بریدن گلو به قصد ذبح شرعی باشد

ج۲، مسئله ۱۲۶۰. کسى که سر حیوان را میبرد باید به قصد ذبح شرعی اقدام به این عمل نماید. بنابراین، اگر بچّۀ غیر ممیّز یا فرد دیوانه یا مست سر حیوان را ببرد، کافی نیست.

همچنین، اگر فرد براى مقصود دیگرى چاقو را بر گلوى حیوان بکشد یا چاقو از دستش بیفتد و گلوى حیوان‌ ناخواسته بریده شود، ذبح شرعی محقّق نمی‌شود.

شرط سوّم: ذبح با آهن انجام شود

ج۲، مسئله ۱۲۶۱. برای ذبح شرعی لازم است در صورت امکان از «آهن»[۶] (مانند کارد یا چاقوی آهنی) استفاده شود، نه فلزّات دیگر.

ج۲، مسئله ۱۲۶۲. ذبح با آهن مخلوط با کُرُم که از آن چاقوی «استیل» ساخته می‌شود، بنابر احتیاط واجب کافی نیست؛ همچنین است اگر آهن با کُرُم روکش داده شده باشد.

ج۲، مسئله ۱۲۶۳. اگر آهن پیدا نشود، احتیاط واجب آن است که ذبح با استیل انجام شود و اگر استیل یافت نشود، می‌توان با هر شیء تیزى مانند شیشه یا سنگ تیز،[۷] حیوان را ذبح نمود، هرچند ضرورتى برای تعجیل در ذبح – مثل در معرض تلف بودن حیوان – وجود نداشته باشد.

ج۲، مسئله ۱۲۶۴. اگر فرد به واسطۀ فراموشی یا جهالتی که نسبت به آن شرعاً معذور باشد یا از روی حجّت شرعی[۸] با غیر وسائل آهنی حیوان را ذبح نماید، برای تذکیه کافی است و ذبح شرعی محقّق می‌شود؛

مثل اینکه با اعتقاد به اینکه چاقو آهنی است حیوان را ذبح کند و بعد معلوم شود که چاقو غیر آهنی بوده است.

شرط چهارم: در هنگام ذبح حیوان رو به قبله باشد

ج۲، مسئله ۱۲۶۵. حیوان در هنگام ذبح شرعی، باید رو به قبله باشد و این امر با توجّه به حالات حیوان، متفاوت می‌باشد. بنابراین، کیفیّت رو به قبله بودن حیوان از قرار ذیل است:

الف. اگر حیوان برطرف راست یا چپ خوابیده باشد، باید محلّ ذبح و شکم حیوان رو به قبله باشد، و لازم نیست پاها و دست‌ها و صورت آن حیوان رو به قبله باشد.

ب. اگر حیوان نشسته یا ایستاده باشد، باید طوری قرار بگیرد که عرفاً بگویند رو به قبله است.

ج. اگر حیوان به صورت آویزان از طرف سر یا پا ذبح می‌شود (مثل مرغ)، باید قسمت‌های جلوی بدنش (مثل سینه و شکم) رو به قبله باشد.

همچنین، احتیاط مستحب است کسى که حیوان را ذبح می‌نماید نیز رو به قبله باشد.

ج۲، مسئله ۱۲۶۶. کسى که میداند باید در حال ذبح حیوان رو به قبله باشد، اگر عمداً حیوان را رو به قبله نکند، ذبح شرعی محقّق نمی‌شود؛

ولى اگر فراموش کند، یا مسأله را نداند – هرچند از روی تقصیر – یا معتقد باشد که رو به قبله کردن لازم نیست – مانند بعضی از فرقه‌های اسلامی[۹] – یا قبله را اشتباه کند و به اعتقاد اینکه حیوان رو به قبله است آن را ذبح کند و بعد معلوم شود که رو به قبله نبوده، اشکال ندارد.

ج۲، مسئله ۱۲۶۷. اگر فرد نداند قبله کدام طرف است، یا نتواند – هرچند با کمک دیگرى – حیوان را رو به قبله کند، مانند اینکه حیوان چَموش و سرکش باشد، یا در چاه یا چالۀ عمیقی افتاده باشد و ناچار باشد آن را ذبح کند، مثلاً حیوان در معرض تلف قرار گرفته باشد، در این صورت به هر طرف ذبح کند اشکال ندارد.

همچنین است حکم اگر وقت تنگ بوده و بترسد معطّل شدن براى رو به قبله کردن حیوان، موجب مرگ آن شود.

شرط پنجم: هنگام ذبح نام خداوند متعال ذکر شود

ج۲، مسئله ۱۲۶۸. فردی که می‌خواهد حیوان را ذبح نماید، باید هنگام شروع ذبح یا در زمانی که عرفاً متّصل به ذبح محسوب شود، به نیّت ذبح شرعی، «نام خداوند متعال» را ببرد.

بنابراین، اگر بگوید: «بِسْمِ اللّه الرَّحْمٰنِ الرَّحیم‌» یا «بِسْمِ اللّه‌» یا «اَللّهُ أَکْبَر» یا «الْحَمْدُ لِله یا «لا إلٰهَ إلّا اللّهُ» و مانند آن کافى است، بلکه اگر فقط بگوید: «اللّه» یا «یا اللّه» بدون آنکه با صفت کمال، مدح و تمجیدی همراه باشد یا بگوید: «یا رَحْمٰنِ»، «یا خالِق» یا نام خداوند متعال را به فارسی یا سایر زبان‌ها بگوید نیز کفایت می‌کند، هرچند خلاف احتیاط مستحب است و چنانچه غیر ذابح نام خداوند متعال را ببرد کافى نیست.

ج۲، مسئله ۱۲۶۹. اگر فرد ذابح بدون قصد ذبح مثلاً به جهت غرض دیگری نام خداوند متعال را ببرد، یا هنگام ذبح عمداً نام خداوند متعال را نبرد یا از روى ندانستن مسأله – چه جاهل مقصّر باشد و چه جاهل قاصر – نام خداوند متعال را نبرد، ذبح شرعی محقّق نمی‌شود؛

ولى اگر از روى فراموشى باشد، اشکال ندارد، هرچند احتیاط مستحب است هر وقت یادش آمد نام خداوند متعال را ببرد.

ج۲، مسئله ۱۲۷۰. اگر فرد بخواهد چند مرغ را همزمان – مثلاً با دستگاه‌های متداول[۱۰] – ذبح شرعی نماید، گفتن یک بار «بِسْمِ الله» به نیّت همۀ آنها کافی است؛

ولی اگر بخواهد چند مرغ را به صورت پیاپی ذبح کند، باید «بِسْمِ اللّه» را به نیّت آنها به اندازه‌ای تکرار کند که متّصل بودن عرفی زمان ذبح هر یک از آنها با گفتن «بِسْمِ اللّه» – که در مسألۀ «۱۲۶۸» گذشت – رعایت شود.

ج۲، مسئله ۱۲۷۱. اگر دو نفر به اتّفاق هم یا یکی پس از دیگری، اقدام به ذبح شرعی حیوان (بریدن اعضای چهارگانه که قبلاً بیان شد) نمایند، مثلاً یکی از آن دو، «مری» و «نای» را بریده و دیگری «دو شاهرگ» را قطع نماید، لازم است هر یک از آن دو نام خداوند متعال را ببرد.

شرط ششم: پس از ذبح خون به مقدار متعارف خارج شود

ج۲، مسئله ۱۲۷۲. از شرایط ذبح شرعی این است که بعد از ذبح، خون به اندازۀ معمول از بدن حیوان خارج شود. بنابراین، اگر در اثر لخته شدن خون در رگ‌ها و مانند آن، خون بیرون نیاید یا خون بیرون آمده کمتر از مقدار متعارف در نوع آن حیوان باشد، ذبح شرعی محقّق نمی‌شود؛

ولى اگر کم بودن خون خارج شده از این جهت باشد که حیوان پیش از سر بریدن خونریزى کرده، اشکال ندارد.

شرط هفتم: حیوان هنگام ذبح زنده باشد

ج۲، مسئله ۱۲۷۳. از شرایط ذبح آن است که حیوان هنگام ذبح زنده باشد، هرچند در اثر حادثه‌ای در شُرُف موت قرار داشته[۱۱] و چنانچه زنده بودن حیوان در حال ذبح مشکوک باشد، در صورتی ذبح شرعی محقّق می‌شود که حیوان بعد از ذبح حرکتى بکند، مثل اینکه پاى خود را به زمین بزند یا دست یا دُم یا چشم خود را حرکت دهد.[۱۲]

بنابراین، اگر زنده بودن حیوان معلوم باشد، حرکت اعضای حیوان بعد از ذبح لازم نیست.

ذبح با دستگاه

ج۲، مسئله ۱۲۷۴. اگر بخواهند ذبح حیوان – مثلاً مرغ – را با دستگاه‌های صنعتی انجام دهند، باید کلّیّه شرایط ذبح رعایت گردد. از جملۀ آنها، موارد ذیل است:

  • ۱. تیغۀ دستگاه از جنس آهن باشد؛[۱۳]
  • ۲. حیوان در موقع ذبح رو به قبله باشد؛
  • ۳. چهار مجرای حیوان در ناحیه گردن – با توضیحی که در مسألۀ «۱۲۵۱» گذشت – بریده شود؛
  • ۴. در هنگام ذبح نام خداوند متعال توسط فرد مسلمانی که عرفاً ذبح مستند به اوست، برده شود.

بنابراین در ذبح مرغ، چنانچه راه‌اندازی دستگاه بعد از آویزان کردن مرغ‌ها با روشن کردن آن صورت می‌گیرد، لازم است فردی که دستگاه را روشن می‌کند، نام خداوند متعال را – با توضیحی که در مسألۀ «۱۲۷۰» بیان شد – ببرد.

امّا اگر دستگاه روشن است و کارگر حیوان را گرفته و به دستگاه می‌بندد، تا پس از آن به‌طور خودکار عمل ذبح انجام پذیرد، باید کسی که آویزان کردن حیوان به دستگاه به عهدۀ اوست، نام خدواند متعال را – با توضیحی که در مسألۀ «۱۲۷۰» بیان شد – ببرد.

کیفیّت نحرکردن شتر

ج۲، مسئله ۱۲۷۵. در بین حیوانات، فقط «شتر» باید به جای ذبح شرعی «نَحْر» شود و کیفیّت آن چنین است که با رعایت شرایط ذبح – شرایط مذکور در مسألۀ «۱۲۵۸» – از جمله رعایت قبله و گفتن بِسْمِ اللّه، کارد یا چیز دیگرى را که از آهن و برنده باشد، در گودى بین گردن و سینه‌ شتر که آن را «لُبَّه» مى‌نامند فرو کنند.

شایان ذکر است اگر لُبَّه به‌طور عرضى بریده شود کافى نیست و باید کارد و مانند آن را در لُبَّه فرو برند.

ج۲، مسئله ۱۲۷۶. اگر شتر را به جای نَحْر مانند حیوانات دیگر ذبح نمایند یا گوسفند و گاو و مانند اینها را مثل شتر نحر کنند، صحیح نیست و موجب پاک و حلال شدن گوشت آنها نمی‌شود؛

البتّه اگر شتر را ذبح کنند، در صورتى که سر شتر از بدنش جدا نشده – هرچند چهار عضو آن قطع شده باشد – و پیش از خارج شدن روح آن را نحر نمایند کافی است؛ ولی چنانچه سر شتر جدا شده باشد، قابل نحر نیست و سر و بدن هر دو مردار و نجس و خوردن آنها حرام است؛

نیز اگر گاو یا گوسفند و مانند اینها را نحر کنند و پیش از خارج شدن روح، سر آنها را به دستور شرعی ببرند، حلال و پاک میباشند.

ج۲، مسئله ۱۲۷۷. نَحْر شتر در حال ایستاده یا نشسته یا به پهلو خوابیده، با رعایت جهت قبله جایز است، ولی بهتر است شتر هنگام نحر در حال ایستاده باشد.

حکم بچّۀ (جنین) حیوانات ذبح شده

ج۲، مسئله ۱۲۷۸. اگر حیوان حلال گوشت را با رعایت شرایطی که در مسائل قبل ذکر شد، ذبح نمایند و بچۀ زنده‌اى از آن بیرون آید، چنانچه آن بچّه را با رعایت شرایط، ذبح شرعی کنند، پاک و حلال است؛[۱۴]

ولی اگر آن را ذبح شرعی نکنند یا زمان کافی برای ذبح نباشد و بمیرد، نجس و حرام محسوب می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۲۷۹. اگر حیوان حلال گوشت را با رعایت شرایطی که در مسائل قبل ذکر شد، ‌ذبح نمایند و بچۀ مرده‌اى از شکمش بیرون آورند با وجود شرایط ذیل پاک و حلال می‌باشد:[۱۵]

الف. در هنگام ذبح مادر، بچه‌اش زنده باشد. بنابراین، اگر بچه پیش از آن مرده باشد، حرام محسوب می‌شود.

ب. سبب مردن بچۀ حیوان در شکم مادرش، تأخیر در بیرون آوردن آن نباشد. بنابراین، در صورت احتمال زنده بودن بچۀ حیوان بعد از ذبح مادرش، لازم است با رعایت فوریّت عرفی اقدام به بیرون آوردنش نموده تا در صورت زنده بودن، آن را ذبح شرعی نمایند.

ج. خلقت آن بچّه کامل باشد و مو یا پشم در بدنش روییده باشد، هرچند روح در آن دمیده نشده باشد؛ امّا اگر خلقتش کامل نشده، حرام محسوب می‌شود.

شایان ذکر است، حکم مذکور در این مسأله شامل حیوانات حرام گوشتی که قابل تذکیه هستند نیز می‌شود و اثر تذکیه، پاکی آنها است، ولی خوردن آنها حرام است.

این حکم، شامل صید حیوانات وحشی نیز می‌شود. بنابراین، اگر حیوان وحشی را – با رعایت شرایط آن – شکار نمایند و بچّۀ مرده‌اى از شکمش بیرون آورند با وجود شرایط فوق تذکیه شده محسوب می‌ شود.

ج۲، مسئله ۱۲۸۰. اگر از شکم حیوان زنده، بچّۀ مرده‌اى بیرون آید یا آن را بیرون آورند، خوردن گوشت آن حرام است.

مستحبات ذبح حیوانات

ج۲، مسئله ۱۲۸۱. امور ذیل در ذبح حیوانات،[۱۶] مستحب شمرده شده است:

۱. هنگام ذبح گوسفند و بز، دو دست و یک پاى آن را ببندند و پاى دیگرش را رها کنند و موقع ذبح گاو، چهار دست و پایش را ببندند و دُم آن را رها کنند و هنگام نَحْر شتر، اگر نشسته باشد دو دست آن را از پایین تا زانو، یا زیر بغل به یکدیگر ببندند وپاهایش را باز بگذارند و اگر ایستاده باشد پاى چپش را ببندند؛ مرغ و سایر پرندگان را بعد از ذبح رها کنند تا پر و بال بزنند.

۲. پیش از ذبح حیوان، آب جلوى آن بگذارند.

۳. کارد یا وسیلۀ ذبح را خوب تیز کنند و آن را از حیوان پنهان نمایند و سعی کنند ذبح حیوان سریع انجام شود تا اینکه موجب اذیّتش نشود.

مکروهات ذبح حیوانات

ج۲، مسئله ۱۲۸۲. امور ذیل در ذبح حیوانات،[۱۷] مکروه شمرده شده است:

  • ۱. قبل از خارج شدن روح، پوست حیوان را بکنند.
  • ۲. در مکانی حیوان را ذبح کنند که حیوان هم جنسش آن را ببیند.
  • ۳. در شب ذبح کنند.
  • ۴. در روز جمعه قبل از ظهر ذبح کنند.[۱۸]
  • ۵. خود انسان، چهارپایى را که پرورش داده است ذبح نماید.

احکام قربانی مستحب

ج۲، مسئله ۱۲۸۳. قربانی کردن در عید قربان برای کسی که توانایی دارد، مستحب مؤکّد است.

ج۲، مسئله ۱۲۸۴. قربانی باید «شتر» یا «گاو» یا «گوسفند» یا «بز» باشد و بنابر احتیاط واجب برای قربانی، سنّ شتر کمتر از ۵‌ سال کامل و در گاو و بز کمتر از ۲‌ سال کامل و در گوسفند کمتر از ۷‌ ماه کامل نباشد.[۱۹]

ولی رعایت سایر اوصافی که برای حیوانات مذکور در قربانی واجب بیان شده، در قربانی مستحب لازم نیست. بنابراین، می‌توان حیوان معیوب مانند کور، لنگ، گوش بریده شده، شاخ شکسته، خَصِیّ یا حیوانی که لاغر است را قربانی نمود، هرچند احتیاط مستحب آن است که حیوان، سالم و چاق باشد و مکروه است قربانی حیوانی باشد که خود فرد آن را پرورش داده است.

ج۲، مسئله ۱۲۸۵. اگر فرد حیوانی را برای قربانی کردن پیدا نکند، چنانچه توانایی پرداخت قیمت آن را دارد، مستحب است به اندازۀ قیمتش صدقه بدهد و اگر قیمت‌ها مختلف باشد، پرداخت پایین‌ترین قیمت معمول در بازار کافی است.

ج۲، مسئله ۱۲۸۶. انسان می‌تواند از طرف خود و خانواده‌اش یکی از حیوانات ذکر شده را قربانی نماید. همچنین، اگر چند نفر با هم یک قربانی انجام دهند کافی است؛ مخصوصاً زمانی که قربانی کم و قیمت آن زیاد باشد.[۲۱]

ج۲، مسئله ۱۲۸۷. زمان انجام قربانی در سرزمین منی، «چهار روز» و در غیر آن سرزمین «سه روز» است، هرچند احتیاط مستحب و افضل آن است که قربانی در سرزمین منی، در همان سه روز اول و در غیر سرزمین منی در روز عید قربان، انجام شود.

ج۲، مسئله ۱۲۸۸. انجام قربانی قبل از روز عید قربان – حتّی در شب عید قربان – کفایت از قربانی روز عید نمی‌کند و احتیاط لازم آن است که قربانی در شب‌های وسط (مانند شب یازدهم و دوازدهم) نیز انجام نشود؛ ولی انجام قربانی در بین الطّلوعین روزهای مذکور در مسألۀ قبل اشکال ندارد.

شایان ذکر است، بهترین زمان انجام قربانی، از طلوع خورشید روز عید قربان به اندازۀ وقت نماز عید یعنی تا زوال (ظهر) روز عید می‌باشد.

ج۲، مسئله ۱۲۸۹. کسی که قربانی می‌کند، می‌تواند یک سوّم آن را برای خود و خانواد‌ه‌اش بردارد و می‌تواند یک سوّم آن را هدیه بدهد و احتیاط مستحب و افضل آن است که یک سوّم آن را نیز به فقرای مسلمان صدقه بدهد.

ج۲، مسئله ۱۲۹۰. مستحب است پوست قربانی را صدقه دهند و کراهت دارد آن را به عنوان اجرت قصّاب و کسی که حیوان را ذبح می‌کند قرار دهند.

ج۲، مسئله ۱۲۹۱. اگر فردی که برایش عقیقه نشده، خودش یا شخص دیگری از طرف وی در عید قربان[۲۱] – با رعایت شرایطی که برای قربانی در مسألۀ «۱۲۸۴» گذشت – قربانى نماید، کفایت از عقیقه مى‌کند.[۲۲]

همچنین، اگر فردی که برایش عقیقه نشده، خودش یا شخص دیگری از طرف وی در عید قربان[۲۳] عقیقه نماید، چنانچه حیوان مذکور دارای شرایط عقیقه و قربانی هر دو باشد، علاوه بر اینکه عقیقه انجام شده، قربانی نیز محقّق می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۲۹۲. مستحب است فرد در هنگام انجام ذبح یا نَحْر بگوید:

«وَجَّهْتُ وَجْهیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ حَنیفاً وَما أَنا مِنَ الْمُشْرِکیٖنَ، إِنَّ صَلاتی وَنُسُکی وَمَحْیایَ وَمَماتی لِلهِ رَبِّ الْعالَمیٖنَ، لا شَریکَ لَهُ وَبِذٰلِکَ أُمِرْتُ وَأَنا مِنَ الْمُسْلِمیٖنَ، اللَّهُمَّ مِنْکَ وَلَکَ بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَکْبَرُ، اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنّی».[۲۴]

[۱] . غیر از «شتر» که باید «نحر» شود. کیفیّت نحر شتر، در مسألۀ «۱۲۷۵» ذکر می‌شود.
[۲] . منظور، برآمدگی جلوی گردن یا حنجره است که از غضروف تشکیل شده و به آن «جوزک» نیز گفته می‌شود و در لغت عرب «جوزة» نامیده می‌شود.
[۳] . در صورتی که «نای» (مجرای تنفّس) در موقع زنده بودن حیوان و بقیۀ مجاری بعد از موت آن بریده شده، بنابر احتیاط واجب برای تذکیه کافی نیست
[۴] . یا چنانچه حیوان مذکور «شتر» است، نتوانند آن را با کیفیّتی که در مسألۀ «۱۲۷۵» ذکر می‌شود «نَحْر» نمایند
[۵] . در این مسأله، اگر بچّۀ نابالغ از نظر رشد فکری در حدّی باشد که شرایط تذکیه و ذبح و غرض از آن (پاک و حلال شدن حیوان) را درک می‌کند «ممیّز» محسوب می‌شود
[۶] . آنچه در عرف عرب‌زبانان «حدید» نامیده شود.
[۷] . البتّه ذبح با دندان یا ناخن در صورت فقدان آهن و استیل، محلّ اشکال است.
[۸] . مانند شهادت دو مرد عادل (بیّنه) یا تقلید از مجتهد جامع الشرایطی که ذبح با غیر آهن را کافی بداند
[۹] . بنابراین، اگر فرد مسلمانی که تابع مذاهبی است که رو به قبله بودن حیوان را در حال ذبح شرط نمی‌دانند و این شرط را رعایت نمی‌کند، اقدام به ذبح حیوان نماید، برای تذکیه کافی است و ذبح شرعی محقّق می‌شود
[۱۰] . حکم ذبح با دستگاه، در مسألۀ «۱۲۷۴» ذکر می‌شود.
[۱۱] . مثل اینکه حیوان در اثر تصادف، پرت شدن از بلندی، دریده شدن توسط گرگ و مانند آن در آستانۀ موت باشد
[۱۲] . امّا تکان خوردن غیر ارادی اعضای داخلی، در صورتی که کاشف از زنده بودن حیوان در هنگام ذبح نباشد – مانند تکان خوردن رگ‌های حیوان (زدن رگ) یا لرزش طبیعی ماهیچه‌ها و عضلات حیوان که بعد از سر بریدن و کندن پوست حیوان ظاهر می‌شود و تا مدّتی ادامه دارد، کافی نمی‌باشد
[۱۳] . اگر تیغۀ دستگاه از جنس‌آهن باشد، ولی برای آنکه کند نشود، در لبۀ آن از روکش الماس استفاده شود، طورى که ذبح به وسیله الماس انجام شود نه آهن، کافی نیست
[۱۴] . در مورد «شتر یا بچّه شتر»باید به جای ذبح، نحر شود و این حکم، در مورد مسأله بعد نیز جاری است
[۱۵] . در این صورت، تذکیۀ جنین به تذکیۀ مادر وی محقّق می‌شود.
[۱۶] . یا نحر شتر.
[۱۷] . همان.
[۱۸] . مورد سوّم و چهارم در صورت احتیاج، کراهت ندارد.
[۱۹] . محاسبۀ موارد مذکور، به سال یا ماه قمری کافی است.
[۲۰] . انجام قربانی از طرف اموات رجاءً مانعی ندارد؛ البتّه اگر فرد از ثلث مالش وصیت به انجام قربانی عید کرده باشد لازم است مطابق با وصیّتش عمل شود
[۲۱] . در روز عید قربان یا روزهای ملحق به آنکه در مسألۀ «۱۲۸۷» ذکر شد.
[۲۲] . البتّه اگر یک قربانی از طرف چند نفر انجام می‌شود، برای عقیقه از طرف همۀ آنان کافی نیست.
[۲۳] . در روز عید قربان یا روزهای ملحق به آنکه در مسألۀ «۱۲۸۷» ذکر شد.
[۲۴] . فروع کافی، ج‌۴، باب الذبح، ص۴۹۸، ح۶.
اسکرول به بالا