احکام صید

[۱۲۹۳] [۱۲۹۴] [۱۲۹۵] [۱۲۹۶] [۱۲۹۷] [۱۲۹۸] [۱۲۹۹] [۱۳۰۰] [۱۳۰۱] [۱۳۰۲] [۱۳۰۳] [۱۳۰۴] [۱۳۰۵] [۱۳۰۶] [۱۳۰۷] [۱۳۰۸] [۱۳۰۹] [۱۳۱۰] [۱۳۱۱] [۱۳۱۲] [۱۳۱۳] [۱۳۱۴] [۱۳۱۵] [۱۳۱۶] [۱۳۱۷] [۱۳۱۸] [۱۳۱۹] [۱۳۲۰] [۱۳۲۱] [۱۳۲۲] [۱۳۲۳] [۱۳۲۴] [۱۳۲۵] [۱۳۲۶] [۱۳۲۷] [۱۳۲۸] [۱۳۲۹]

احکام صید حیوانات

تذکیۀ حیوانات با صید اختصاص به حیوانات وحشی، ماهی و میگو و ملخ دارد، که احکام آنها در مسائل آینده ذکر می‌شود.[۱]

الف. صید حیوانات وحشی

ج۲، مسئله ۱۲۹۳. حیوانات به دو گروه «اهلی» و «وحشی» تقسیم می‌شوند و حلال شدن حیوان با صید و شکار، مخصوص حیوانات وحشى است.

منظور از «وحشی»، هر حیوان غیر اهلی است که انسان معمولاً بدون چاره‌اندیشی و به کار بردن ابزار، نمی‌تواند آن را به آسانی در اختیار گیرد مثل آهو، گوزن، کبک ‌و بز کوهی.

بنابراین، حیوانات حلال گوشت اهلى مانند گاو، گوسفند، شتر، مرغ با شکار حلال نمى‌شوند؛ مگر اینکه حیوان اهلى، وحشى شده باشد، که در این صورت در حکم حیوانات وحشی است.

ج۲، مسئله ۱۲۹۴. اگر حیوانی که در اصل وحشى بوده مانند آهو یا کبوتر، به سبب تربیت کردن اهلى گردد، با شکار حلال نمى‌شود.

ج۲، مسئله ۱۲۹۵. حیوان وحشی که توانایی فرار یا پرواز ندارد – مانند بچّۀ چهارپایان یا جوجۀ پرندگان وحشی یا حیوان وحشی زخمی شده که قدرت حرکت ندارد – با شکار حلال نمی‌شود.

بنابراین، اگر فرد به طرف کبوتر وحشی و جوجه‌اش تیراندازى کند و هر دو بمیرند، کبوتر حلال و جوجه حرام مى‌باشد.

شکار با سلاح

شرایط شکار با سلاح

ج۲، مسئله ۱۲۹۶. اگر حیوان حلال گوشت «وحشى»[۲] را با سلاح شکار کنند و بمیرد، با چند شرط، گوشت آن حلال و بدن آن پاک می‌باشد:

  • ۱. سلاح شکار، نوک‌تیز یا برنده و پاره کننده باشد؛
  • ۲. شکار کننده مسلمان باشد؛
  • ۳. شکار کننده در هنگام صید نام خداوند متعال را ببرد؛
  • ۴. بکار بردن سلاح، به قصد شکار باشد؛
  • ۵. فرصت کافی برای ذبح حیوان وجود نداشته باشد.

شرط اول: سلاح شکار «نوک تیز» یا «برنده و پاره کننده» باشد

ج۲، مسئله ۱۲۹۷. سلاح شکار باید مانند کارد، شمشیر و خنجر از سلاح‌های بُرنده یا سلاح نوک تیز مانند تیر و نیزه، از وسائلی باشد که بدن حیوان را پاره می‌کند؛

البتّه، در مورد سلاح بُرنده و نیز سلاح نوک‌تیزی که سرنیزه یا پیکان[۳] داشته باشد، همین که حیوان را بکشد کافی است، هرچند آن را مجروح نسازد.

امّا در سلاح نوک‌تیزی که سرنیزه و پیکان ندارد مثل مِعراض،[۴] شرط است که بدن حیوان را مجروح و پاره کند. بنابراین، اگر بدون ایجاد جراحت و بر اثر ضربه و سنگینی حیوان را بکشد، حلال نمی‌شود.

ج۲، مسئله ۱۲۹۸. سلاحی که در صید حیوان به کار می‌رود، لازم نیست از جنس آهن باشد، بلکه اگر از سایر فلزات باشد نیز کافی است.

ج۲، مسئله ۱۲۹۹. اگرحیوان حلال گوشت وحشی به وسیلۀ دام، تور، طناب یا چوب، سنگ، گُرز، میله و مانند اینها شکار شود و بمیرد پاک نمیشود و خوردن آن نیز حرام است.

همچنین، اگر با شیء نوک‌تیزى که عرفاً سلاح محسوب نمی‌شود مانند میخ، میلۀ بافتنی، چنگال، خار، سیخ کباب و مانند آن حیوان را شکار کنند، بنابر احتیاط واجب کافی نیست.

ج۲، مسئله ۱۳۰۰. اگر حیوان وحشی حلال گوشت با تفنگ شکار شود، در صورتی که گلولۀ آن در بدن حیوان نفوذ کرده و آن را پاره کند، پاک و حلال است، هرچند گلولۀ آن، تیز و مخروطى نباشد مانند ساچمه (گلوله‌های کروی شکل)؛

امّا اگر گلوله بدون آنکه در بدن حیوان فرو رود یا آن را مجروح کند، در اثر فشار یا حرارت حیوان را بکُشد، چنانچه نوک‌تیز باشد برای صید حیوان کافی است؛ در غیر این صورت – مثل ساچمۀ کروى شکل – بنابر احتیاط واجب، موجب حلال و پاک شدن حیوان نمی‌شود.

شایان ذکر است، گلوله‌ای که در صید حیوان به کار می‌رود لازم نیست از جنس آهن باشد، بلکه اگر از سایر فلزات باشد نیز کافی است.

ج۲، مسئله ۱۳۰۱. اگر علاوه بر سلاحی که در صید حیوان به کار رفته، عامل دیگری نیز در کشتن حیوان تأثیر داشته باشد، حیوان حلال نمى‌شود؛

بنابراین، چنانچه بعد از آنکه حیوانى تیر زده شد، در آب بیفتد یا از پرتگاه یا دیوار سقوط نماید و انسان بداند که حیوان به سبب هر دو – اصابت تیر و افتادن در آب یا سقوط از بلندى – جان داده است، حلال نمی‌باشد، بلکه اگر نداند که جان دادن آن فقط به سبب اصابت تیر بوده یا مستند به هر دو عامل بوده، نیز حلال نمیباشد؛

البتّه، اگر وزش باد باعث شتاب تیر گردد طوری که اگر باد نبود، تیر بدن حیوان را سوراخ نمى‌کرد یا اصلاً به حیوان نمى‌رسید اشکال ندارد. همچنین، اگر تیر ابتدا به زمین اصابت کند، سپس کمانه کرده و به شکار بخورد و آن را بکُشد، حیوان پاک و حلال است.

شرط دوّم: شکار کننده مسلمان باشد

ج۲، مسئله ۱۳۰۲. کسى که شکار میکند باید مسلمان باشد، چه مرد باشد و چه زن؛ همین طور، بچّۀ نابالغ مسلمان چنانچه ممیّز بوده[۵] و آشنا به کیفیّت صید و تذکیۀ حیوان باشد، می‌تواند شکار کند.

بنابراین، اگر کافر غیر کتابى و افرادی که در حکم کافر هستند مانند ناصبی‌ها حیوانى را شکار نمایند، آن شکار حلال نیست، بلکه کافر کتابى مثل فرد مسیحی یا یهودی نیز اگر حیوانى را شکار کند‌ – هرچند سایر شرایط صید را رعایت نماید – بنابر احتیاط واجب کافی نیست.

شرط سوّم: شکار کننده هنگام صید نام خداوند متعال را ببرد

ج۲، مسئله ۱۳۰۳. فردی که می‌خواهد حیوان وحشی را شکار نماید، باید در هنگام به کار بردن سلاح یا قبل از برخورد کردن به هدف، به نیّت صید شرعی، نام خداوند متعال را ببرد؛ منظور از نام خداوند متعال در مسألۀ «۱۲۶۸» بیان شد و اگر کسی غیر از صید کننده نام خداوند متعال را ببرد، کافی نیست.

ج۲، مسئله ۱۴۰۴. اگر شکار کننده عمداً نام خداوند را نبرد یا به خاطر جهل به حکم و ندانستن مسأله نام خدا را نبرد، آن شکار حرام مى‌شود؛ ولى اگر فراموش کند و نام خدا را نبرد، اشکال ندارد.

شرط چهارم: بکار بردن سلاح به قصد شکار باشد

ج۲، مسئله ۱۳۰۵. صید شرعی در صورتی محقّق می‌شود که فرد هنگام به کار بردن سلاح، قصد صید حیوان را داشته باشد. بنابراین، اگر بچّۀ غیر ممیّز یا فرد دیوانه یا مست حیوان را شکار نماید، کافی نیست.

همچنین، اگر فرد بدون قصد صید حیوان، مثلاً برای تمرین مهارت تیراندازی به سمت مکانی مشخّص نشانه‌گیری کند و اتّفاقاً تیر به حیوانى اصابت کند، کافی نیست.

ج۲، مسئله ۱۳۰۶. اگر فرد به قصد شکار آهو، به سمت آهوی معیّنی از گلۀ آهوها تیراندازی کند و به جای آن تیر به آهوی دیگری اصابت کرده و آن را بکشد، کافی است. همچنین، اگر علاوه بر آن آهو، تیر به آهوی دیگری نیز اصابت کرده و هر دو را بکشد، هر دوی آنها پاک و حلال می‌باشند.

شایان ذکر است، شرط حلال شدن صید آن است که صیّاد قصد صید کردن جنس آهو[۶] را داشته باشد، هرچند به‌طور خاص آهوی معیّنی را در نظر نداشته باشد.

شرط پنجم: فرصت کافی برای ذبح حیوان وجود نداشته باشد

ج۲، مسئله ۱۳۰۷. اگر حیوان وحشی بر اثر اصابت سلاح از حرکت باز ایستد و توانایی فرار کردن نداشته باشد، لازم است شکارچی با رعایت فوریّت عرفی خود را به حیوان برساند. در این صورت، چنانچه حیوان مرده باشد یا اگر زنده است وقت کافی برای ذبح شرعی آن نداشته نباشد، صید شرعی محقّق شده و حیوان پاک و حلال است؛ ولی چنانچه به اندازۀ ذبح شرعی وقت باشد، لازم است حیوان را ذبح کند، در غیر این صورت اگر حیوان بمیرد، حرام و نجس محسوب می‌شود.

شایان ذکر است، چنانچه شکارچی بداند فرصت کافی برای ذبح شرعی حیوان ندارد، هرچند خود را با شتاب به حیوان برساند، اقدام به این کار لازم نیست.

سایر مسائل شکار با اسلحه

ج۲، مسئله ۱۳۰۸. اگر دو نفر حیوان وحشی را شکار کنند و قتل حیوان عرفاً به هر دو نفر مستند باشد و یکى از آن دو نفر، شرایط صید شرعی را رعایت کند، ولى دیگرى رعایت نکند، مثلاً یکى از آن دو عمداً نام خداوند متعال را در موقع صید نبرد، آن حیوان پاک و حلال نمی‌شود.

ج۲، مسئله ۱۳۰۹. اگر با سلاح شکار مانند شمشیر، بعضى از اعضاى بدن حیوان وحشی مانند دست، پا، گوش یا قسمتی از سر جدا شود، عضو قطع شده نجس و حرام میباشد، ولى چنانچه آن حیوان را ذبح شرعی نمایند، باقیماندۀ بدن آن حیوان پاک و حلال مى‌شود؛

البتّه، اگر سلاح شکار – با رعایت شرایط گذشته – حیوان وحشی را دو قسمت کند و صیّاد وقتى به حیوان برسد که جان داده یا حیوان زنده باشد، ولى فرصت کافی برای ذبح شرعی آن نباشد، هر دو قسمت حلال است، هرچند محلّ قطع، گردن حیوان باشد و بریدن از بالای چهار مجرای گردن[۷] صورت گرفته باشد.

امّا اگر حیوان زنده بوده و به اندازۀ ذبح شرعی وقت باشد، قسمتى از بدن که سر و گردن ندارد، حرام و قسمتى از بدن که سر و گردن دارد، اگر آن را به صورت شرعی ذبح نمایند، حلال و پاک می‌شود.

ج۲، مسئله ۱۳۱۰. اگر بدون رعایت شرایط صید مثلاً با چوب، میله، سنگ، یا شیء دیگرى که شکار کردن با آن صحیح نیست حیوانى را دو قسمت کنند، قسمتى از بدن که سر و گردن ندارد نجس و حرام است و قسمتى از بدن که سر و گردن دارد، اگر زنده باشد و آن را به صورت شرعی ذبح نمایند، حلال و پاک می‌شود.

شکار با سگ شکارى

شرایط شکار با سگ شکاری

ج۲، مسئله ۱۳۱۱. اگر «سگ شکارى»، حیوان «حلال گوشت وحشى»[۸] را شکار کند، پاک بودن و حلال بودن آن حیوان شش شرط دارد، که عبارت است از:

  • ۱. سگ تعلیم دیده باشد؛
  • ۲. سگ به دستور صاحبش به سمت شکار برود؛
  • ۳. حیوان به سبب گاز گرفتن سگ بمیرد؛
  • ۴. کسی که سگ را به سمت شکار می‌فرستد، مسلمان باشد؛
  • ۵. کسی که سگ را می‌فرستد در هنگام فرستادن سگ یا قبل از آنکه به شکار برسد، نام خداوند متعال را ببرد؛
  • ۶. فرصت کافی برای ذبح شرعی حیوان وجود نداشته باشد.

شرط اوّل: سگ تعلیم دیده باشد

ج۲، مسئله ۱۳۱۲. سگ شکاری باید طورى تربیت شده باشد که هر وقت آن را براى شکار کردن بفرستند، برود و هر وقت از رفتنش جلوگیرى کنند، بایستد؛ ولى اگر پس از نزدیک شدن به شکار و دیدن آن، از صاحبش اطاعت نکند ضرر ندارد.

ج۲، مسئله ۱۳۱۳. اگر عادت سگ شکاری این باشد که پیش از رسیدن صاحبش از حیوانی که شکار کرده میخورد یا عادت به خوردن‌ خون آن داشته باشد، اشکال ندارد؛ ولى بنابر احتیاط واجب، لازم است عادتش چنین باشد که اگر صاحبش خواست حیوان شکار شده را از او بگیرد، ممانعت و ستیز نکند.

شرط دوّم: سگ به دستور صاحبش به سمت شکار برود

ج۲، مسئله ۱۳۱۴. سگ شکاری باید به دستور صاحبش به سمت شکار برود.

بنابراین، اگر از جانب خود دنبال شکار برود و حیوانى را شکار کند، خوردن آن حیوان حرام است، بلکه اگر از پیش خود دنبال شکار رود و بعداً صاحبش بانگ بزند تا زودتر آن را به شکار برساند، هرچند به سبب صداى صاحبش شتاب کند، بنابر احتیاط واجب باید از خوردن آن شکار اجتناب شود؛

مگر آنکه صاحب سگ ابتدا سگ شکاری را از حرکت به سمت صید باز دارد و بعد از توقّف، آن را مجدّداً به سمت صید بفرستد.

شرط سوّم: حیوان به سبب گاز گرفتن سگ بمیرد

ج۲، مسئله ۱۳۱۵. سبب مرگ حیوان شکار شده – در صورتی که با شکار سگ بمیرد – باید از زخمی باشد که از گاز گرفتن سگ پیدا شده است.

بنابراین، اگر سگ شکاری شکار را خفه کند، یا شکار از دویدن یا ترس بمیرد، یا به سبب افتادن در آب یا سقوط از پرتگاه بمیرد، حلال نیست.

شرط چهارم: کسی که سگ را به سمت شکار می‌فرستد مسلمان باشد

توضیح شرط فوق، مشابه شرایط شکار با سلاح (شرط دوّم، سوّم و پنجم) می‌باشد.

شرط پنجم: کسی که سگ را برای شکار می‌فرستد، هنگام فرستادن سگ یا قبل از آنکه سگ به شکار برسد نام خداوند متعال را ببرد

توضیح شرط فوق، مشابه شرایط شکار با سلاح (شرط دوّم، سوّم و پنجم) می‌باشد.

شرط ششم: فرصت کافی برای ذبح شرعی حیوان شکار شده نباشد

توضیح شرط فوق، مشابه شرایط شکار با سلاح (شرط دوّم، سوّم و پنجم) می‌باشد.

سایر مسائل شکار با سگ شکاری

ج۲، مسئله ۱۳۱۶. کسى که سگ شکاری را فرستاده، اگر وقتى برسد که بتواند حیوان را ذبح شرعی نماید، چنانچه به سبب تهیّۀ مقدّمات آن به‌طور متعارف – مانند بیرون آوردن کارد و برطرف کردن پشم یا موی حیوان از گلو جهت ذبح – وقت بگذرد و آن حیوان بمیرد، حلال است؛

ولى اگر وسیله‌ای همراه او نباشد که با آن سر حیوان را ببُرد و حیوان بمیرد، بنابر احتیاط واجب حلال نمیشود؛ البتّه، در این حال اگر آن حیوان را رها کند که سگ آن را با گاز گرفتن بکشد، حلال میشود.

ج۲، مسئله ۱۳۱۷. اگر فرد شک کند مرگ حیوان شکار شده مستند به جراحت و گاز گرفتن سگ بوده یا به سبب دیگر، کافی نیست؛

البتّه، اگر اماره و نشانۀ عرفى وجود داشته باشد بر اینکه مرگ شکار بر اثر جراحت حاصل از گاز گرفتن سگ بوده کافی است، هرچند از آن نشانه، اطمینان حاصل نشود.

ج۲، مسئله ۱۳۱۸. اگر فردی چند سگ تعلیم دیده را به سمت شکار بفرستد یا چند نفر با هم یک یا چند سگ را به دنبال شکار بفرستند و با هم حیوان را شکار کنند، چنانچه یکى از سگ‌ها شرایطی را که قبلاً ذکر شد دارا نباشد – مثل اینکه تربیت شده نباشد یا یکى از شکارچیان عمداً نام خداوند متعال را نبرد – حیوان شکار شده حرام است؛

مگر اینکه مرگ حیوان شکار شده، عرفاً مستند به سگ یا سگ‌هایی باشد که خود آنها و فرستندگان آنها دارای تمام شرایط صید باشند و سگ‌های دیگر، تأثیر در کشتن حیوان نداشته باشند.

ج۲، مسئله ۱۳۱۹. اگر فرد به قصد شکار آهو، سگ شکاری را به سمت آهوی معیّنی از گلۀ آهوها بفرستد ولی‌آن سگ آهوی دیگری را شکار نماید، کافی است. همچنین، اگر علاوه بر آن آهو، آهوی دیگری را نیز شکار نماید، هر دوی آنها پاک و حلال می‌باشند.

شایان ذکر است، شرط حلال شدن صید آن است که صیّاد قصد صید کردن جنس آهو[۹] را داشته باشد، هرچند به‌طور خاص آهوی معیّنی را در نظر نداشته باشد.

ج۲، مسئله ۱۳۲۰. اگر باز یا حیوان دیگرى غیر سگ شکارى، حیوان وحشی را شکار کند، آن شکار حلال نمی‌شود؛ مگر آنکه موقعی برسند که حیوان زنده باشد و آن را با شرایطی که قبلاً ذکر شد ذبح شرعی نمایند.

ج۲، مسئله ۱۳۲۱. اگر فردی با سگ شکاری یا اسلحۀ غصبى، حیوان وحشی را با رعایت شرایط صید شکار کند، شکار پاک و حلال است و مال خود او میشود؛

البتّه، در این صورت علاوه بر اینکه گناه کرده، باید اجرت معمول (اجرت المثل) استفاده از اسلحه یا سگ شکاری را به صاحبش بدهد.

ب. صید ماهی‌ها و میگو

ج۲، مسئله ۱۳۲۲. اگر «ماهى حلال گوشت»[۱۰] و «میگو»[۱۱] را زنده از آب بگیرند[۱۲] و بیرون آب جان دهد، پاک و خوردن آن حلال است؛

امّا چنانچه در آب بمیرد، هرچند پاک است، ولى خوردن آن حرام میباشد؛ مگر اینکه در وسیلۀ صید مثل تور ماهی‌گیری[۱۳] بمیرد که در این صورت خوردنش حلال است، هرچند درون آب مرده باشد.[۱۴]

ج۲، مسئله ۱۳۲۳. اگر ماهى از آب بیرون بیفتد، یا موج آن را بیرون بیندازد، یا آب فرو رود و ماهى در خشکى بماند، چنانچه پیش از آنکه بمیرد، با دست یا به وسیلۀ دیگر گرفته شود، در حکم صید محسوب شده و حلال است و اگر قبل از گرفته شدن بمیرد حرام می‌باشد.

ج۲، مسئله ۱۳۲۴. اگر ماهی داخل قایق یا کشتی بپرد یا در اثر موج آب داخل آن بیفتد، چنانچه پیش از آنکه بمیرد، با دست یا به وسیلۀ دیگر گرفته شود، حلال است و اگر قبل از آن بمیرد حرام می‌باشد؛

البتّه، اگر قصد صاحب قایق یا کشتی آن باشد که با قایق یا کشتی ماهی شکار کند و بعضی از کارهایی که موجب شکار باشد را انجام دهد، مثل آنکه قایق را در محلّ اجتماع ماهیان زنده قرار دهد و آن را طوری براند که موجب افتادن ماهی‌ها به داخل آن شود، این کار به منزله خارج کردن ماهی از آب است و ماهی‌ای که بدین شیوه صید شده حلال است.

ج۲، مسئله ۱۳۲۵. اگر صیّاد تور ماهی‌گیری را از آب خارج نماید و مشاهده نماید که ماهی داخل آن مرده است، چنانچه اجمالاً بداند ماهی بعد از ورود به تور ماهی‌گیری یا پس از آن هنگام بیرون آوردن از آب مرده، حلال است، ولی اگر شک کند که ماهی قبل از وارد شدن به تور مرده[۱۵] یا بعد از آن، خوردن آن حرام است.

همچنین، اگر صیّاد با دست ماهی را از آب صید نماید و ببیند ماهی مرده است، چنانچه شک نماید که ماهی داخل آب مرده یا پس از بیرون آوردن از آب، خوردن ماهی مذکور حرام است.‌[۱۶]

ج۲، مسئله ۱۳۲۶. اگر ماهی به وسیله‌اى مانند سمّ[۱۷] یا برق گرفتگی داخل آب بمیرد، حرام محسوب می‌شود؛ البتّه چنانچه قبل از مردن، آن را از آب خارج کنند و بیرون آب یا درون وسیلۀ صید مانند تور ماهی‌گیری بمیرد، حلال است.

شایان ذکر است، اگر استفاده از شیوۀ مذکور برای صید ماهی موجب از بین رفتن حیوانات دریازی زیادی شده و نوعی ضرر به محیط زیست و ثروت ملّی یا عمومی مسلمانان باشد، جایز نیست. همچنین، اگر این امر خلاف قانون باشد، اجازه داده نمی‌شود.

ج۲، مسئله ۱۳۲۷. فردی که ماهى را صید میکند، لازم نیست مسلمان باشد و در هنگام صید نام خداوند متعال را ببرد، ولی باید قصد صید داشته باشد. بنابراین، اگر بچۀ غیر ممیّز ماهی را از آب دریا صید نماید، یا ماهی – خود – از آب دریا به ساحل بیرون پریده و بمیرد، خوردن آن حرام است.

شایان ذکر است، ماهی مملوک (ماهی که ملک و مال فردی می‌باشد) در حوض، تُنگ آب، آکواریوم و مانند آن، مورد صید نیست و گرفتن آن از آب عرفاً «صید» نامیده نمی‌شود؛ ولی برای حلال شدن آن کافی است آن را از آب خارج کرده و بیرون آب بمیرد یا آب موجود در حوض و مانند آن را تخلیه کرده، طوری که ماهی بیرون آب بمیرد.

ج۲، مسئله ۱۳۲۹. اگر انسان ماهی را زنده از آب بگیرد، سپس آن را در همان آب یا آب دیگری رها نماید و در داخل آب بمیرد حرام محسوب می‌شود؛ مگر اینکه در وسیلۀ صید مثل تور ماهی‌گیری در آب بمیرد که در این صورت خوردنش حلال است.

ج. صید ملخ

ج۲، مسئله ۱۳۲۹. اگر ملخی را که بال در آورده[۱۸] با دست یا به وسیلۀ دیگرى زنده بگیرند، بعد از جان دادن، خوردن تمام اجزای آن حلال است؛ امّا بنابر احتیاط واجب، باید از خوردن فضلۀ آن اجتناب شود؛ البتّه فضلۀ داخل بدن ملخ که همراه آن خورده می‌شود حرام نیست.

شایان ذکر است، مسلمان بودن کسی که ملخ را می‌گیرد و ذکر نام خداوند متعال هنگام گرفتن آن لازم نیست.

[۱] البتّه صید حیوانات خشکزی«حرم مکّه» بنابر فتویٰ و «حرم مدینه» بنابر احتیاط واجب جایز نیست، هرچند شرایط تذکیهٔ صید که در این مبحث ذکر می شود رعایت شده باشد. این حکم، شامل حیواناتی که هم خشکی وهم در آب زندگی می کند(حیوانات وحشی دوزیست) نیز می شود ولی شامل حیواناتی که فقط آبزی هستند ـ مانند ماهی ـ نمی شود
[۲] . اگر حیوان حرام گوشتی که قابلیّت تذکیه دارد با سلاح – با رعایت شرایط فوق – صید شود، تذکیه محقّق می‌شود و اثر آن پاکی بدن حیوان است، ولی خوردن آن حرام است
[۳] . پیکان فلزّی نوک تیز که بر سر تیر و نیزه و مانند آن نصب می‌کنند و در لغت عربی «نَصْل» نامیده می‌شود
[۴] . «مِعراض»، سلاح چوبی است که دو سر آن نوک تیز و وسط ‌آن ضخیم می‌باشد.
[۵] . معنای ممیّز در اینجا، مشابه آن است که در صفحۀ «۵۳۰»، پاورقی «۲» ذکر شد.
[۶] . یعنی قصدش شکار آهوی خاصّی نبوده، بلکه به‌طور کلّی می‌خواسته آهو صید کند. همین حکم، در موردی که قصد فرد صید جنس حیوان وحشی بوده نه خصوص آهو نیز جاری است
[۷] . منظور، چهار عضوی است که بریدن آنها در هنگام ذبح بنابر فتویٰ یا احتیاط، لازم است که توضیح آن در مسألۀ «۱۲۵۱» ذکر شد
[۸] . همان طور که در مسألۀ «۱۲۴۱»بیان شد، اگر حیوان حرام گوشتی که قابلیّت تذکیه دارد با سگ شکاری – با رعایت شرایط فوق – صید شود، تذکیۀ آن و به تبع پاک بودن بدن حیوان محلّ اشکال است و خوردن آن بنابر فتویٰ حرام است
[۹] . یعنی قصدش شکار آهوی خاصّی نبوده، بلکه به‌طور کلّی می‌خواسته آهو صید کند. همین حکم، در موردی که قصد فرد صید جنس حیوان وحشی بوده نه خصوص آهو نیز جاری است؛ البتّه، همان طور که در مسألۀ «۱۲۴۱»بیان شد، تذکیۀ حیوان وحشی حرام گوشت با سگ شکاری تعلیم دیده محلّ اشکال است
[۱۰] . معیار حلال یا حرام گوشت بودن ماهی‌ها در مسألۀ «۱۳۳۱» ذکر می‌شود و احکامی که در ادامه ذکر می‌شود، در مورد ماهی حلال گوشت است
[۱۱] . احکام صید میگو، همانند احکام صید ماهی می‌باشد.
[۱۲] . با دست یا قلّاب ماهی‌گیری یا تور ماهی‌گیری و غیر آن.
[۱۳] . یا مثل حصاری که داخل آب با چوب، نی، خار و مانند آن جهت صید ماهی درست می‌کنند. حصار مذکور در زبان عربی، «حظیره» نامیده می‌شود
[۱۴] . همین طور، اگر ماهی زنده با قلّاب ماهی‌گیری صید شود، ولی قبل از خارج کردن قلّاب از آب ماهی بمیرد، حلال است
[۱۵] . مانند اینکه در اثر آلودگی آب به مواد شیمیایی یا سمّ مرده است.
[۱۶] . در هر دو مثال فرق ندارد که زمان ورود به تور یا گرفتن ماهی از آب معلوم باشد یا زمان موت ماهی، یا آنکه هر دو نامعلوم باشند
[۱۷] . خوردن ماهی‌ای که در صید آن از سمّ استفاده شده، چنانچه ضرر شدید (ضرر فوق‌العاده و مهمّ) برای بدن داشته باشد جایز نیست. همچنین، عرضۀ آن به دیگران برای خوردن، در صورتی که ضرر قابل توجّه برای آنان داشته باشد، هرچند ضرر کلّی نباشد، بدون اطلاع دادن به آنان جایز نمی‌باشد
[۱۸] . خوردن ملخی که بال در نیاورده یا هنوز نمی‌تواند پرواز کند حرام است.
به بالای صفحه بردن