مباحث مقدّماتی معاملات

[۱] [۲]

اهمیّت کسب و کار حلال

در دین اسلام سفارش زیادی به کسب و کار و تلاش، برای به دست آوردن روزی حلال شده است؛

از امام کاظم(علیه السلام) نقل شده که فرمودند:

«هر کس رزق و روزی را از راه حلال به دست آورد تا آن را به مصرف خود و خانواده‌اش برساند، مانند کسی است که در راه خدا جهاد می‌کند».[۱]

از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «عبادت هفتاد جزء دارد که افضل و برترین آنها، طلب روزی حلال است».[۲]

در این رابطه، در حدیث نقل شده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

«… ای اباذر، نمی‌شود فردی را از متّقین به حساب آورد مگر آنکه محاسبۀ نفس کند، سخت‌تر از محاسبۀ شریک نسبت به شریکش، تا اینکه بداند خوردن او از کجاست، آشامیدن او از کجاست و پوشش او از کجاست. آیا از طریق حلال تهیه شده یا از راه حرام به دست آمده است…».[۳]

روایت شده که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «همانا دوست‌دار و پیرو علی(علیه السلام) جز حلال نمی‌خورد؛ زیرا رهبرش (علیّ بن ابی طالب(علیه السلام) ) چنین زندگی کرده است…».[۴]

از امام کاظم(علیه السلام) از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) روایت شده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «در روز قیامت، بنده قدم از قدم بر ندارد تا آنکه از چهار مورد بازپرسی شود، از عمرش که در چه راهی گذرانده است، از جوانیش که به چه راهی صرف کرده است، از مالش که از کجا کسب کرده و در چه راهی هزینه کرده است و از دوستی ما اهل بیت‌(علیهم السلام) ».[۵]

از امیر المؤمنین(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «بر تو باد به پایبندی به استفاده از حلال و نیکو احسان کردن به خانواده و به یاد خدا بودن در همه حال».[۶]

در حدیث است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «هر کس از دست‌رنج خودش از طریق حلال بخورد، درهای بهشت به روی او باز خواهد شد و از هر در که بخواهد وارد بهشت می-شود».[۷]

از امام صادق(علیه السلام) از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) نقل شده که رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «کسی که شب را با تنی خسته از طلب حلال بخوابد، خداوند گناه او را می‌آمرزد».[۸]

نیز روایت شده که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «هر کس دوست ندارد مالی از راه حلال گرد آورد تا با آن آبروی خود را حفظ کند و بدهی خویش را ادا نماید و به خویشان خود احسان و نیکی کند، خیری در او نیست».[۹]

نیز نقل است که امام صادق(علیه السلام) غلام خود، مصادِف را فرا خواندند و هزار دینار به او دادند و فرمودند: «آماده شو که (برای تجارت) به مصر بروی، چون عائله‌ام زیاد شده است، او نیز اجناسی را خریداری کرد و همراه جمعی از تجّار به سمت مصر حرکت کرد.

وقتی به مصر نزدیک شدند، با کاروانی که از مصر خارج شده بود روبرو شدند، از آنان دربارۀ ارزش آن کالا در بازار مصر پرسیدند، آن کالا از نیازمندی‌های عامّۀ مردم محسوب می‌شد، آنان در پاسخ گفتند: کالاهای آنها در مصر کمیاب است، آنان با هم پیمان بستند و هم قسم شدند که کالاهای خود را به کمتر از دو برابر قیمت خرید، نفروشند. سرانجام پس از فروش کالا و گرفتن پول خود، با سود خوبی به مدینه برگشتند.

مصادف با دو کیسه، که در هر یک هزار دینار بود، خدمت امام صادق(علیه السلام) رسید و عرض کرد: فدایت شوم این کیسه اصل سرمایه است و این یکی سود آن.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: این سود زیادی است، با کالاها چه کردی؟مصادف برای امام(علیه السلام) توضیح داد که چه کردند و چگونه با یکدیگر هم قسم و هم پیمان شدند.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: سبحان اللّه، علیه گروهی از مسلمانان هم قسم و هم پیمان می‌شوید که کالای خود را به آنان به کمتر از دو برابر قیمت خرید نفروشید؟

آن گاه حضرت(علیه السلام) یکی از دو کیسه را گرفتند و فرمودند: این هزار دینار اصل سرمایه من است و ما را به این سود (هزار دینار دیگر) نیازی نیست. آن گاه فرمودند: ای مصادف! پیکار با شمشیر، از به دست آوردن مال حلال آسان‌تر است».[۱۰]

پرهیز از درآمدهای نامشروع و مذمّت حرام‌خواری

خداوند متعال در قرآن کریم دربارۀ پرهیز از درآمدهای نامشروع می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا ‌تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْکُمْ…»؛[۱۱] اى کسانى که ایمان آورده‌اید، اموال یکدیگر را به باطل (به ناحقّ و از طریق غیر مشروع) نخورید، مگر آن که تجارتى باشد که هر دو طرف بدان رضایت داده باشید.

در روایات اهل بیت(علیهم السلام) ، آثار سوء و بدی برای حرام‌خواری ذکر شده است، از جملۀ آنها بی‌برکتی در اموال، عدم قبولی عبادات، عدم اجابت دعا، قساوت قلب و تأثیر منفی در نسل است.

در مذمّت حرام‌خواری از پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده که فرمودند: «عبادت کردن با وجود حرام‌خوارى، مانند ساختن بنایى است بر روى شن» (و در نقلی: مانند ساختن بنایی بر روى آب است).[۱۲]

در حدیث دیگر نقل شده که آن حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «همانا رد کردن یک دانق حرام[۱۳] نزد خداوند متعال برابر است با هفتاد هزار حج قبول شده».[۱۴]

منقول است هنگامى که عمر بن سعد سپاهیان خود را براى جنگ با حضرت ابا عبداللّه الحسین(علیه السلام) و اصحابش(علیهم السلام) آماده کرد و از هر سو آن حضرت(علیه السلام) را در محاصره گرفتند، امام حسین(علیه السلام) به سوى دشمن بیرون آمدند و آنان را به سکوت دعوت کردند، امّا خاموش نشدند، خطاب به آنان فرمودند:

«واى بر شما! شما را چه زیان که به من گوش دهید و گفتار مرا که به راه رشد و سعادت فرا مى‌خوانم بشنوید، هر کس از من پیروی کند از هدایت شدگان است و هر کس مخالفت ورزد از هلاک شدگان است و همۀ شما از من نافرمانى مى‌کنید و به سخنان من گوش نمى‌دهید؛ زیرا شکم‌هایتان از حرام پُر شده و بر دل‌هایتان مُهر (غفلت) خورده است…».[۱۵]

روایت شده که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: کسب حرام آثارش در ذرّیّه (فرزندان و نسل) آشکار می‌شود.[۱۶]

از امام صادق(علیه السلام) در مورد آیۀ «وَقَدِمْنا إِلى‌ ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً»[۱۷] سؤال شد، حضرت(علیه السلام) فرمودند: به خدا قسم آنان کسانی هستند که اعمالشان از پارچه‌های کتان قبطی سپیدتر بود، امّا چون به حرامی بر می‌خوردند، از آن خودداری نمی‌کردند.[۱۸]

ابو حمزۀ ثمالی از امام باقر(علیه السلام) نقل می‌کند که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) در خطبۀ حجّة الوداع فرمودند: «آگاه باشید همانا روح الامین (جبرئیل) به من خبر داد که هیچ کس نمیرد تا رزق و روزیش را به‌طور کامل دریافت کند، پس از خدا بترسید و در طلب رزق و روزی میانه‌روی نمایید و دیر رسیدن روزی شما را وادار نکند که آن را از راه معصیت خدا (راه غیر حلال) طلب کنید، چون خداوند متعال روزی‌ها را بین خلق خود به‌طور حلال تقسیم کرده و آن را از راه حرام قسمت نکرده است، پس کسی که تقوی پیشه کند و صبر نماید، خداوند متعال رزق و روزی او را از راه حلال نصیبش می‌نماید و کسی که پرده‌دری کند و شتاب‌زده عمل نماید و آن را از راه غیر حلال به دست آورد، از رزق حلالی که برای او در نظر گرفته شده، همان مقدار کم می‌شود و در روز قیامت نیز به خاطر کسب حرام، مورد محاسبه و بازخواست قرار می‌گیرد».[۱۹]

فضیلت داشتن شغل و پیشه و بی نیازی از مردم و مذمّت ترک آن

در حدیث نقل شده که پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «خداوند متعال بندۀ مؤمن شاغل را دوست دارد».[۲۰]

روایت شده که امیر المؤمنین(علیه السلام) فرمودند: «به تجارت پردازید، که آن شما را از آنچه در دست مردم است بى‌نیاز مى‌گرداند و خداوند عزّ و جلّ بندۀ پیشه‌ور امین را دوست دارد…».[۲۱]

در حدیثی دیگر نقل شده که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «کسی که از راه حلال مال دنیا را طلب می‌کند تا از درخواست از مردم بی‌نیاز شده و در تأمین نفقات خانوادۀ خویش کوشا باشد و از روی مهر و عطوفت به همسایگان خود رسیدگی نماید، در روز قیامت در حالی که چهره‌اش مانند ماه شب چهارده می‌درخشد خداوند متعال را ملاقات می‌کند».[۲۲]

در نقل است مردی نزد امام صادق(علیه السلام) آمد و گفت: من نه می‌توانم به خوبی با دست خود کار کنم و نه تجارت نمایم و مردی کم روزی و نیازمندم. امام صادق(علیه السلام) به او فرمودند: «کار کن و بار بر سر خود حمل کن (و این زحمت را برای طلب رزق و روزی تحمّل کن) و از دیگران بی‌نیاز باش…».[۲۳]

معلّى بن خنیس می‌گوید: امام صادق(علیه السلام) مرا دید که در رفتن به بازار دیر کرده بودم، فرمودند: «صبح زود سراغ عزّت خود برو».[۲۴]

نیز روایت شده امام کاظم(علیه السلام) هنگامی که در زمین مشغول کار بودند و پای مبارکشان از عرق خیس شده بود، فرمودند:

«… پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) و امیر المؤمنین(علیه السلام) و پدران من(علیهم السلام) همه با دست خود کار می‌کردند و این شیوۀ پیامبران و مرسلین و جانشینان آنان(علیهم السلام) و صالحان است».[۲۵]

به نقل از ابن عبّاس چنین آمده است: «پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) هر گاه به کسى نگاه مى‌کرد و از او خوشش مى‌آمد، مى‌فرمودند: شغلى هم دارد؟ اگر مى‌گفتند: نه، مى‌فرمودند: از چشمم افتاد. عرض مى‌شد: چرا اى رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) ؟ مى‌فرمودند: زیرا اگر مؤمن شغل و حرفه‌اى نداشته باشد، دین خود را وسیلۀ امرار معاشش مى‌کند».[۲۶]

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمودند: «مردى از اصحاب پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) در مضیقۀ مالی قرار گرفت، همسرش به او گفت: ای کاش به محضر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) می‌رفتى و از او درخواست کمک می‌نمودی. مرد به حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) رفت. چون حضرت او را دیدند، فرمودند: هر کس از ما کمک بخواهد به او عطا کنیم و هر کس بى‌نیازى جوید خداوند متعال او را بى‌نیاز کند، مرد پیش خود فکر کرد مقصود پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) من هستم، پس (بدون اینکه سخنی بگوید) نزد همسرش برگشت و ماجرا را برای وی بازگو کرد.

همسرش از او خواست محضر رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) برود و ایشان را از وضع زندگی خود آگاه کند، مرد برای بار دوّم به حضور پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) رفت و چون حضرت او را دید (قبل از اینکه حرفی بزند) فرمودند: هر کس از ما کمک بخواهد به او عطا کنیم و هر کس بى‌نیازى جوید خداوند متعال او را بى‌نیاز کند، باز هم مرد بدون اظهار حاجت به خانه برگشت، برای سومین بار نیز محضر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) مشرّف شد و اتّفاق سابق تکرار شد، وقتی از محضر حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) بیرون آمد، تبری عاریه کرد و به کوه رفت و قدرى هیزم برید و آورد و به نیم مُدّ آرد فروخت، فردا هم رفت و هیزم بیشتری جمع کرد و فروخت، باز هم به کارش ادامه داد و درآمدش را اندوخته نمود تا خودش تبری خرید، و به تدریج صاحب دو شتر و غلام شد و ثروتمند و بى‌نیاز گشت.

روزی محضر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) شرفیاب شد و به حضرت گزارش داد که چگونه سؤال کرده و چه از ایشان شنیده است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «من که به تو گفتم: هر کس از ما کمک بخواهد به او عطا کنیم و هر کس بى‌نیازى جوید خداوند متعال او را بى‌نیاز خواهد نمود».[۲۷]

در حدیث نقل شده که امام صادق(علیه السلام) از کار معاذ کرباس فروش جویا شدند، عرض شد: ترک تجارت کرده است.

حضرت فرمودند: «کار شیطان است، کار شیطان است، کسى که تجارت را رها کند، دو سوّم عقلش از دست رفته است، آیا نمى‌داند که کاروانى از شام آمد و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) از آن کالا خریدند و با آنها تجارت کردند و سودى بردند و با آن وام خود را پرداختند».[۲۸]

راوى حدیث گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) نشسته بودیم که علاء بن کامل وارد شد و رو به روى آن حضرت(علیه السلام) نشست و عرض کرد: دعا کنید تا خدا به من رزق و روزی وسیع بدهد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «من براى این دعا نمیکنم، دنبال کار برو، چنان که خداوند متعال به تو امر کرده است (و از راه کار و کوشش به زندگى خود بپرداز)».[۲۹]

در روایتی از امام باقر(علیه السلام) چنین نقل شده که فرمودند: «من نمی‌پسندم برای مرد که در کار دنیای خود کسل و تنبل باشد و هر کس در کار دنیای خویش کسل و تنبل باشد، در امر آخرت خود تنبل‌تر و سست‌تر خواهد بود».[۳۰]

اهمیّت دادن به اقلّ امکانات در مسیر فعالیّت اقتصادی

در حدیث نقل شده که یکى از انصار را نیازى پیش آمد و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) را از آن آگاه ساخت، حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «هر چه در خانه دارى بیاور و چیزى را بیارزش نشمار». آن انصارى به خانه‌اش رفت، زیر‌انداز[۳۱] و کاسه‌ای را با خود آورد.

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «چه کسی اینها را میخرد؟» مردى گفت: آنها را به یک درهم خریدارم.

حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «چه کسی بیشتر میخرد؟» مردى گفت: به دو درهم، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «مال تو».

آن گاه به مرد انصارى فرمودند: «با یک درهم طعامى براى خانواده‌ات فراهم ساز و با درهم دیگر تبرى[۳۲] خریداری کن».

و چون آن مرد تبر را با خود آورد، فرمودند: «چه کسی دسته‌اى براى این تبر دارد؟»، یکى از حاضران گفت: من.

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) آن را گرفت و با دست خود آن را در تبر محکم کرد و به انصارى فرمودند: «برو هیزم جمع کن و هیچ خارى و تر و خشکى را اندک نشمار (و همه را بردار)».

آن مرد چنین کرد و پس از پانزده روز آمد و وضع زندگیش خوب شده بود.

پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «این براى تو نیکوتر از آن است که روز قیامت در حالى وارد محشر شوى که بر صورتت لکّه‌هاى صدقه (که از مردم گرفته‌اى) دیده شود».[۳۳]

فضیلت تجارت

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که امیر المؤمنین(علیه السلام) فرمودند: «تجارت نمایید، خداوند به شما برکت دهد، از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) شنیدم که فرمودند: رزق و روزی ده قسمت است و نه قسمت آن در تجارت است و یک قسمت آن در غیر تجارت می-باشد».[۳۴]

روایت شده که امام صادق(علیه السلام) به مردی ۱۷۰۰ دینار به عنوان مضاربه دادند و فرمودند: «با این پول برای من تجارت کن، آگاه باش من رغبت و علاقه‌ای به سود حاصل از آن ندارم، هرچند امید است این سرمایه سود دهد، ولی (این پول را از این نظر در اختیار تو گذاشتم که) دوست دارم خداوند متعال مرا در حالی که پول را راکد نگذاشته و در جریان کار و تحصیل فایده قرار داده‌ام، ببیند. راوی می‌ گوید: پس از مدّتی حضرتش را دیدم و عرض کردم: ۱۰۰‌ دینار برای شمــا در آن ســود کــردم، امام صادق(علیه السلام) بسیارخوشحال شدند و فرمودند: آن را به سرمایه‌ام اضافه نما…».[۳۵]

فضیلت کشاورزی و زراعت

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمودند: «کشاورزان، گنج‌های خداوند متعال در روی زمین می‌باشند و در میان کارها، هیچ کاری در نزد خداوند متعال محبوب‌تر از زراعت نیست…».[۳۶]

نیز در حدیث دیگری نقل شده که آن حضرت(علیه السلام) فرمودند: «… زراعت کنید و درخت بکارید، به خدا سوگند، عملی حلال‌تر و پاکیزه‌تر از آنها را مردم انجام نداده‌اند…».[۳۷]

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده که فرمودند: «… هیچ مسلمانی نیست که نهالی بنشاند یا زراعتی بکارد و از آن انسان یا پرنده یا حیوانی بخورد، مگر اینکه برای او به واسطۀ آن تا روز قیامت صدقه نوشته شود».[۳۸]

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) سؤال شد: بهترین دارایی کدام است؟ حضرت(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «بذری که صاحبش آن را بکارد و آن بذر را خوب به عمل آورد و روز برداشت، حقّش (حقوق شرعیه‌اش) را بپردازد».[۳۹]

در حدیث است که امیر المؤمنین(علیه السلام) فرمودند: «مردمی که با داشتن آب و خاک، محتاج هستند، از رحمت خداوند به دور می‌باشند».[۴۰]

اهمیّت فراگیری مسائل کسب و کار و معاملات و عمل به آن

از آنجا که کسب و کار و انجام معاملات، دارای احکام و مسائل مفصّل و دقیقی است و نیاموختن آنها در بعضی از موارد، باعث مبتلا شدن به انجام حرام یا ترک واجب می‌شود، بنابراین آشنایی با مسائل آن از اهمیّت ویژه‌ای برخوردار است. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است:

«کسی که قصد تجارت دارد، باید احکام دین خود را بیاموزد تا حلال را از حرام تشخیص دهد؛ در غیر این صورت، در دام شبهات گرفتار می‌شود».[۴۱]

روایت شده که امیر المؤمنین(علیه السلام) تاجران و کَسَبه را مخاطب ساخته و به آنان فرمودند: «یا مَعْشَرَ التُّجَّارِ الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ، الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَر…»؛ ای گروه تجّار، نخست احکام و مسائل شرعی را یاد بگیرید سپس به تجارت مشغول شوید و این مطلب را سه مرتبه تکرار کردند… .[۴۲]

نیز نقل شده که امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «امیرالمؤمنین(علیه السلام) صبحگاهان در یک یک بازارهای کوفه گردش می‌کردند و به هر یک از آن بازارها که می‌رسیدند، می‌ایستادند و خطاب به آنان می‌فرمودند:

ای گروه تجّار، قبل از شروع در کسب و کار، از خداوند متعال خیر و برکت را بخواهید و با آسان‌گیری در معامله از خداوند متعال برکت بجویید، به خریداران نزدیک شوید و خود را با زیور حِلْم و بردباری آراسته کنید و از قَسَم خوردن بپرهیزید و از دروغ گفتن دوری کنید و از ظلم و اِجْحاف جدّاً پرهیز نمایید و با مظلومان به انصاف و عدالت رفتار کنید و هرگز به ربا‌خواری نزدیک نشوید و پیمانه و میزان را مراعات کنید و حقّ مردم را کم نگذارید و در راه فساد و تباهی هرگز گام نگذارید و به این ترتیب در تمام بازارهای شهر کوفه گردش می‌کردند سپس بر می‌گشتند‌…».[۴۳]

دانستن حکم شرعی معامله

ج۳، مسئله ۱ اگر فرد به علّت اطلاع نداشتن از حکم شرعی، نداند معامله‌ای که انجام داده صحیح است یا باطل، باید احتیاط کند؛ مثلاً اگر کالایی را به مبلغی فروخته، نه در کالا و نه در پول دریافتی تصرّف ننماید؛

البتّه، اگر اطمینان داشته باشد که طرف مقابل حتّی در صورت باطل بودن معامله و اطلاع از آن، باز هم راضی به تصرّف در مال اوست، استفاده از آن مال جایز می‌باشد.

مواردی که با وجود آن کسب و کار واجب یا مستحب می‌باشد

ج۳، مسئله ۲. کسی که مخارج واجبی – مانند تأمین احتیاجات همسر دائم و فرزندان –[۴۴] بر عهدۀ اوست و اموالی برای این کار ندارد، واجب است از طریق تجارت، زراعت، صنعت و مانند آن به کسب و کار بپردازد.

کسب و کار برای امور مستحب مانند وسعت دادن به خانواده و رسیدگی به فقرا، مستحب می‌باشد.

[۱] .وسائل الشیعه، ج۱۷، کتاب التّجارة، باب۴، ص۲۰ و ۲۱، ح۴.
[۲] . فروع کافی، ج۵، کتاب المعیشة، باب الحثّ علی الطلب و التعرّض للرزق، ص۷۸، ح۶.
[۳] . وسائل الشیعه، ج۱۶، ابواب جهاد النفس و ما یناسبه، باب ۹۶، ص۹۸، ح۷.
[۴] . فروع کافی، ج۸، کتاب الروضة، ص۱۶۳، ح۱۷۳.
[۵] . الخصال شیخ صدوق، ج۱، باب الاربعة، ص۲۵۳، ح۱۲۵.
[۶] . تصنیف غرر الحکم، القسم السادس، الباب الأول، الفصل الأول، ص۴۰۵، ح۹۲۷۴.
[۷] . مستدرک ‌الوسائل، ج۱۳، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب ۸، ص۲۴، ح۶.
[۸] . وسائل الشیعه، ج۱۷، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب۴، ص۲۴، ح۱۶.
[۹] . همان، باب۷، ص۳۳، ح۱.
[۱۰] . فروع کافی، ج۵، کتاب المعیشة، باب الحلف فی الشراء و البیع، ص۱۶۱، ح۱.
[۱۱] . سورۀ نساء، آیۀ ٢٩.
[۱۲] . بحار الأنوار (چاپ بیروت)، ج۱۰۰، ابواب المکاسب، باب۱، ص۱۶، ح۷۳.
[۱۳] . دانق (معرّب دانگ فارسى): یک ششم درهم، و درهم سکّۀ نقره بوده است.
[۱۴] . بحار الأنوار (چاپ بیروت)، ج۱۰۰، ابواب المکاسب، باب۱، ص۱۲، ح۵۱.
[۱۵] . همان، ج۴۵، تتمّة أبواب ما یختصّ بتاریخ الحسین بن علیّ، بقیّة الباب۳۷، ص۸.
[۱۶] . وسائل الشیعه، ج۱۷، ابواب ما یکتسب به، باب۱، ص۸۱ و ۸۲، ح۳.
[۱۷] . سورۀ فرقان، آیۀ ۲۳: «و ما به سراغ اعمالى که آنها انجام دادند میرویم و همه را همچون ذرّات غبار پراکنده در هوا میکنیم».
[۱۸] . وسائل الشیعه، ج۱۷، ابواب ما یکتسب به، باب۱، ص۸۱ و ۸۲، ح۶.
[۱۹] . تهذیب الأحکام، ج‌۶، کتاب المکاسب، باب۹۳، ص۳۲۱، ح۱.
[۲۰] . فروع کافی، ج۵، کتاب المعیشة، باب الصناعات، ص۱۱۳، ح۱.
[۲۱] . وسائل الشیعه، ج۱۷، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب۱، ص۱۱، ح۶.
[۲۲] . مستدرک ‌الوسائل، ج۱۳، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب ۵، ص۱۷، ح۱۱.
[۲۳] . وسائل ‌الشیعه، ج۱۷، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب۹، ص۳۸، ح۵.
[۲۴] . همان، باب۱، ص۱۰، ح۲.
[۲۵] . همان، باب۹، ص۳۸ و ۳۹، ح۶.
[۲۶] . بحار الأنوار (چاپ بیروت)، ج۱۰۰، أبواب المکاسب، باب۱، ص۹، ح۳۸.
[۲۷] . همان، ص۱۴، ح۶۶.
[۲۸] . تهذیب الاحکام، ج۷، کتاب التجارات، باب۱، ص۴، ح۱۱.
[۲۹] . وسائل الشیعه، ج‌۱۷، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب۴، ص۲۰، ح۳.
[۳۰] . اصول کافی، ج۵، کتاب المعیشة، باب کراهیّة الکسل، ص۸۵، ح۴.
[۳۱] در روایت، تعبیر «حِلْس» ذکر شده که به معنای زیر‌انداز، گلیم، پلاس، آنچه بر پشت مرکب زیر زین یا پالان اندازند، به کار رفته است.
[۳۲] در روایت، تعبیر «فأس» ذکر شده که به معنای تبر یا تیشه بکار رفته است.
[۳۳] بحار الأنوار (چاپ بیروت)، ج‌۱۰۰، ابواب المکاسب، باب۱، ص۱۰، ح۴۴.
[۳۴] وسائل الشیعه، ج۱۷، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب۱، ص۱۲، ح۱۲.
[۳۵] همان، باب۱۱، ص۴۳، ح۱.
[۳۶] همان، ج۱۹، کتاب المزارعة و المساقاة، باب۳، ص۳۲ و ۳۳، ح۱.
[۳۷] مستدرک‌ الوسائل، ج۱۳، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب۹، ص۲۶، ح۴.
[۳۸] وسائل الشیعه، ج۱۹، کتاب المزارعة و المساقاة، باب۳، ص۳۵، ح۹.
[۳۹] همان، ج۱۷، کتاب التجارة، ابواب مقدّماتها، باب۹، ص۴۰ و ۴۱، ح۱۳.
[۴۰] . همان، ابواب آداب التجارة، باب ۱، ص۳۸۲، ح۴.
[۴۱] همان، ابواب آداب التجارة، باب ۱، ص۳۸۲، ح۴.
[۴۲] همان، ص۳۸۱، ح۱.
[۴۳] همان، باب ۲، ص۳۸۲ و ۳۸۳، ح۱.
[۴۴] با توضیحی که در جلد چهارم، «فصل نفقات» ذکر می‌شود.
اسکرول به بالا