ودیعه

[۱۱۹۶] [۱۱۹۷] [۱۱۹۸] [۱۱۹۹] [۱۲۰۰] [۱۲۰۱] [۱۲۰۲] [۱۲۰۳] [۱۲۰۴] [۱۲۰۵] [۱۲۰۶] [۱۲۰۷] [۱۲۰۸] [۱۲۰۹] [۱۲۱۰] [۱۲۱۱] [۱۲۱۲] [۱۲۱۳] [۱۲۱۴] [۱۲۱۵] [۱۲۱۶] [۱۲۱۷] [۱۲۱۸] [۱۲۱۹] [۱۲۲۰] [۱۲۲۱] [۱۲۲۲] [۱۲۲۳] [۱۲۲۴] [۱۲۲۵] [۱۲۲۶] [۱۲۲۷] [۱۲۲۸] [۱۲۲۹] [۱۲۳۰] [۱۲۳۱] [۱۲۳۲]

فضیلت امانت‌داری

قرآن کریم دربارۀ اهمیّت امانت‌داری می‌فرماید:

«… فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً فَلْیُؤَدِّ الَّذی اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ وَلْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ…».[۱]

و اگر برخى از شما بعضى را امین داند (و به او امانت بسپارد) پس باید آن امین آنچه را که به امانت گرفته ادا نماید و از پروردگارش بترسد (و به امانت خیانت نکند).

از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) روایت شده که فرمودند: «از ما نیست کسی که در امانت خیانت کند».[۲]

در حدیث است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «خداوند متعال هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر به راستگویی و ادای امانت به نیکوکار و بدکردار».[۳]

در نقل است که حضرت لقمان به فرزندش فرمود: «ای پسرم، امانت را (به صاحبش) برگردان تا دنیا و آخرتت سالم بماند و امین باش تا غنی و بی‌نیاز شوی».[۴]

اقسام امانت

ج۳، مسئله ۱۱۹۶ . اموالی که به صورت امانت در دست انسان قرار می‌گیرد و فرد نسبت به آن حکم «امین» پیدا می‌کند و اصطلاحاً گفته می‌شود فرد نسبت به آن مال «ید امانی» دارد، دو نوع است؛ «امانت مالکی» و «امانت شرعی» که در مسائل بعد توضیح داده می‌شود.

امانت مالکی

ج۳، مسئله ۱۱۹۷ . «امانت مالکی» مالی است که با اذن و اجازۀ خود مالک، در اختیار انسان قرار گرفته و مالک، فرد را نسبت به آن امین به حساب آورده است.

فرقی نمی‌کند که مالک، مال خود را فقط برای نگهداری به انسان داده باشد مانند «ودیعه» – که در این فصل احکام آن بیان می‌شود – یا اینکه آن را به جهت دیگری مانند «عاریه یا مضاربه یا اجاره» در اختیار فرد قرار داده باشد؛

در تمام موارد مذکور در حقیقت، مالک، مراقبت از مال را بر عهدۀ طرف مقابل قرار داده است.

امانت شرعی

ج۳، مسئله ۱۱۹۸ . «امانت شرعی» مالی است که با اذن و اجازۀ مالک در دست شخص قرار نگرفته و در حقیقت، مالک وی را نسبت به مال خود امین به حساب نیاورده؛ امّا این امر به صورت غاصبانه و مانند آن نیز صورت نگرفته است؛

برای روشن شدن مطلب، برخی از موارد «امانت شرعی» به عنوان مثال ذکر می‌شود:

الف. مال فردی از طریق عوامل طبیعی مثل باد و سیل به دست انسان برسد؛

ب. مالک، مالی را به انسان بدهد در حالی که هر دو طرف از آن بی‌اطلاع بوده‌اند؛

مثل اینکه فرد پس از تحویل گرفتن صندوقی که خریده، بفهمد یکی از اموال فروشنده در آن قرار دارد یا اینکه فروشنده یا خریدار به جهت اشتباه در محاسبات، مالی را بیش از حقّ دیگری به او داده باشد.

ج. مال با اجازۀ شرعی در دست انسان قرار گرفته باشد؛

مثل اینکه فرد مال گمشده‌ای را در موارد مجاز[۵] بردارد یا مالی را برای رساندن به صاحبش از دست دزد یا غاصب بگیرد، یا در جایی که مال در دست بچّه یا دیوانه‌ای در معرض از بین رفتن باشد، انسان آن را برای نگهداری از او بگیرد و همین طور در موارد دیگری که مال فردی که اموالش مورد احترام است، در معرض از بین رفتن قرار گرفته باشد.

ج۳، مسئله ۱۱۹۹ . انسان باید در حفظ و نگهداری امانت شرعی – همانند امانت مالکی – بکوشد و اگر صاحب آن (امانت شرعی) را می‌شناسد، باید در اوّلین زمان ممکن مال را به وی یا ولیّ شرعی یا وکیلش برساند، یا آنها را مطّلع نماید تا هر وقت بخواهند مال را در اختیار آنان قرار دهد؛[۶] چه اینکه صاحب مال آن را مطالبه کرده باشد یا نه؛

امّا اگر صاحب مال را نمی‌شناسد، با توجّه به نوع مال، باید به دستوری که برای مال «مجهول ‌المالک» یا «گمشده» در فصل «مال پیدا شده» ذکر می‌شود، عمل نماید.

تعریف و شرایط اصل ودیعه

ج۳، مسئله ۱۲۰۰ . «ودیعه»، (امانت گذاردن) آن است که انسان حفظ و نگهداری مالی[۷] را به عهدۀ دیگری قرار دهد.

ج۳، مسئله ۱۲۰۱ . ودیعه، «عقد»[۸] می‌باشد و برای محقّق شدنش، لازم است «ایجاب و قبول» به صورت لفظی یا عملی صورت گیرد.

بنابراین، اگر مثلاً صاحب مال، آن را برای نگهداری به دیگری بدهد و او هم طوری که معلوم باشد ملتزم به نگهداری از آن شده بپذیرد، ودیعه محقّق شده است (ودیعۀ معاطاتی).

شرایط امانت‌گذار و امانت‌دار[۹]

ج۳، مسئله ۱۲۰۲ . امانت‌گذار باید عاقل بوده و نیز سفیه و مفلّس نباشد[۱۰] و مال خود را با قصد و اختیار، امانت بگذارد؛

البتّه، مفلّس می‌تواند مالی را که نسبت به آن محجور و ممنوع از تصرّف نیست، به امانت بگذارد.

ج۳، مسئله ۱۲۰۳ . اگر فرد نابالغ بخواهد مال خود را نزد دیگری امانت بگذارد و در انجام آن مستقل باشد، ودیعه صحیح نیست، هرچند این کار را با اجازۀ ولیّش انجام دهد؛

امّا اگر مال دیگری را با اجازۀ او امانت بگذارد یا مال خود را با اجازۀ ولیّ، بدون اینکه مستقل در تصرّف باشد، به ودیعه دهد – نظیر آنچه در مسألۀ «۱۳۲» ذکر شد – ودیعه صحیح است.

ج۳، مسئله ۱۲۰۴ . اگر فرد نابالغ بخواهد مال خودش یا مال دیگری را بدون اجازه از صاحبش امانت بگذارد، انسان نباید آن را بپذیرد؛

امّا چنانچه مال را از او بگیرد، ضامن است و باید آن را به صاحبش – و اگر مال خودِ نابالغ باشد به ولیّ شرعی وی – برساند؛

البتّه، در صورتی که این ترس وجود داشته باشد که مال از بین برود، می‌تواند آن را بگیرد و به مالک یا اگر مال، متعلّق به خود بچّه است، به ولیّش برساند و در این صورت، اگر در نگهداری از مال کوتاهی نکرده و تصرّف غیر مجاز ننماید، ضامن نیست.

ج۳، مسئله ۱۲۰۵ . اگر انسان مالی را نزد فرد نابالغ غیر ممیّز امانت بگذارد، چنانچه مال از بین برود و تلف شود[۱۱] یا طفل آن را از بین ببرد (اتلاف)[۱۲] آن طفل ضامن نیست؛

امّا اگر فرد نابالغ، ممیّز باشد، در صورتی که خودش مال را از بین ببرد[۱۳] ضامن است؛ ولی چنانچه مال نزد او تلف شود، ضامن نیست، هرچند در نگهداری از مال سهل‌انگاری و کوتاهی نموده باشد.

شایان ذکر است، این حکم در مورد فرد دیوانه نیز جاری می‌شود.

ج۳، مسئله ۱۲۰۶ . کسی که توانایی نگهداری از مال را ندارد، نباید ودیعه را قبول کند و چنانچه بپذیرد، ضامن است؛

البتّه، اگر امانت‌گذار وضعیّت او را می‌داند، پذیرفتن ودیعه برایش جایز است و در این صورت، چنانچه تلف شود، ضامن نمی‌باشد.

همچنین، اگر انسان به صاحب مال بفهماند که حاضر به نگهداری مال او نیست و مال را از او تحویل نگیرد، ولی صاحب مال آن را نزد وی بگذارد و برود و آن مال تلف شود ضامن نیست.[۱۴]

وظایف امانت‌دار

ج۳، مسئله ۱۲۰۷ . کسی که امانت را قبول می‌کند، باید طوری که در نگهداری مال مورد امانت معمول و مرسوم است، از آن محافظت نماید و آن را در محلّی قرار دهد که عرفاً کوتاهی در مراقبت و خیانت در امانت شمرده نشود.[۱۵]

شایان ذکر است، اگر امانت‌دار محل یا لوازم مناسبی برای این کار ندارد، باید اقدام به تهیّۀ آن نماید، هرچند امانت‌گذار هنگام سپردن امانت اطلاع داشته باشد که امانت‌دار لوازم مناسبی برای نگهداری امانت ندارد.

ج۳، مسئله ۱۲۰۸ . کسی که امانت را پذیرفته، باید هر کاری که برای سالم ماندن امانت و از بین نرفتن آن لازم است، انجام دهد؛ مثلاً اگر امانت حیوان باشد، به او علوفه و آب بدهد[۱۶] و برای حفظش در گرما و سرما اقدامات لازم را انجام دهد[۱۷] و اگر در این امور کوتاهی کند ضامن است.

ج۳، مسئله ۱۲۰۹ . اگر امانت‌گذار برای نگهداری مال خود محلّی را تعیین کند و به امانت‌دار بگوید: «مال را در این مکان نگهداری کن، هرچند احتمال بدهی در اینجا از بین برود»، امانت‌دار نباید آن را به محل دیگری ببرد و اگر چنین کند ضامن می‌باشد؛

مگر اینکه بداند مال در محلّی که امانت‌گذار تعیین کرده، از بین می‌رود که در این صورت، می‌تواند آن را به محلّ امنی منتقل کند و چنانچه تلف شود، ضامن نیست.

ج۳، مسئله ۱۲۱۰ . اگر امانت‌گذار برای نگهداری امانت، محلّی را تعیین کند، ولی از گفتۀ او یا از شواهد و نشانه‌هایی که وجود دارد، چنین فهمیده شود که آن محل برای او خصوصیّتی ندارد، امانت‌دار می‌تواند آن را به محلّ دیگری که نسبت به محلّ تعیین شده، محفوظ‌تر یا مانند آن است، منتقل کند و چنانچه تلف شود، ضامن نمی‌باشد.

ج۳، مسئله ۱۲۱۱ . اگر ظالمی بخواهد به امانت خسارتی وارد کند یا آن را بردارد – مثل آنکه سارقی درصدد سرقت آن باشد – چنانچه دفع ظالم موجب وارد آمدن ضرر بدنی، جانی، مالی یا آبرویی بر امانت‌دار باشد، واجب نیست چنین ضرری را تحمّل کند؛ بلکه در بعضی از موارد جایز نیست.

البتّه، اگر پیامد نگهداری از مال در چنین مواردی جزئی باشد؛ طوری که غالباً مردم آن مقدار را تحمّل می‌کنند، باید به دفع ظالم و نگهداری از مال اقدام کند؛ مثل اینکه دفع ظالم موجب شود وی کلام خشنی به امانت‌دار بگوید، طوری که هرچند آن کلام طبعاً قدری موجب اذیّت فرد می‌شود، امّا عرفاً باعث هتک حیثیّت و منزلت او نمی‌گردد.

ضمان امانت‌دار

ج۳، مسئله ۱۲۱۲ . کسی که مال در نزد وی امانت گذاشته شده، شرعاً «امین» است؛

بنابراین، اگر مال مورد امانت از بین برود یا نقصی بر آن وارد آید، چنانچه در نگهداری از مال – طوری که در مسائل «۱۲۰۷ و ۱۲۰۸» ذکر شد – کوتاهی کرده یا در آن تصرّف غیر مجاز نموده؛ به گونه‌ای که آن تصرّف، خیانت در امانت شمرده شود، مثل اینکه لباس مورد امانت را بدون اجازه بپوشد یا ماشین مورد امانت را بدون اجازه سوار شود، ضامن است؛[۱۸]

در غیر این صورت، ضامن نیست.

ج۳، مسئله ۱۲۱۳ . اگر امانت‌دار طوری در مال امانت تصرّف کند که خیانت به حساب نیاید – مثل اینکه بر روی کیسه‌ای که مال در آن است، بدون رضایت یا اجازۀ مالک مطلبی بنویسد یا نقشی بکشد – ضامن نیست، هرچند مرتکب گناه شده است؛

البتّه، اگر مال بر اثر تصرّف غیر مجاز وی از بین برود یا نقصی بر آن وارد آید، ضامن می‌باشد.

ج۳، مسئله ۱۲۱۴ . اگر امانت‌دار با توضیحاتی که در مسألۀ «۱۲۱۲» ذکر شد، در نگهداری از امانت کوتاهی کرده یا در آن تصرّف غیر مجاز نماید، چنانچه مال از بین برود، یا نقصی بر آن وارد آید – حتّی اگر از بین رفتن یا ناقص شدن مال، بر اثر کوتاهی یا تصرّف غیر مجاز او نباشد – ضامن است؛[۱۹]

مانند اینکه امانت‌دار در آبیاری و سمپاشی و رسیدگی به گیاهان مورد امانت عرفاً کوتاهی کند، ولی آن گیاهان بر اثر سرما یا گرمای غیر منتظره از بین بروند؛

البتّه، اگر فرد از کوتاهی یا تصرّف غیر مجاز خود دست بردارد، حکم آن در مسألۀ بعد ذکر می‌شود.

ج۳، مسئله ۱۲۱۵ . اگر امانت‌دار مدّتی در نگهداری از مال مورد امانت کوتاهی کرده یا در آن تصرّف غیر مجاز بنماید، ولی قبل از اینکه آسیبی به مال برسد، به وظایف خود به درستی عمل کند، ضمان از او برطرف می‌شود.

ج۳، مسئله ۱۲۱۶ . ضامن بودن فرد نسبت به مال به این معنا است که:

الف. اگر مال از بین برود، عوض و بدل آن به عهدۀ فرد ثابت می‌شود؛ یعنی اگر از اشیای مثلی است، باید مثل آن و اگر قیمی است، قیمت آن را بپردازد.[۲۰]

ب. اگر مال معیوب شود، تفاوت قیمت صحیح و معیوب که به آن «أرش» گفته می‌شود، بر عهدۀ شخص ثابت می‌شود.[۲۱]

ج۳، مسئله ۱۲۱۷ . اگر امانت‌دار قصد کند در مال مورد امانت تصرّف غیر مجاز نماید، ولی در عمل مرتکب آن نشود، چنین قصدی موجب ضامن شدن وی نمی‌گردد؛

امّا اگر قصد غصب کردن[۲۲] مال را داشته باشد، ضامن است؛ مگر اینکه از قصد خود برگردد که در این صورت ضمان از وی برطرف می‌شود.

ج۳، مسئله ۱۲۱۸ . اگر امانت‌دار، امانت بودن مال را انکار کند یا امانت‌گذار مال را مطالبه کند و او بدون عذر، از برگرداندن آن امتناع ورزد، همین انکار یا امتناع فرد، موجب ضامن شدن وی می‌گردد و حتّی در صورتی که از انکار یا امتناع خود نیز دست بردارد، ضمان از او برطرف نمی‌شود.

ج۳، مسئله ۱۲۱۹ . اگر امانت‌دار در یکی از دو شیئی که نزدش امانت گذاشته شده، استفاده یا تصرّف غیر مجاز نماید، ضامن همان شیء می‌باشد.

ج۳، مسئله ۱۲۲۰ . اگر ظالمی مال مورد امانت را به زور از امانت‌دار بگیرد، چه اینکه خودش آن را بگیرد و یا امانت‌دار را مجبور کند تا مال را به او بدهد، امانت‌دار ضامن نیست؛

مگر آنکه خودش سبب مسلّط شدن ظالم بر مال شود؛ بلکه همین که او را از وجود مال در نزد خود مطّلع سازد یا زمینۀ تسلّط وی را فراهم آورد تا وقتی که خطر آن ظالم برطرف نشده، ضامن است.

شایان ذکر است، اگر امانت‌دار بتواند بدون ضرر یا حرَج با بکارگیری روش‌های مشروع موجب دفع ظالم از مال مورد امانت گردد، باید بر این امر اقدام نماید و در صورت ناچاری، واجب است برای حفظ امانت به ظالم دروغ بگوید یا قسم دروغ بخورد و احتیاط لازم آن است که در صورت امکان و التفات توریه نماید.

فسخ ودیعه

ج۳، مسئله ۱۲۲۱ . ودیعه – چه برای آن زمانی تعیین شده و چه بدون زمان باشد – عقد «جایز» است؛ یعنی هر کدام از دو طرف هر وقت بخواهند می‌توانند آن را فسخ کنند.

شایان ذکر است، اگر در ضمن عقد ودیعه یا عقد دیگری شرط کنند که تا مدّت معیّنی هر دو یا یکی از آن دو ودیعه را فسخ نکند، عمل به شرط واجب است؛

ولی چنانچه فرد از شرط تخلّف کرده و ودیعه را فسخ کند، فسخ صحیح است، هرچند وی مرتکب گناه شده است.

جنون یا بیهوشی یا فوت امانت‌دار

ج۳، مسئله ۱۲۲۲ . اگر امانت‌دار به‌طور مستمرّ و همیشگی دیوانه یا بیهوش شود، کسی که مال در اختیارش می‌باشد، باید فوراً مال را به امانت‌گذار برساند یا او را از وضعیّت مطلع سازد و چنانچه جنون یا بیهوشی فرد مستمرّ نباشد، باطل شدن ودیعه محلّ اشکال است. بنابراین، مراعات مقتضای احتیاط ترک در این مورد نشود.[۲۳]

رد و برگرداندن مال

در برخی از موارد لازم است امانت‌دار هرچه زودتر مال مورد امانت را به صاحبش برگرداند، که در مسائل بعد توضیح داده می‌شود.

الف. مطالبۀ مالک

ج۳، مسئله ۱۲۲۳ . هر گاه امانت‌گذار – چه مسلمان باشد و چه کافر- مال خود را مطالبه کند، امانت‌دار باید در اوّلین زمان ممکن امانت را به صاحبش برگرداند؛[۲۴] هرچند صاحب مال کافر حربی[۲۵] باشد و خیانت در امانت کافر حربی هم حرام است.[۲۶]

شایان ذکر است، فوریّت مذکور عرفی است. بنابراین، هنگام مطالبۀ امانت، بر امانت‌دار دویدن یا قطع کردن غذا یا نماز – هرچند مستحبّی باشد – و اموری مانند آن واجب نیست؛

بدیهی است فوریّت درجایی که امانت‌گذار نسبت به تأخیر در برگرداندن امانت، رضایت داشته باشد، واجب نمی‌باشد.

ج۳، مسئله ۱۲۲۴ . اگر امانت‌گذار مال خود را مطالبه کند و امانت‌دار بخواهد برای برگرداندن مال، شاهد بگیرد و این امر موجب تأخیر در ردّ امانت باشد، چنانچه امانت‌دار در معرض آن باشد که بعداً صاحب مال دوباره آن را از او مطالبه کند، تأخیر مذکور اشکال ندارد.

ج۳، مسئله ۱۲۲۵ . وظیفۀ امانت‌دار در برگرداندن امانت آن است که موانع را از آن برطرف نماید، به‌گونه‌ای که امانت‌گذار بتواند آن رابردارد و لازم نیست مال را به دست صاحبش برساند؛

پس اگر مثلاً امانت در کمد یا صندوق قفل‌دار قرار داشته باشد، همین که در آن را باز کرده و به امانت‌گذار بگوید: «این امانت توست؛ بیا و آن را بردار» کافی است.

ب. ترس از بین رفتن مال

ج۳، مسئله ۱۲۲۶ . اگر برای امانت‌دار وضعیّتی پیش آید که بترسد اگر امانت را نزد خود نگه دارد، مال، سرقت شده یا از بین برود و یا نقصی بر آن وارد آید، باید امانت را به صاحبش یا وکیل او برساند و یا او را از وضعیّت آگاه سازد؛

امّا اگر این امر ممکن نباشد، آن را به حاکم شرع برساند، یا او را از وضعیّت مطّلع نماید تا تصمیم لازم را اتّخاذ نماید و چنانچه حاکم شرع در دسترس نبوده یا به علّتی قادر به نگهداری از مال نباشد، آن را به فرد مورد اعتماد و امینی بسپارد و در صورت امکان برای این کار از حاکم شرع اجازه بگیرد.‌[۲۷]

ج. ظهور نشانه‌های مرگ

ج۳، مسئله ۱۲۲۷ . هر گاه امانت‌دار نشانه‌های مرگ را در خود احساس کند، چنانچه اجازه و وکالت در رساندن مال به دیگری نداشته باشد، در صورت امکان بنابر احتیاط واجب بر او لازم است آن را به صاحبش یا وکیل یا ولیّ شرعی وی برساند یا او را از این امر مطّلع سازد.

امّا اگر این امر ممکن نباشد، باید – هرچند با وصیّت کردن و شاهد گرفتن بر وصیّت و آگاه کردن وصیّ و شاهد از نام و خصوصیّات و نشانی صاحب مال یا امور دیگر – کاری کند که مطمئن شود مال بعد از فوت او به صاحبش می‌رسد.

د. فسخ ودیعه از طرف امانت‌دار

ج۳، مسئله ۱۲۲۸ . اگر امانت‌دار ودیعه را فسخ کند، باید مال مورد امانت را فوراً به صاحبش یا وکیل یا ولیّ شرعی او برساند یا او را از وضعیّت مطّلع سازد؛ در غیر این صورت، چنانچه مال تلف شود، یا نقصی بر آن وارد آید، ضامن است.

ه‍ .جنون یا بیهوشی مستمرّ امانت‌گذار

ج۳، مسئله ۱۲۲۹ . اگر امانت‌گذار دیوانه شود یا به‌طور مستمر و همیشگی بیهوش شود، ودیعه باطل می‌شود و امانت‌دار باید فوراً مال را به ولیّ شرعی او برساند یا او را از وضعیّت مطّلع سازد و اگر بدون عذر شرعی این کار را انجام ندهد و مال از بین برود یا نقصی بر آن وارد آید، ضامن است.

امّا اگر جنون فرد، اَدواری(موقّت و دوره‌ای) بوده یا به‌طور موقّت بیهوش شود، باطل شدن ودیعه محلّ اشکال است و مراعات مقتضای احتیاط در این مورد ترک نشود.

و. فوت امانت‌گذار

ج۳، مسئله ۱۲۳۰ . اگر امانت‌گذار بمیرد، ودیعه باطل می‌شود و اگر مال مورد امانت به وارث منتقل شده – بدون اینکه فرد دیگری در آن حقّ داشته باشد – امانت‌دار باید آن را به وارث یا ولیّش برساند یا او را از این امر مطّلع سازد و چنانچه بدون عذر شرعی در این امر کوتاهی کند، ضامن است؛

البتّه، اگر فردی ادّعا کند وارث امانت‌گذار است، ولی امانت‌دار از گفتۀ او اطمینان پیدا نکند و برایش این امر ثابت نشود، یا احتمال عقلایی بدهد فرد یا افراد دیگری هم وارث باشند، باید تحقیق کند و چنانچه در این مدّت مال بدون کوتاهی و تصرّف غیر مجاز تلف شود، ضامن نیست.

ج۳، مسئله ۱۲۳۱ . اگر مالک (امانت‌گذار) بمیرد و افرادی که باید مال در اختیار آنان قرار گیرد، چند نفر باشند – مثل اینکه مال مورد امانت به عنوان ارث به چند وارث منتقل شده باشد[۲۸] – امانت‌دار باید آن را به همۀ آنها یا وکیلشان بدهد و اگر بدون اجازۀ دیگران مال را به بعضی از آنان بدهد، نسبت به سهم بقیّه ضامن می‌باشد.

ز. سفر ضروری

ج۳، مسئله ۱۲۳۲ . اگر برای امانت‌دار سفری پیش آید، چنانچه نسبت به همراه بردن مال مورد امانت یا سپردن آن به فرد امین دیگری از امانت‌گذار اجازه داشته باشد، می‌تواند این کار را انجام دهد، وگرنه چنانچه نگهداری از مال وابسته به حضور وی نباشد، می‌تواند به سفر برود و مال را در محلّ محفوظ آن، نزد خانوادۀ خود باقی بگذارد؛

در غیر این صورت، یا باید سفر را ترک کند و یا مال را به صاحبش و یا ولیّ شرعی یا وکیل او برساند یا وی را مطّلع سازد.

[۱] . سورۀ بقره، آیۀ ۲۸۳.
[۲] . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‌۱۴، ابواب کتاب الودیعة، باب۳، ص۱۳، ح۶.
[۳] . وسائل الشیعه، ج‌۱۹، کتاب الودیعه، باب۲، ص۷۳، ح۷.
[۴] . همان، ج‌۱۲، ابواب احکام العشرة، باب۱۰۴، ص۱۵۶، ح۳۳.
[۵] . منظور، مواردی است که فرد حق دارد مال را برای مالک نگهداری کند، نه اینکه آن را برای خود بردارد؛ توضیح آن در فصل «مال پیدا شده» ذکر می‌شود.
[۶] . البتّه، احتیاط مستحب آن است که مال را به فرد برساند و تنها به مطّلع نمودن وی، اکتفا ننماید.
[۷] . منظور، مالی است که به صورت عین شخصی باشد نه کلّی در ذمّه؛ معنای عین شخصی و کلّی در ذمّه، از توضیحات مسائل «۸۱ تا ۸۳» معلوم می‌شود.
[۸] . معنای عقد در مسألۀ «۷۵» ذکر شد.
[۹] . منظور از «امانت» در این مسأله و مسائل بعد (در این فصل) ، همان «ودیعه» می باشد.
[۱۰] . توضیحات مربوط به این افراد، در فصل «حَجْر» ذکر می‌شود.
[۱۱] . مثل اینکه مال ودیعه خوراکی بوده و در اثر گرمی هوا فاسد شود و همین طور است حکم، اگر ودیعۀ مذکور از نزد طفل سرقت شده باشد.
[۱۲] . مثل آنکه آن مال خوراکی بوده و طفل آن را بخورد یا مال را به زمین زده و بشکند.
[۱۳] . همان.
[۱۴] . هرچند احتیاط مستحب آن است که اگر ممکن است مال مذکور را نگهداری نماید و چنانچه آن را اخذ نماید، حکم امانت مالکی در مورد آن جاری می‌شود.
[۱۵] . مثلاً پول یا اشیای گران‌قیمت امانتی را در گاو صندوقی که در اختیار دارد قرار دهد یا ماشین و خودروی امانتی را در پارکینگ منزل یا موضعی مناسب که از سرقت یا آسیب ایمن باشد، نگهداری نماید.
[۱۶] . البتّه، اگر تأمین علوفه و آب نیازمند هزینه‌ای از طرف امانت‌دار باشد، در صورتی می‌تواند آنچه را خرج کرده بعداً از صاحب ودیعه بگیرد که هنگام هزینه نمودن، از وی اجازه داشته و نیّت رجوع به او را هم داشته باشد و در صورت عدم دسترسی به صاحب ودیعه و وکیلش، به حاکم شرع مراجعه کند.
[۱۷] . یا اگر امانت مثل فرش و لباس‌های پشمی است، طوری از آن نگهداری کند که از «بید خوردگی» محفوظ بماند یا اگر از اشیایی است که آب یا رطوبت به آن آسیب می‌زند، آن را از معرض باران، آب و رطوبت دور نگه دارد.
[۱۸] . البتّه، گاه برای نگهداری از مال لازم می‌شود تصرّف یا استفاده‌ای نسبت به آن صورت گیرد؛ مثلاً لباس یا فرش برای محفوظ ماندن از آفت «بید» باید پهن و تمیز شود؛ بدیهی است چنین مواردی تصرّف غیر مجاز به شمار نمی‌رود.
[۱۹] . به اصطلاح گفته می‌شود «ید امانی» او تبدیل به «ید ضمانی» شده است.
[۲۰] . توضیح معنای «مثلی» و «قیمی»، در مسائل «۱۵۰۴ و ۱۵۰۵» ذکر می‌شود.
[۲۱] . توضیحات بیشتر در این مورد، در فصل «غصب» ذکر می‌شود.
[۲۲] . توضیح معنای غصب، در مسألۀ «۱۴۸۲» ذکر می‌شود.
[۲۳] . حکم جنون یا بیهوشی یا فوت امانت گذار، در مسائل «۱۲۲۹ و ۱۲۳۰» ذکر می‌شود.
[۲۴] . با توضیحی که در مسألۀ «۱۲۲۵» ذکر می‌شود.
[۲۵] . کافر حربی، کافری است که عقد ذمّه با مسلمانان نبسته و جزیه به آنان نمی‌پردازد و با عقد صلح، مهادنه، معاهده، امان و مانند آن در پناه و امان دولت اسلامی یا مسلمانان نیست.
[۲۶] . همین طور، تملّک یا فروش امانت کافر حربی بنابر احتیاط واجب صحیح نیست.
[۲۷] . البتّه اگر امانت‌دار از طرف امانت‌گذار اجازه داشته باشد که امانت را به فرد مورد اعتمادی بسپارد یا اطمینان به رضایت او در این امر داشته باشد، اجازه از حاکم شرع لازم نیست.
[۲۸] . یا به جهت عمل به وصیت لازم باشد بخشی از امانت مذکور، در اختیار وصیّ وی گذاشته شود.
اسکرول به بالا