صدقه

[۱۳۱۹] [۱۳۲۰] [۱۳۲۱] [۱۳۲۲] [۱۳۲۳] [۱۳۲۴] [۱۳۲۵] [۱۳۲۶] [۱۳۲۷] [۱۳۲۸] [۱۳۲۹] [۱۳۳۰] [۱۳۳۱] [۱۳۳۲] [۱۳۳۳] [۱۳۳۴] [۱۳۳۵] [۱۳۳۶] [۱۳۳۷] [۱۳۳۸] [۱۳۳۹] [۱۳۴۰] [۱۳۴۱] [۱۳۴۲] [۱۳۴۳] [۱۳۴۴] [۱۳۴۵] [۱۳۴۶] [۱۳۴۷]

اهمیّت صدقه

«صدقه»، از اموری است که آیات متعدّد و روایات فراوان و متواتری در ترغیب و تشویق به آن وارد شده است؛

روایت شده صدقه دوای بیمار است؛ به سبب آن، بلا – در حالی که حتمی و محکم شده – دفع می‌شود؛ به سبب آن روزی نازل می‌شود؛ صدقه برکت به دنبال دارد؛ به سبب آن، دین و بدهی ادا می‌شود؛ صدقه دادن، مال را زیاد می‌کند.

همین طور در روایات، صدقه موجب دفع هفتاد نوع بدی از جمله مرگ بد، بیماری، سوختن، غرق شدن، جذام و دیوانگی شمرده شده است.

استحباب صدقه در اول روز و شب

ج۳، مسئله ۱۳۱۹ . مستحب است انسان اوّل صبح صدقه دهد، چراکه این صدقه شرّ آن روز را دفع می‌کند و موجب جلب رحمت الهی می‌شود. همین طور، صدقه دادن اوّل شب مستحب است، زیرا شرّ آن شب را دفع می‌نماید و موجب جلب رحمت حقّ متعال می‌گردد.

برخی از نمونه‌های صدقه

ج۳، مسئله ۱۳۲۰ . آنچه را انسان به قصد تقرّب به پرودگار متعال بذل کرده و انفاق می‌نماید، صدقه محسوب می‌شود؛

مانند مالی که به شخص دیگر به قصد قربت می‌دهد یا مالی که به مسجد، حسینیّه، مؤسّسۀ خیریّه، قربةً الی اللّه می‌پردازد یا مالی را که برای اطعام فقرا و ایتام، معالجۀ بیماران به قصد قربت هزینه می‌کند یا مالی را قربةً الی اللّه وقف می‌کند یا طلب خویش از بدهکار را به قصد قربت بخشیده و وی را بریء الذمّه می‌نماید.[۱]

شرایط تحقّق صدقه

رعایت شرایط هبه یا هر عنوانی که صدقه بر آن منطبق شده

ج۳، مسئله ۱۳۲۱ . کیفیّت و شرایط تحقّق صدقه بستگی به نوع و عنوانی دارد که بر آن منطبق می‌شود؛ پس اگر صدقه به صورت «هبه» باشد، باید شرایط هبه و اگر به صورت «وقف» باشد باید دارای شرایط وقف باشد و همین طور موارد دیگر؛ در مسائل بعد، چند نمونه از آن ذکر می‌شود.

ج۳، مسئله ۱۳۲۲ . اگر انسان بخواهد صدقه را با بخشیدن مالی به دیگری محقّق نماید – همان طور که بیشتر صدقه‌های متعارف در زمان ما چنین است – لازم است علاوه بر قصد قربت، شرایط هبه، مانند ایجاب و قبول و تحویل (قبض) در آن رعایت شود؛

امّا اگر فرد بخواهد با صلح بدون عوض مالِ خود به دیگری، آن را صدقه دهد، تحویل لازم نیست و ایجاب و قبول صلح، کافی می‌باشد.

همین طور، اگر فرد با وقف کردن مالش بخواهد آن را صدقه بدهد، همان طور که در فصل «وقف» ذکر می‌شود، قبض و تحویل لازم نیست؛ مگر آنکه وقف خاص باشد.

ج۳، مسئله ۱۳۲۳ . اگر انسان مالی را به عنوان صدقه به دیگری ببخشد (هبه کند) و به او تحویل دهد، نمی‌تواند از او پس بگیرد، هرچند هبه گیرنده جزء ارحام وی نباشد.[۲]

ج۳، مسئله ۱۳۲۴ . اگر فردی بخواهد صدقه را با بخشیدن طلبی که از دیگری دارد (بریء الذمّه کردن بدهکار) محقّق کند، کافی است قصد قربت داشته و ابراء ذمّۀ بدهکار و اسقاط طلب خویش را به نوعی ابراز کند؛ مثلاً بگوید: «طلبی را که از فلانی دارم بخشیدم» و همان طور که در مسائل «۱۲۷۶ و ۱۲۸۵» ذکر شد، قبول بدهکار لازم نیست.

ج۳، مسئله ۱۳۲۵ . اگر انسان بدون آنکه مال را از ملکیّت خود خارج کند، آن را به قصد قربت به‌طور مجّانی بذل نموده و در اختیار شخص دیگر قرار دهد و شخص مذکور در آن تصرّف نماید، صدقه محقّق می‌شود؛ مانند اینکه غذای نذری را بدون آنکه ملک فقیر نماید، به قصد قربت در اختیارش گذاشته و وی آن را بخورد.

لزوم قصد قربت در صدقه

ج۳، مسئله ۱۳۲۶ . صدقه بدون قصد قربت محقّق نمی‌شود؛ پس اگر کسی مالی را بدون قصد قربت به کسی هبه کرده یا مالی را وقف نموده یا بدهی بدهکار را بخشیده و وی را بریء الذمّه نماید، هبه، وقف، یا ابراء با رعایت سایر شرایط آن حاصل شده، امّا صدقه محقّق نشده است.

حقّ فسخ در صدقه

ج۳، مسئله ۱۳۲۷ . قرار دادن حقّ فسخ در صدقه محلّ اشکال است؛ پس اگر فرد مالی را به قصد قربت به دیگری هبه نماید یا به‌طور مجّانی صلح کند – که چنین هبه یا مصالحه‌ای با توجّه به تعریف صدقه، حکم صدقه را دارد – بنابر احتیاط واجب نمی‌تواند در ضمن هبه یا صلح برای خویش حقّ فسخ قرار دهد؛

بنابراین، چنانچه فرد در ضمن هبه یا صلح مذکور برای خود حقّ فسخ قرار داده باشد، احتیاط واجب آن است که فسخ نکند و در صورت فسخ نیز، بنابر احتیاط و اجب طرفین بدون رضایت یکدیگر در مال تصرّف نکنند.

تحقّق صدقه با پول انداختن در صندوق

ج۳، مسئله ۱۳۲۸ . محقّق شدن صدقه در مواردی که افراد برای کمک به فقرا یا ایتام و انفاقات مستحبی، پول را در صندوق یا قلّک و مانند آن می‌اندازند، چند صورت دارد:

الف. صندوق صدقه متعلّق به مؤسّسه‌ای خیریّه یا تشکّلی مانند آن[۳] – که عرفاً متولّی جمع‌آوری صدقات مستحبی و کمک به فقرا و ایتام محسوب می‌شود باشد – چه اینکه صندوق در محلّ مؤسّسه یا محلّ تجمّع مردم یا خیابان و مانند آن باشد و یا در اختیار مردم در منازل یا اتومبیل و… قرار گرفته باشد؛

ب. صندوق صدقه، متعلّق به چند خانواده یا افراد گوناگون باشد؛ مثل اینکه صندوقی به عنوان تصدّق به فقرا یا ایتام، در قسمتی از آپارتمان، مجتمع یا اداره‌ای نصب شده و خانواده‌های متعدّد ساکن در آن یا کارمندان اداره، در آن پول بیندازند و فرد یا افرادی، متولّی عرفی جمع‌آوری صدقه به صورت مذکور و رساندن آن به نیازمندان باشند؛

در موارد «الف» و «ب»، با انداختن پول در صندوق به قصد تصدّق و انفاق، صدقه محقّق شده و پول از ملکیّت فرد خارج گردیده است.[۴]

ج. صندوق یا قلّک شخصی، که فرد برای کمک به فقرا در آن پول می‌اندازد تا پس از مدّتی پول‌های جمع‌آوری شده را به فقیر بدهد؛

در این صورت، با انداختن پول در صندوق یا قلّک، صدقه محقّق نمی‌شود و تا وقتی پول به فقرا یا وکیل آنان تحویل داده نشده،[۵] مال در ملکیّت مالک اولیّۀ پول باقی است.[۶]

کنار گذاشتن پول به عنوان صدقه

ج۳، مسئله ۱۳۲۹ . اگر انسان پولی را به عنوان صدقه کنار بگذارد، با این امر صدقه محقّق نشده و حکم قسمت «ج» از مسألۀ قبل را دارد؛

البتّه، انسان می‌تواند مثلاً از فقیر معیّنی وکالت بگیرد تا صدقات و مبالغی را از طرف او قبول کرده و تحویل بگیرد تا بعداً به او برساند که در این صورت، خودش نیز می‌تواند پولی را به قصد اینکه مال فقیر باشد در محلّی قرار دهد و باکنار گذاشتن پول، صدقه محقّق می‌شود.

قرض دادن به فقیر و احتساب آن بابت صدقه

ج۳، مسئله ۱۳۳۰ . اگر فرد مالی را به فقیر معیّن قرض بدهد، سپس در زمان‌هایی که قصد دارد صدقۀ مستحبی بپردازد – مثل صدقۀ اوّل ماه، صدقه ابتدای روز یا ابتدای شب، یا هنگام بیماری – بخشی از طلب مذکور را که از فقیر دارد به قصد قربت ابراء نماید و به وی ببخشد، صدقه محقّق می‌شود و اطلاع دادن به فقیر جهت بریء الذمّه کردن وی لازم نیست.[۷]

شرایط صدقه دهنده و صدقه گیرنده

ج۳، مسئله ۱۳۳۱ . شرایط صدقه دهنده و صدقه گیرنده، بستگی به نوع و عنوانی دارد که صدقه بر آن منطبق می‌شود و موارد آن مختلف است.

بنابراین، مثلاً اگر فرد بخواهد مالش را به قصد قربت به دیگری هبه کند، لازم است صدقه دهنده، بالغ[۸] و عاقل و رشید بوده و صدقه را با قصد و اختیار انجام دهد و نسبت به مالی که صدقه می‌دهد محجور نباشد؛

البتّه، صحیح بودن صدقۀ پسر نابالغی که ده سال قمری یا بیشتر دارد، محلّ اشکال است و مراعات مقتضای احتیاط در مورد آن ترک نشود.

ج۳، مسئله ۱۳۳۲ . صدقه دادن از مال بچۀ نابالغ توسط ولیّ شرعی وی (پدر یا پدربزرگ پدری) به جهت دفع بلا از وی، به مقداری که عرفاً مفسده نداشته باشد اشکال ندارد.

ج۳، مسئله ۱۳۳۳ . فرد هاشمی می‌تواند به هاشمی و غیر هاشمی صدقه بدهد؛ چه اینکه صدقه واجب باشد و چه مستحب؛ همین طور صدقه دادن فرد غیر هاشمی به غیر هاشمی، حلال و جایز است.

ج۳، مسئله ۱۳۳۴ . صدقۀ غیر هاشمی به هاشمی، سه صورت دارد:

الف. صدقۀ مذکور، زکات مال یا زکات فطره باشد؛ چنین صدقه‌ای پرداخت و دریافت آن حرام است و با پرداخت آن، وظیفۀ فرد بابت زکات، ادا نمی‌شود.

ب. صدقۀ مذکور پرداخت مال اندکی جهت دفع بلا و مانند آن باشد؛ به گونه‌ای که پرداخت آن همراه با ذلّت و خواری گیرندۀ آن است؛ در چنین موردی، جایز بودن صدقه‌ محلّ اشکال است و رعایت مقتضای احتیاط در مورد آن ترک نشود؛

ج. صدقۀ مذکور غیر از موارد «الف» و «ب» باشد؛ چنین صدقه‌ای جایز است؛ چه اینکه مانند کفّاره و ردّ مظالم و فدیۀ روزه واجب باشد و چه صدقۀ مستحبّی.

ج۳، مسئله ۱۳۳۵ . فرد می‌تواند صدقۀ مستحبّی خود را به کسی که فقیر و محتاج نیست، بپردازد، هرچند دادن آن به افراد فقیر و محتاج بهتر است؛ همین طور صدقه دادن به غیر مؤمن و کافر غیر حربی جایز است؛

البتّه، مبالغی که مؤمنین به صندوق‌های خیریّه و مانند آن می‌اندازند یا به مؤسّسات کمک به فقرا می‌دهند، نباید به غیر از فقیر مؤمن داده شود؛ مگر آنکه معلوم باشد صدقه دهندگان در هنگام تحقّق صدقه چنین اذن و اجازه‌ای داده‌اند.

کیفیّت تصرّف مؤسّسات خیریّه در مبالغ دریافتی

ج۳، مسئله ۱۳۳۶ . اگر انسان صندوقی از مؤسّسه یا جهت عرفی دیگری در اختیار داشته باشد، در صورتی که از مؤسّسۀ مذکور وکالت یا اجازه داشته باشد، می‌تواند پول‌های صندوق را – جهت خرد کردن یا درشت کردن پول – با پول‌های خود عوض کند.

ج۳، مسئله ۱۳۳۷ . متولّیان جهت عرفی یا مؤسّسه‌ای که مثلاً به عنوان رسیدگی به فقرا و ایتام فعالیّت می‌کنند، تنها در صورتی می‌توانند مبالغی که به مؤسّسه داده شده را برای هزینه‌هایی از قبیل تعمیر ساختمان و حقوق کارمندان، پول آب و برق و گاز و تلفن مؤسّسه صرف کنند که از قرائن و شواهد معلوم باشد صاحبان مبالغ در هنگام واگذاری، اختیار نوع صرف آن را به مؤسّسه داده‌اند و صدقۀ آنان شامل کمک به هزینه‌های مؤسّسه نیز بوده است؛ مثل آنکه مبالغ مذکور به همین عنوان (کمک به هزینه‌های مؤسّسه) جمع‌آوری شده باشد.

همچنین، نسبت به دریافت ردّ مظالم، زکات مال یا فطره، خمس، کفّارات و رساندن آنها به مستحقّین باید شرایط شرعی هر مورد – که در فصل مربوط به آن ذکر شده – رعایت گردد.

جمع‌آوری اموال از مردم برای صرف در جهت خاص

ج۳، مسئله ۱۳۳۸ . اموالی که برای صرف در جهت خاصّی – مانند اطعام زائرین اربعین امام حسین(علیه السلام) – از مردم جمع‌آوری می‌شود، نوعی صدقه (صدقه بر جهت) محسوب می‌گردد و باید در همان جهت صرف شود.

بنابراین، آن مال با تحویل به متولّیان امر و تحقّق قبض، از ملکیّت فرد پرداخت کننده خارج شده و وی نمی‌تواند آن را پس بگیرد، هرچند هنوز در جهت مذکور صرف نشده و در اختیار متولّیان باشد؛

البتّه، اگر پرداخت کننده، متولّیان را وکیل برای صرف مال در جهت مورد نظر قرار دهد تا قبل از صرف آن در جهت مورد نظر، در ملکیّت مالک اولیّۀ آن باقی بوده و وی – یا ورثه‌اش در صورت فوت او – می‌توانند آن را پس بگیرند.[۹]

ج۳، مسئله ۱۳۳۹ . اگر مالی به عنوان صدقۀ بر جهت – مانند اطعام زائرین اربعین امام حسین(علیه السلام) – جمع‌آوری گردد، ولی به علّت عدم نیاز یا مانند آن، بخشی از مال یا تمام آن در جهت مورد نظر صرف نشود، بنابر احتیاط واجب باید در آنچه به جهت مذکور نزدیک‌تر است هزینه شود.

بنابراین، در مثال فوق در صورت امکان، بنابر احتیاط واجب باید آن را برای سال آینده نگهداری کنند تا صرف اطعام زائرین اربعین در سال بعد شود[۱۰] و اگر ممکن نیست، بنابر احتیاط واجب برای اطعام زائرین امام حسین(علیه السلام) در مناسبت دیگری – که به جهت مذکور نزدیک‌تر است – هزینه گردد.

ج۳، مسئله ۱۳۴۰ . اگر متولّیان امر وکیل باشند اموالی را برای جهت خاصّی همچون اطعام زائرین اربعین امام حسین(علیه السلام) صرف کنند[۱۱] چنانچه امکان صرف تمام یا بخشی از آن اموال وجود نداشته باشد، باید برای هر نوع تصرّف دیگر از پرداخت کنندگان (مالکان آن اموال) اجازه بگیرند؛ مگر آنکه اطمینان حاصل شود که آنان برای تصرّف در آن قلباً راضی هستند.

امّا اگر امکان دسترسی به آنان وجود نداشته باشد، آن اموال حکم مال مجهول المالک را دارد که حکم آن، در مسائل«۱۴۵۴ و بعد از آن» ذکر می‌شود.

سایر احکام صدقه

ج۳، مسئله ۱۳۴۱ . وسعت دادن به کسانی که نان‌خور انسان (عیال) محسوب می‌شوند، بهتر از صدقه مستحبی دادن به دیگران است.

ج۳، مسئله ۱۳۴۲ . صدقه دادن به خویشاوند نیازمند، بهتر از پرداخت آن به افراد دیگر می‌باشد و بهتر از آن، صدقه دادن به رحم و فامیلی است که با انسان دشمنی و کینه‌توزی دارد.

ج۳، مسئله ۱۳۴۳ . مستحب است انسان در رساندن صدقه به فقیر، واسطه شود؛

در حدیثی از جمیل بن درّاج روایت شده که می‌گوید: از حضرت امام صادق(علیه السلام) در مورد پاداش مردی که به او درهم‌هایی داده می‌شود تا آن را (بین نیازمندان) تقسیم کند پرسیدم. امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «برای فرد قسمت کننده، مثل پاداشی است که برای صدقه دهنده می‌باشد، بدون آنکه از ثواب دهنده صدقه کم شود».[۱۲]

نیز از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمودند: «اگر کار خیر توسط هشتاد دست جاری شده و به انجام برسد، همۀ آنان مأجور خواهند بود؛ بدون آنکه چیزی از ثواب صاحب صدقه کم شود».[۱۳]

ج۳، مسئله ۱۳۴۴ . بهتر است انسان صدقۀ مستحبّی را پنهانی بدهد؛ مگر آنکه پرداخت علنی آن به علّت رفع تهمت یا ترغیب و ایجاد انگیزه در دیگران یا امور دیگری باشد که چنین اهدافی تنها با پرداخت آشکار آن محقّق می‌شود؛

حکم صدقۀ واجب نیز از این جهت بستگی به موارد آن دارد؛ گاه شرایط طوری است که پرداخت آشکار آن بهتر است و گاه پنهانی.

ج۳، مسئله ۱۳۴۵ . مکروه است انسان مالی را که بابت صدقه به فقیر داده، از او خریداری کند یا به عنوان هدیه از او بپذیرد یا از طریق دیگری آن را به ملکیّت خود درآورد و این کراهت، کراهت شدیدی است؛

البتّه، اگر چنین مالی از طریق ارث از فقیر به صدقه دهنده منتقل شود، اشکال ندارد.

ج۳، مسئله ۱۳۴۶ . رد کردن سائل (کسی که درخواست کمک مالی نموده) مکروه است، هرچند انسان گمان داشته باشد (و احتمال قوی بدهد) که وی محتاج نیست؛ بلکه در چنین مواردی حداقل مال اندکی[۱۴] به وی بدهد.

ج۳، مسئله ۱۳۴۷ . کسی که نیاز مالی دارد تا زمانی که نیازش به حدّ اضطرار نرسیده، مکروه است از دیگران درخواست کمک کند؛

امّا درخواست کمک مالی از جانب کسی که نیاز مالی ندارد، چنانچه با تظاهر به فقر و نیاز همراه باشد، حرام است و در غیر این صورت، کراهت شدید دارد.

[۱] . احکام مذکور در این فصل – به استثنای مسائل«۱۳۳۳ و ۱۳۳۴» – مربوط به صدقات مستحبی است و احکام صدقات واجب مانند زکات مال، زکات فطره و ردّ مظالم و کفّارات، در فصل مربوط به آنها بیان شده است.
[۲] . طوری که اگر این هبه به قصد قربت نبود، با توجّه به مطالبی که در مسائل «۱۲۸۹ و بعد از آن» ذکر شد، قابل پس گرفتن بود.
[۳] . چه نهاد یا تشکّل مذکور به ثبت رسمی و قانونی رسیده باشد یا نرسیده باشد.
[۴] . در این‌گونه موارد، می‌توان گفت پول به «جهت عرفی خاصّی» تملیک شده و انداختن در صندوق به منزلۀ رساندن پول به آن جهت و کافی در تحقّق قبض توسط متولّی عرفی آن می‌باشد؛ در مورد «الف»، پول تملیک می‌شود مثلاً به «جهت رسیدگی به فقرا توسط فلان مؤسّسه خیریه» و در مورد «ب»، پول به «جهت رسیدگی به فقرا توسط همین تشکّل که توسط خانواده‌ها یا برخی از آنان منعقد شده» تملیک می‌گردد؛
امّا در مورد «ج»، قرار دادن یک قلّک یا صندوق شخصی در خانه، موجب تحقّق یک جهت عرفی خاص نمی‌شود و لذا با انداختن پول در آن، تملیک به فرد یا جهتی صورت نگرفته است.
شایان ذکر است، چنانچه فردی شخصاً عهده‌دار جمع‌آوری پول و صدقات مستحبی برای فقرا شود و با مراجعه به سایرین، برای رسیدگی به فقرا از آنان پول بگیرد، وی عرفاً متولّی «جهت رسیدگی به فقرا» به حساب می‌آید. بنابراین، چنانچه افراد مال خویش را به جهت مذکور صدقه دهند با تحویل پول به وی و قبض (تحویل) آن، مال به «جهت عام رسیدگی به فقرا» تملیک شده و از ملکیّت فرد خارج شده است (البتّه مجرّد نقل اعتباری پول به حساب بانکی فرد جمع‌آوری کننده صدقه، کافی در تحقّق قبض نیست).
امّا اگر افراد با اعطای مال به شخص مذکور قصد نداشته باشند مال از ملکیّت آنان خارج شود و قصدشان آن باشد که وی وکیل آنان در صدقه دادن و رساندن مال به فقرا باشد، در این صورت تا وکیل مال را به فقرا نرسانده، صدقه محقّق نمی‌شود و مال مذکور در ملکیّت موکّلین باقی می‌ماند؛ البتّه اگر شخص مذکور از فقیر یا فقرای معیّنی وکالت در قبول و قبض صدقه داشته باشد و از طرف آنان صدقه را قبول و تحویل بگیرد کافی است.
این حکم، در سایر موارد مشابه مثل شخصی که عهده‌دار جمع‌آوری پول برای عزاداری حضرت اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) یا جهت اطعام زائران اربعین شده نیز، جاری می‌شود.
[۵] . البتّه، اگر فرد صدقه را به حاکم شرع یا وکیل وی تحویل دهد و او آن را به عنوان اینکه ولیّ فقرا است بابت صدقه قبول نماید، صدقه محقّق شده است. همچنین است حکم، اگر خودِ صدقه دهنده از طرف حاکم شرع برای این امر وکالت داشته باشد.
[۶] . بنابراین مالک پول، حقّ تصرّف در پول خود را دارد و چنانچه سال خمسیش فرا برسد با وجود سایر شرایط، باید خمس آن را بپردازد؛ البتّه، اگر – مثلاً – نذر کرده که پول‌های جمع شده داخل صندوق یا قلّک شخصی‌اش را به فقرا صدقه بدهد و صیغۀ نذر با رعایت شرایط صحّت نذر خوانده شده، باید مطابق نذر عمل نماید و در این صورت اگر مبالغ مذکور از درآمد اثنای سالش بوده، چنانچه سال خمسیش فرا رسد، برای وفای به نذر لازم است خمس آن را از مال دیگرش بپردازد.
[۷] . همین طور است حکم، اگر فرد از فقیر به جهت دیگری مانند فروش نسیه کالا به وی طلبکار باشد.
[۸] . شایان ذکر است، با توضیحی که در مسألۀ «۱۲۶۹» ذکر شد، صدقۀ فرد نابالغ چنانچه تحت نظارت و اشراف ولیّ شرعی وی باشد، طوری که در صدقه دادن مستقل نباشد، صحیح است.
[۹] . البتّه، اگر در مورد آن وصیت شرعی کرده، در صورت وفات باید مطابق وصیت عمل شود.
[۱۰] . البتّه، اگر مال صدقه داده شده مثلاً موادّ غذایی باشد که امکان نگهداری آن تا سال آینده وجود ندارد، چنانچه از قرائن و شواهد معلوم باشد که مقصود صدقه دهنده خصوص موادّ غذایی مذکور نبوده، بلکه اختیار تبدیل آن به مورد مشابه نیز به متولّیان امر داده شده، بنابر احتیاط واجب در صورت امکان آن را فروخته و پول آن را نگهداری کنند تا سال آینده، مشابه همان موادّ غذایی را در اطعام زائرین اربعین هزینه کنند و اگر این امر نیز ممکن نباشد، بنابر احتیاط واجب آن موادّ غذایی در جهت دیگری – که نزدیک‌تر به جهت مورد نظر است – صرف شود.
[۱۱] . طوری که با پرداخت مال به متولّیان امر، صدقه بر جهت محقّق نشده باشد.
[۱۲] . فروع کافی، ج۴، باب أنّ الذی یقسم الصدقة شریک صاحبها فی الأجر، ص۱۷، ح۳.
[۱۳] . همان، ص۱۷ و ۱۸، ح۲.
[۱۴] . البتّه، با رعایت حکمی که در بند (ب) از مسألۀ «۱۳۳۴» در مورد صدقه دادن غیر سیّد به سیّد ذکر شده است.
اسکرول به بالا