شرایط موصی و موصی‌له

[۱۰۲۷] [۱۰۲۸] [۱۰۲۹] [۱۰۳۰] [۱۰۳۱] [۱۰۳۲] [۱۰۳۳] [۱۰۳۴] [۱۰۳۵] [۱۰۳۶] [۱۰۳۷] [۱۰۳۸] [۱۰۳۹] [۱۰۴۰]

شرایط وصیّت کننده

ج۴، مسئله ۱۰۲۷ . وصیت کننده باید داراى شرایط ذیل باشد:

  • ۱. بالغ باشد (مگر در برخی موارد)؛
  • ۲. عاقل باشد؛
  • ۳. سفیه نباشد؛
  • ۴. وصیّت را با قصد و اختیار انجام دهد؛
  • ۵. قاتل خودش نباشد.[۱]

توضیح این موارد، در مسائل بعد ذکر می‌گردد.

۱. بالغ باشد

ج۴، مسئله ۱۰۲۸ . وصیّت بچۀ نابالغ صحیح نیست؛ البتّه، اگر پسر بچّه ده ساله[۲] براى خویشاوندان نسبی خود یا صرف در خیرات عامّه وصیّت کرده باشد وصیّتش صحیح است، ولی صحیح بودن وصیّت وی براى غیر خویشاوندان نسبیش محلّ اشکال است و مراعات مقتضای احتیاط در این مورد ترک نشود.

ج۴، مسئله ۱۰۲۹ . اگر پسر بچّۀ هفت ساله[۳] نسبت به امری وصیّت نماید که ارزش مالی اندکی داشته باشد، صحّت وصیّت وی مورد اشکال است، مراعات مقتضای احتیاط در مورد آن ترک نشود.

۲. عاقل باشد

ج۴، مسئله ۱۰۳۰ . کسی که در حال دیوانگى یا بیهوشى یا مستى وصیّت کند، وصیّتش صحیح نیست و اگر در هنگام وصیّت عاقل باشد، سپس دیوانه یا مست یا بیهوش گردد، وصیّت او باطل نمى‌شود.

۳. سفیه نباشد

ج۴، مسئله ۱۰۳۱ . وصیت شخص سفیه در اموالش صحیح نمی‌باشد، ولى در غیر اموال مانند وصیّت به دفن شدن در مکان معلوم که مستلزم صرف مال نباشد یا وصیّت به دفن در روز جمعه، صحیح است.

۴. وصیّت را با قصد و اختیار انجام دهد

ج۴، مسئله ۱۰۳۲ . اگر کسی را به انجام وصیّت مجبور کرده باشند (اکراه) یا وصیّت را بدون قصد جدّی و مثلاً به عنوان شوخی یا فقط به صورت صوری انجام دهد، وصیّت شرعی محسوب نمی‌شود و صحیح نیست.

۵. قاتل خودش نباشد

ج۴، مسئله ۱۰۳۳ . کسى که از روى عمد و به قصد خود کشى،[۴] مثلاً آسیبی به خود رسانده یا سمّى خورده، که موجب مرگ است، چنانچه نسبت به اموالش وصیّت کند و قبل از بهبودى، به همان سبب بمیرد، وصیّت وی صحیح نیست؛

امّا وصیّت او در غیر شؤون مالی وی، مانند تعیین قیّم برای کودکانش، صحیح می‌باشد.

ج۴، مسئله ۱۰۳۴ . اگر خودکشی فرد از روى خطا و سهو انجام شده باشد، یا کار او به قصد مرگ و خود کشى نبوده، بلکه براى هدف دیگرى بوده، ولی اتّفاقاً موجب فوت وی شده، وصیّت وی در امور مالی و غیر مالی صحیح می‌باشد.

این حکم، در جایی که فرد در حال جهاد در راه خداوند متعال کشته شود نیز جاری است و وصیّت وی صحیح می‌باشد.

ج۴، مسئله ۱۰۳۵ . فردى که خودکشى کرده، چنانچه عافیت یابد سپس وصیّت کند و بمیرد وصیّتش صحیح است. همچنین، اگر ابتدا وصیّت نماید، سپس ضررى به جان خویش وارد کند که موجب مرگش گردد وصیّتش صحیح است، هرچند هنگام وصیّت قصد داشته باشد بعد از وصیّت کردن، خودکشى نماید.

شرایط موصی‌له

شرایط و احکام کسی که برای او وصیّت شده (موصی له)

مشروط بودن صحّت وصیّت تملیکی به وجود موصی له

ج۴، مسئله ۱۰۳۶ . اگر فردی وصیّت کند چیزى از اموال او بعد از وفاتش مال شخص معیّنی باشد (وصیّت تملیکی)، ولی آن شخص تا هنگام وفات وصیّت کننده – هر چند به صورت جنین یا نطفه – وجود نیافته[۵] وصیّت مذکور صحیح نیست؛

امّا چنین وصیّتی نسبت به بچّه‌ای که در هنگام وفات وصیّت کننده به صورت «حَمْل» باشد – هرچند هنوز جان نیافته – چنانچه زنده متولّد شود، صحیح است و با قبول ولیّ شرعیش، مالک آن مال می‌ شود؛ ولی اگر قبل از تولّد بمیرد، وصیّت مذکور باطل است و اثری ندارد.

مشروط نبودن صحّت وصیّت عهدی به وجود موصی له

ج۴، مسئله ۱۰۳۷ . اگر فرد وصیّت کند مالی را به شخصی – مثلاً نوه‌هایش – ببخشند (وصیّت عهدی) لازم نیست آن شخص در هنگام وصیّت یا وفات وصیّت کننده وجود داشته باشد.

بنابراین، اگر آن شخص پس از مرگ وصیّت کننده متولّد گردد، لازم است آن مال به او بخشیده و هبه شود[۶] و امّا اگر متولّد نشده و نیز احتمال عقلایی تولّد وی نباشد، وصیّت مذکور باطل است و اثری ندارد؛

البتّه اگر از وصیّت، تعدّد مطلوب استفاده شود،[۷] باید مال مذکور در امر خیر دیگرى که به نظر وصیّت کننده نزدیک‌تر به مورد وصیّت باشد هزینه شود.

تقسیم مساوی مال در صورت متعدّد بودن موصی له

ج۴، مسئله ۱۰۳۸ . اگر انسان مالى را براى چند نفر وصیّت کند،[۸] آنان در آن مال به‌طور مساوى شریک خواهند بود و فرقی ندارد که همگی مرد یا زن یا مختلف باشند؛ مگر آنکه نشانه و قرینه‌اى در بین باشد که در این صورت بر همان اساس عمل مى‌شود؛

به عنوان مثال اگر فرد مال خود را برای فرزندانش (پسر و دختر) یا برای عمو و عمّه‌اش یا دائی و خاله‌اش وصیّت کند، مال به‌طور مساوی بین آنان قسمت می‌شود؛ مگر آنکه از قرینه‌ای فهمیده شود که مثلاً افراد مذکّر دو بار مؤنّث سهم دارند.

مسلمان نبودن کسی که برای وی وصیّت شده

ج۴، مسئله ۱۰۳۹ . مسلمان بودن «موصی له» در وصیّت شرط نیست. بنابراین، وصیّت کردن برای کافر یا مرتدّ – هرچند مرتدّ فطری – صحیح است.[۹]

وصیّت برای بچّۀ نابالغ و قرار دادن حقّ تصرّف در مال مورد وصیّت برای غیر ولیّ شرعی

ج۴، مسئله ۱۰۴۰ . اگر فردی وصیّت تملیکی به مالی برای بچّۀ نابالغ نماید، ولی ولایت در تصرّف مال مذکور را برای شخصی غیر از ولیّ شرعی وی قرار دهد، برای شخص مذکور ولایتی بر مال بچّۀ نابالغ ثابت نمی‌شود و ولایت با ولیّ شرعی[۱۰] اوست؛

امّا اگر وصیّت عهدی نماید که مال مذکور نزد آن شخص باقی مانده تا بچّۀ نابالغ، بالغ شده و پس از بلوغ آن را به وی هبه کرده و ببخشد، اشکال ندارد؛

همین طور، اگر وصیّت عهدی نماید که آن شخص مال مذکور را بدون هبه و بخشش، برای بچّۀ نابالغ هزینه نماید، مثلاً با آن خوردنی یا آشامیدنی تهیّه کرده و در اختیار کودک قرار دهد، در صورتی که این امر منافات با حقّ ولایت و حضانت کودک نداشته باشد، اشکال ندارد.

[۱] . از شرایط وصیّت کننده بنده نبودن و حرّیّت – با توضیحی که در کتاب‌های فقهی ذکر شده – می‌باشد، ولی از بیان احکام آن به جهت اینکه امروزه محلّ ابتلا نیست، صرف نظر می‌شود.
[۲] . پسر بچّه ‌ای که ده سال قمریش کامل شده است.
[۳] . پسر بچّه ‌ای که هفت سال قمریش تمام شده است.
[۴] . خود‌کشی حرام و از گناهان کبیره محسوب می‌شود.
[۵] . مانند نوه ‌هایی که تا هنگام وفات وصیت کننده موجود نیستند.
[۶] . قبول و قبض که شرط صحّت در هبه و بخشش است، توسط ولیّ شرعی طفل صورت می‌گیرد.
[۷] . یعنی وصیت کننده در وصیت مذکور دو امر را لحاظ کرده و دو مطلوب داشته؛ اوّل: بخشش آن مال به شخص مورد نظر؛ دوّم: صرف آن مال در امور خیر، طوری که اگر مطلوب اول محقّق نشد، امر دوم مورد درخواست وی باشد و به عبارت دیگر، وصیت کننده در وصیّتش صرف مال در امور خیر با تقدّم و اولویّت بخشش مال به شخص مذکور را در نظر داشته است.
[۸] . فرقی بین وصیّت تملیکی و عهدی در حکم مذکور نیست.
[۹] . مگر آنکه وصیّت از جهت دیگری باطل باشد.
[۱۰] . منظور از «ولیّ شرعی» پدر و پدربزرگ پدری بچّۀ نابالغ و در صورت فقدان آن دو، وصیّ و قیّمی که از طرف آنان قرار داده شده و در صورت عدم وجود وصیّ و قیّم، حاکم شرع می‌باشد؛ تفصیل احکام اولیاء در جلد سوّم، فصل «حَجْر» ذکر شد.
اسکرول به بالا